
محمد میرکیانی- یکصدوهفتمین جایزه ادبی نوبل، امسال در حالی به ماریو بارگاس یوسا اعطا شد که شاید از نهادی که بر مبنای تفکرات سلطه اداره میشود، جز این هم انتظاری نمیرفت. چنانکه نه تنها در محافل ادبی دنیا که از سوی نویسندگان و مدیران فرهنگی کشورمان از جمله محسن پرویز نیز این قضیه پیشبینی شده بود.
به اعتقاد من، جایزه ادبی نوبل در حال از دست دادن تدریجی اعتبار فرهنگی خود است و سند و گواه این ادعا، نویسندگان و شاعرانی هستند که همه ساله از سوی بنیاد نوبل تشویق میشوند و جایزه این بنیاد را با افتخار به خانه میبرند. در حالی که بنیاد نوبل، با دادن جایزههای سالانه خود به آن دسته از افرادی که یا با فرهنگ سلطه کنار آمدهاند یا حتی درصدد ترویج این فرهنگ هستند، آرام آرام به مرکزی برای مقابله فرهنگی با تفکرات و اندیشههای ضداستعماری مردم آزادیخواه جهان تبدیل میشود.
گمان من به عنوان یک نویسنده ایرانی، این است که آنها میخواهند دنیا را به سمت یکسانسازی فرهنگی- که همان خواست قدرتهای سلطهگر و استعماری است- ببرند، بنابراین به وضوح مشاهده میکنید که تنوع اندیشه در میان دریافتکنندگان نوبل دیده نمیشود و این گوناگونی و تنوع، در نوبل در حال رنگ باختن است.
به همین دلیل به شدت اعتقاد دارم که کشورهای آزادیخواه جهان باید به فکر تشکیل یک ستاد اولیه به منظور تأسیس یک بنیاد و سپس اهدای یک جایزه معتبر جهانی باشند. مراکز یادبود فرهنگی در جهان فراوان است و اندیشمندان، نویسندگان و اهالی قلم در کشورهای آزادیخواه میتوانند برای تأسیس یک جایزه جهانی با اعتباری به مراتب افزونتر از نوبل به توافق برسند.
گمان میکنم اگر چنین توافقی حاصل شود، گردانندگان و دستاندرکاران نوبل دست از یکهتازی برخواهند داشت، چون واقعیت این است که هرچه میگذرد، اعطای جایزه به کسانی که فرهنگ سلطه را پذیرفته و آن را رواج میدهند، آشکارتر میشود و من به عنوان یک اهل قلم که نزدیک به سه دهه در حوزههای مختلف ادبی، قلم زدهام به شدت احساس نگرانی میکنم، البته ممکن است این سخن مطرح شود که نمیشود به سرعت یک جایزه معتبر ادبی در جهان راه انداخت، اما من معتقدم جهان امروز، جهان بستهای نیست و حالا که ارتباطات و رسانه، بسیار گسترش یافته، میشود با تکیه بر اینها، راه دراز جستوجوی اعتبار برای جوایز ادبی را کوتاه کرد. مگر نه این است که امروز، جشنوارههایی مثل فیلم فجر و فیلم کودک و نوجوان، اعتبار فراملی یافتهاند و فیلمسازان دنیا برای ارائه بهترین کارهای خود به این دو جشنواره اشتیاق نشان میدهند؟ حالا اگر نویسندگان، شاعران و دستاندرکاران حوزه قلم در کشورهای آزادیخواه و ضداستعماری برای تأسیس یک جایزه جهانی پیمان ببندند، به مراتب این اعتبار، زودتر حاصل میشود.
به عقیده من، این حرکت، ابتدا باید از تشکلهای غیردولتی شروع شده و با کمک دولتهای مستقل و آزادیخواه به نتیجه برسد. مسلماً جامعه نویسندگان از دولت انتظار حمایت دارد و اطمینان دارم که دولت جمهوری اسلامی هم به این مقابله فرهنگی کمک خواهد کرد؛ چرا که همه ساله، آثار و نویسندگانی که آشکارا علیه استقلال فرهنگی دولتهای مستقل موضع دارند، از سوی بنیاد نوبل برگزیده میشوند و این قضیه، فقط دامنگیر حوزههای ادبی نیست و راهی به عرصههای سیاسی نیز خواهد داشت.
از هیاهوهای داخلی هم نباید بترسیم که چون جایزهای به اعتبار نوبل به کسی اعطا شده، نقدش جایز نیست. به اعتقاد من، حقیقت فرهنگ و اندیشه، بالاتر از هر جایزهای است و ما پس از اعلام نتایج جوایزی مانند نوبل، باید ببینیم این حرکتها به نفع ملل آزاده جهان هست یا نه. چرا که آشکارتر کردن مسیر عدالت و انسانیت، یکی از وظایف جوایز ادبی در دنیاست، اما این حرکت در نوبل، سالهاست که اتفاق نمیافتد.
منبع: فارس