
محمدرضا سرشار در یادداشتی با عنوان «غلبه روزافزون نفسانیت در طیفی از جامعه هنری- ادبی» به انتقاد از بیتقوایی در عرصه فرهنگ پرداخت.
در بخشی از یادداشت این نویسنده با اشاره به خلوص نیت و توجه به رضایت پروردگار از سوی نویسندگان در زمانهای گذشته آمده است: چه هنرمندان متدین و مخلصی که چه بسیار آثار ارزشمند و مانای هنری را با نیت خالص و قصد قربت پدید میآوردند و به هیچ عنوان حاضر نمیشدند نام و امضایشان را پای آن آثار بگذارند. (به همین سبب نیز هست که پدیدآورندگان تعداد زیادی از آثار ارزشمند هنری متعلق به قرون و اعصار گذشته، بر مردم هم روزگار و دورانهای بعد آن هنرمندان، پوشیده مانده است و خواهد ماند، تا ابدالاباد).
سرشار همچنین به دروغپردازان و مدعیان دروغین فرهنگ تاخته و بدون اشاره به اسم خاص یا فرد معلومی، به یکی از سایتهای ادبی توجه داده و نوشته است: از این نمونه است نویسندهای که اخیراً در سایتی ادعا کرده بوده مثلاً عمر و جوانیاش را بر سر فلان جایزه ادبی فلان تشکل گذاشته، در حالی که جز یک دوره دبیری آن با احترامات فائقه، هیچ کار خاصی برای آن نکرده بود، بلکه به عکس، کسانی دیگر هم فکر و پیشنهاد آن جایزه را مطرح کرده و هم به فراهم آوردن مایحتاج و بودجه آن در دورههای متمادی پرداخته بودند، بیآنکه جایی به بیان این فعالیتهای خود پرداخته باشند. یا همو در جاهایی دیگر مدعی شده بود که... و... کارها کرده است، در حالی که موضوع یا اصولاً به آن شکل نبود یا بسیار کوچکتر و کماهمیتتر از آن بود که او جلوه داده بود.