از يك تعقيب و گريز آغاز ميشود، شليك چند خمپاره و تصرف كشتي؛ بههمين راحتي و شايد هم از اين راحتتر. اگر كشتي تجاري و نفتكش به دام افتاده، خيلي خوش شانس باشد غارت ميشود اما اگر گير اهلش بيفتد به گروگان برده خواهد شد و جز ابهام درآينده و سرنوشت ساكنانش چيز ديگري در هواي مهآلود آسمان خليج عدن نميتوان متصور شد. نه چشم بند دارند و نه پاي چوبي، از طوطي سخنگو هم خبري نيست و بهجاي پيپ، سيگار ميكشند.
از خليج عدن ميگوييم؛ از بابالمندب و «برموداي كشتيهاي تجاري»، منطقهاي كه تا كمتر از سه سال پيش طي 24 ساعت، شاهد دهها بار درگيري و لخت كردن كشتيها بود. ميگويند سومالياييها اين منطقه را با دزديهاي خود آباد كردهاند و به صغير و كبير كشتيها هم رحم نميكنند. بههمين علت است كه در وضعيت امروز سومالي، دزدي دريايي يگانه منبع «درآمد ملي» كشوري شده است كه ديگر نميتوان كشورش خواند. اهميت دزدي دريايي از آن جهت نيست كه دزدان ناكام گذاشته شوند بلكه از آن حيث قابل پردازش است كه اولاً 90درصد مبادلات تجاري و اقتصادي اين كشور از طريق دريا صورت ميگيرد و ثانياً كمتر كسي باور دارد كه دزدي دريايي همچنان وجود دارد و انجام ميشود. چنانچه ذهنيتتان از دزدي دريايي همان ذهنيتي است كه در كارتنها و فيلمها القا شده است به شما توصيه ميشود گفتوگوي «جوان» را با امير دريادار «حبيبالله سياري»، فرمانده نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران بخوانيد. در اين گفتوگو سعي شده به زواياي پنهان اين تروريسم دريايي اشاره شود.
گفتوگو: وحيد حاجي پور