کد خبر: 415546
تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۳۸۹ - ۱۲:۳۹
گپ و گفتی با اسطوره شاهنامه
میهمان این هفته صفحه جوانی یل یلان رستم از پهلوانان به نام ایرانی است. او که چند سالی است پهلوانی را کنار گذاشته‌ درحال حاضر به کارهای دیگری مشغول شده است برای همین به منزلش درپامنار رفتیم و مصاحبه‌ای با او انجام داده‌ایم تا از حال و روز فعلی‌اش با خبر شویم‌. سلام رستم خان این روزها چه کار می‌‌کنید؟سلام ودرود، دراین عمرکوته زیر سایه یزدان پاک به دنبال لختی سیم و زریم‌. پس از انصراف از پهلوانی به چه کاری مشغول شدید؟پس از سربتافتن از پهلوانی و یلی، کمی ‌‌در خانه کردم تنبلی. به این آرزو که دستگاه تأمین اجتماعی دراین سال‌های فرتوتی، یل سیستان را تهیدست وتنها مگذارد. پس از کوته زمانی از این وضع وحال، روزی سحرگاه که از خواب برخاستم بدیدم تهمینه رابر بالین خویش با گرزی گران منتظر، بگفتم که ‌ای زن چه شد اینگونه هستی دژم؟! به پاسخ گفت: بس است تنبلی، برو پی کاری ناسلامتی تو یلی.برخاستم از خفتگاه واز خانه بیرون شدم .پی کار بر دور گردون شدم، اما نیامد برایم کاری پدید، از این چرخ گردون شدم نا امید .چو اینگونه شد بهر من روزگار به اجبار آمدم سوی دیرینه یار(منظورمان رخش با وفاست)، مهیا نمودم رخش را بهرمسافرکشی همی‌‌حال هم که پیش توام، در گذرگاه آزادی - تجریش مسافرکشم .راستی از سهراب برایمان بگویید؟چه خبر؟نپرس از پور من که دل خون است از دست اوی، پس از انصراف از پهلوانی بگفتا که‌ای پدر من خواهم به مکتب روم، بیاموزم علم ودانش. همی‌‌شد سوی دانشگاه ودر دانشگاه به آموختن مهندسی رایانه مشغول شد. چو رفت سوی کلاس، بدیدا دختری همان دم، دل باخت این جوان خام من ودراین دوست‌های دانشگاهی گرفتار شد. همی‌دانم که او روزی انگشت ندامت خواهد گزید.رستم جان این ادبیات برای جوانان امروزی سخت است جان مادرتان رودابه با ادبیات امروزی صحبت کنید تا جوانان بفهمند؟آری، هم وغم خویش بر آن دارم گرچه مرا سخت می‌‌آید.راستی هفت خوان را چه کار کردید دوباره قصد عبور از آن را ندارید؟نه، امروز عبور از تورم خودش به جای هفت خوان هفتاد خوان است. در حال حاضر که سهراب می‌‌خواهد ازدواج کند با این شرایط خودش یک هفت خوان به تمام معنا درپیش روی دارد. البته تنها مشکل او نیست بهمن پسر اسفندیار هم همین مشکل را دارد. تازه چند وقت پیش من با مسافر کشی با رخش توانستم برای سهراب خانه‌ای بخرم اما بنده خدا همین اسفندیار که حالا همسایه بغلی‌مان شده حتی پول اجاره هم ندارد وهمسایه به زودی بیرونش می‌‌کند.نام رخش را بردید چه خبر از رخش؟مدتی او را در کارواش اشکبوس گذاشتم اما پس از مدتی مجبور شدم او را به خط بیاورم اما به دلیل گرانی پس از مدتی که پول یونجه‌اش را نداشتم، او را دوگانه سوز کردم. البته انصافاً آنگونه که در میدان رزم می‌‌تاختم در خیابان‌های تهران نمی‌‌توان تاخت.خبری از گودرز واشکبوس دارید؟ای آقا ما زدوستان انتظاری یاری داشتیم.اشکبوس بعد ازاینکه پیش کیکاوس دائم خودش را شیرین می‌‌کرد کیکاوس به خاطر تملقش رانت خوبی به او داد او هم با این رانت شرکت هرمی ‌‌تأسیس کرد وسر مردم را کلاه می‌گذارد.دیروز هم در خط دیدمش که نزدیک بود دستم به خونش آلوده شود (بزنم فک ومکشو بیارم پایین!) اما او زودتر به من حمله کرد.به زه کرد کمان زود اشکبوستنی لرز لرزان و رخ سندروسبا هم گلاویز شدیم ومن هم مشتی حواله صورتش کردم.(کله تو صورت)برو راست خم کرد و چپ کرد راستخروش از خم چرخ چاچی بخاست اما گودرز شبانه روز با بیماری پسرش روهام درگیر است وپول دارو ندارد.برای همین به پیش گرسیوز در ناصر خسرو رفت تا از او دارو تهیه کند، گرسیوز هم که قبلا به سیاوش رحم نکرده بود خواست که این بار سر گودرز کلاه بگذارد که کاوه نگذاشت.خروشید و زد دست بر سر زشاه کـه شـاها منـم کــاوه دادخــواهکاوه که از کسبه بازار تهران شده از روی خیر خواهی به گودرز کمک کرد که بیماری روهام را درمان کند.درپایان صحبتی با جوانان یا در خواستی از مسئولان دارید؟خواهم از جوانان که همی‌‌احترام بزرگترها را حفظ کنند. ما آن قدیم‌ها پایمان را پیش زال خدا بیامرز دراز نمی‌‌کردیم‌. از مسئولان محترم می‌‌خواهم به فکر جوان‌ها باشند و از صدا و سیما هم درخواست دارم که این همه افسانه جومونگ را پخش نکند. پس ما چی این همه زحمت کشیدیم اسطوره شدیم که جومونگ بسازند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار