کد خبر: 415438
تاریخ انتشار: ۱۷ مهر ۱۳۸۹ - ۲۰:۰۶
به بهانه یک پرواز دیگر...
منوچهر پور ولی‌کلشتری- استاد منوچهر حقانی‌پرست پر کشید و رفت. خبرش در یک جمله کوتاه به شکل پیامک به گوشی تلفن همراهم رسید‌. «استاد منوچهر حقانی درگذشت». نوشتن درباره او برایم دشوار است ، چرا که چند سال به طور مداوم در جلسات هفتگی با منوچهر حقانی‌پرست گفت و گو داشته‌ام و از نزدیک از دردهای این فیلمساز با خبر بوده‌ام‌. خیلی برایم سخت است که چشم‌هایم را ببندم و آن لحظه‌ای را در خاطرم تجسم کنم که در دفتر کارش ــ کنار تمام فیلم‌ها و کتاب‌هایی که دوست شان داشت ــ سرش را گذاشت روی میز و دیگر هیچ وقت بلند نشد‌. منوچهر حقانی‌پرست درس خوانده اروپا بود‌. در ایتالیا سینما خوانده بود و شاگرد کارگردان بزرگی چون برتولوچی بود اما هرگز حتی برای لحظه‌ای مغرور نبود‌. منوچهر حقانی‌پرست، نه عاشق رنگ و لعاب غرب بود و نه دلداه جریان روشنفکری گم شده‌ داخل‌. او یک استاد فیلمساز ایرانی بود، یک وطن پرست به تمام معنا که در جنگ هشت ساله مثل خیلی‌ها خانه نشین نشد و برای فعالیت هنری دل به خاکریزها سپرد‌. شاید خیلی‌ها ندانند که محسن مخملباف فیلمساز متواری و گریخته‌ فیلم توبه نصوح ، ساخت این فیلم را مدیون منوچهر حقانی پرست است‌ و چه تقابل پر معنایی است میان منوچهر‌حقانی پرست و محسن مخملباف‌. یکی در مقام استادی و آن یک در موقعیت شاگردی‌. منوچهر‌حقانی‌پرست در اروپا سینما را آموخت و به ایران بازگشت و به انقلاب دل داد‌ و محسن مخلباف در آغوش انقلاب پا گرفت و سینما آموخت و به اروپا گریخت‌. اگر چه فعالیت جدی فیلمسازی منوچهرحقانی پرست به دهه اول بعد از انقلاب محدود می‌‌شود ، اما در وزارت ارشاد تا زمانی که حس کرد هوای سالمی برای تنفس دارد، ماند و در مدیریت‌های مختلف خدمت کرد‌. با ورود عطاءالله مهاجرانی به مجموعه ارشاد حس کرد هوای تازه ارشاد مسموم شده است و دیگر از آن هوای انقلاب و امام و شهدا خبری نیست‌. این بود که مقام، منصب، دفتر و میزش را رها کرد و به دفتر خلوت خودش پناه برد‌. منوچهر حقانی‌پرست یک انسان بود‌. انسانی بی‌ریا و صادق‌. نه مثل ماها ریش داشت و نه پیراهنی با یقه گرد تنش می‌‌کرد‌. خودش بود و خداوند شاهد بر این ادعاست که بیشتر از تمام ما و بیشتر از خیلی‌های دیگر دلش برای انقلاب می‌‌سوخت و دغدغه آرمان‌های امام و شهدا را داشت‌. چند سالی بود که دغدغه ساخت فیلمی مستند درباره تعزیه را داشت‌. شیفته تعزیه و مراسم عزاداری حضرت سیدالشهدا بود‌. طرحی سینمایی درباره جانبازان معلول جسمی داشت و شرایط دشواری که آنها در زندگی داشتند‌. طرحش در همان دولت دوم خرداد رد شد و مدیر مربوطه خیلی صریح اعلام کرد «این کارها دیگر ارزش ساخت ندارد‌. حرف تازه بزن منوچهر» یک سالی می‌‌شد که با هم درباره نگارش فیلمنامه‌ای تحت عنوان «دلقک» با محوریت شهدای انفجارهای شهر کربلا همفکری داشتیم‌. شاید اگر بیماری قلبی‌اش مجال می‌‌داد او می‌‌توانست فیلمی تازه بسازد و حیات هنری‌اش را اعلام کند‌. اما افسوس که هرگز این فرصت برای او مهیا نشد‌. در سال‌های آخر سینما و کارگردانی و تصویربرداری درس می‌‌داد‌. دفترش آغوش، باز کرده بود برای داستان نویسان و فیلمنامه نویسان جوان. و این روزها روزهای سخت و دشواری است برای همسرش ــ راضیه تجار ــ که از نویسندگان بنام بعد از انقلاب محسوب می‌‌شود‌. منوچهر حقانی‌پرست آنگونه که باید دیده نشد‌. سال‌ها در اتاق کارش نشست و خواند و نوشت و ایده تولید کرد‌. منوچهر حقانی‌پرست سرمایه‌ای بود برای انقلاب، سرمایه‌ای که در بازی‌های مدیریتی به انزوا کشیده شد و تنها ماند و تنها مُرد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار