
به گزارش خبرنگار «جوان» زمستان سال گذشته مرد جوانی مأموران پلیس امنیت تهران را در جریان حمله شبانه یک مرد شیطانصفت به خانهاش قرار داد. این مرد با چشمان اشکبار به مأموران پلیس گفت: نیمههای شب به همراه همسرم حین بازگشت از میهمانی بودم که مادرم با صدای لرزان با من تماس گرفت و از من درخواست کرد خودم را هرچه زودتر به خانهاش برسانم. من همسرم را به خانهمان رساندم و برای کمک به مادرم راهی خانهاش شدم. مادرم بیمار بود و او را به بیمارستان رساندم تا اینکه ساعت چهار صبح با تماس همسرم از یک حادثه هولناک با خبر شدم. همسرم در حالی که به شدت گریه میکرد با صدای بریده گفت که یک مرد متجاوز او را در خانهمان به شدت آزار داده است.
زمانی که مأموران پلیس از ماجرا باخبر شدند با تشکیل تیم ویژهای تلاش گسترده را برای دستگیری مرد شیطانصفت آغاز کردند. زمانی که همسر این مرد مقابل کارآگاهان زبده پلیس قرار گرفت، گفت: نیمههای شب با صدای شکستن شیشه هراسان از خواب پریدم و زمانی که به آشپزخانه رفتم با مردی مواجه شدم که چاقوی بلندی در دست داشت. من که غافلگیر شده بودم با تهدید مرگ از سوی مرد متجاوز مواجه شدم و لحظاتی بعد از سوی او مورد آزار قرار گرفتم اما با ترفندی توانستم شماره تماس مرد مهاجم را به دست بیاورم.
زمانی که حرفهای زن جوان به پایان رسید و کارآگاهان دریافتند شماره تماس مربوط به مرد مهاجم است، عملیات برای دستگیری او کلید خورد.
با کنترل نامحسوس پلیس زن جوان با مرد شیطانصفت در یکی از میادین پایتخت قرار ساختگی داشت، مرد شیطانصفت در حالی که غافلگیر شده بود به وسیله پلیس دستگیر شد.
امید 28 ساله خود را پسر یک تاجر معروف معرفی کرد. او به مأموران پلیس گفت: من از خانواده ثروتمندی هستم که پدرم در دوبی زندگی مرفهی دارد.
او به ارتکاب جنایت خود اعتراف کرد. وی دوم اسفند سال 88 در شعبه 77 دادگاه کیفری استان تهران مقابل پنج قاضی دادگاه محاکمه شد. او گفت: دو سال پیش از خانه پدرم در خارج قهر کرده و به ایران بازگشتم. من برای انتقام از پدرم تصمیم گرفتم با کارهای خلاف آبرویش را ببرم، بنابراین به مواد مخدر شیشه روی آوردم و دست به ارتکاب سرقت زدم به طوری که سه بار به اتهام حمل مواد مخدر، خرید مال مسروقه و سرقت همراه با آزار دستگیر و زندانی شدم و پس از 10 ماه آزاد شدم. او درباره شب حادثه گفت: در اتاقک بالای ساختمان این زن پنهان شده بودم که متوجه حضور این زن و شوهرش شدم. من آنها را از نورگیر خانه میدیدم و زمانی که مرد صاحبخانه خارج شد تصمیم گرفتم نیت شوم خودم را اجرا کنم بنابراین تا خوابیدن زن صبر کردم و پس از اطمینان از غیبت همسرش با قمهای که در دست داشتم از نورگیر خانه وارد شدم و نیت خود را عملی کردم.
قاضی اکبر ساعی، رئیس شعبه 77 دادگاه کیفری استان تهران پس از مشاوره با مستشاران وارد شور شد و متهم را به اعدام محکوم کرد و حکم اعدام از سوی دیوان عالی کشور تأیید شد.