کد خبر: 411486
تاریخ انتشار: ۲۴ شهريور ۱۳۸۹ - ۲۱:۰۲
عقربه‌های قطب‌نمای اشغالگران، افغانستان را نشان می‌دهد؟
طی سال‌های گذشته افغانستان همواره قربانی و بازیچه رقابت قدرت‌های بزرگ بوده است. یک روز تهاجم نظامی اتحاد جماهیر شوروی و روز دیگر حمله نظامی امریکا و متحدانش، این کشور را درگیر موج ناآرامی‌ها و بی‌ثباتی‌ها کرده است. در این بین از سال 2001 که ایالات متحده امریکا به بهانه مبارزه با تروریسم به افغانستان حمله کرد، این کشور نه تنها روی آرامش و ثبات را ندیده، بلکه هر از چند گاهی با طرح‌ها و ایده‌های مختلفی برای آینده خود نیز مواجه می‌شود. در آخرین طرحی که توسط یکی از معتبرترین مراکز تحقیقاتی بریتانیا ارائه شده، انستیتوی بین‌المللی مطالعات استراتژیک (آی‌ای اس اس)، خواستار تغییر بنیادی در استراتژی غرب در قبال افغانستان شده است. اگر چه این مؤسسه معتقد است طرح مورد نظرش نمی‌تواند به عنوان پایان نقش بین‌المللی در افغانستان باشد، اما در عین حال اعتقاد دارد هرگاه این برنامه عملی شود، بسیاری از سربازان ناتو می‌توانند از افغانستان بیرون آورده شوند و آنانی که در آنجا باقی می‌مانند، می‌توانند به جای جنوب در شمال این کشور تمرکز کنند. این مرکز بر این باور است که افغانستان از نظر وقت دیپلمات‌ها و نیروی نظامی هزینه زیاد و غیر‌متناسبی را به خود اختصاص داده است که بهتر است در برابر تهدید‌های در حال حضور در جاهای دیگر از آن کار گرفته شود.
در مجموع این طرح که خواهان باز‌اندیشی کامل در استراتژی جنگ در افغانستان است، شامل چند بند مهم است که عبارتند از:
1ـ حمایت از خروج بیشتر نیروهای غربی از افغانستان و جابه‌جایی نظامیانی که در افغانستان باقی می‌مانند به مناطق دیگر در داخل این کشور.
2ـ تغییر شیوه کنونی مبارزه و حضور ناتو در افغانستان که بر روند ملت‌سازی تأکید می‌کند و تبدیل آن به محدود کردن فعالیت‌های شورشیان و جلوگیری از توسعه آنها.
3ـ ایجاد یک حکومت نامنظم فدرالی به جای حکومت متمرکز فعلی.
اگر چه ظاهر قضیه حکایت از طرح یک ایده نه چندان تازه برای آینده افغانستان دارد، اما چنانچه به عمق آن نگریسته شود، آنگاه پیامدهای ناخوش طرح چنین ایده‌ای کاملاً مشخص می‌شود که به برخی از آنها اشاره می‌شود:
1ـ تجزیه افغانستان: این طرح که افغانستان را با خطی فرضی به دو بخش شمال و جنوب تقسیم می‌کند، عملاً زمینه‌های تجزیه این کشور را فراهم می‌سازد، زیرا چنین طرحی می‌تواند باعث ایجاد تنش‌های قومی و افزایش تضادهای حقوقی- اجرایی شود که به‌طور جداگانه طراحی شده‌اند. نباید از یاد برد که پیشتر «رابرت دی بلک ویل» سفیر سابق امریکا در هند نیز در مقاله‌ای در نشریه تایمز مالی پیشنهاد مشابهی را ارائه کرده بود و او نوشته بود که چون امریکا نمی‌تواند در جنگ جاری در افغانستان برنده شود، پس باید تجزیه بالفعل این کشور را بررسی کند. 2ـ قدرت‌گیری مجدد طالبان: این طرح برای طالبان این زمینه را میسر می‌کند تا مناطق خودشان را اداره کنند و عملیات نظامی در افغانستان در مناطق آنها (یعنی جنوب) در صورتی انجام شود که القاعده به این مناطق برگردد، زیرا بر اساس این طرح، جنوب پشتون‌نشین به طالبان واگذار می‌شود و در مقابل، از شمال که در آن ازبک‌ها، تاجیک‌ها و هزاره‌ها زندگی می‌کنند، حمایت به عمل می‌آید. از این رو به نظر می‌رسد که پیشنهاد‌کنندگان این طرح قصد دارند به نوعی راه را برای نوعی حاکمیت طالبان در نقاطی که آنها بیشترین قدرت را دارند (جنوب افغانستان) فراهم کنند و خواسته آنها را به نوعی در اجرای قوانین به سبک خود فراهم آورند.
به هر حال در شرایطی ایده‌ها و طرح‌های مختلف برای آینده افغانستان مطرح می‌شود که از یک سو همچنان ابهامات مهمی در خصوص آینده این کشور وجود دارد و از سوی دیگر، حضور نظامی دول غربی به رهبری امریکا در افغانستان به مدت تقریباً یک دهه بار سنگینی را بر دوش این دولت‌ها قرار داده است و با توجه به سطح نا‌آرامی‌ها و تا حدی ناتوانی دولت مرکزی کابل در کنترل اوضاع، این کشورها به دنبال راهی برای خروج از این بحران هستند. چنانکه امریکا در شرایطی برنامه آغاز خروج سربازان خود از افغانستان را از ماه جولای سال آینده میلادی آغاز خواهد کرد که دولت افغانستان اعلام کرده نیروهای داخلی این کشور تا سال 2014 میلادی توانایی حفظ امنیت این کشور را به تنهایی نخواهد داشت. از این رو شاید توالی بحران‌ها در افغانستان و ناتوانی امریکا و متحدانش در ایجاد ثبات در این کشور، آنها را به سمت ایجاد نوعی حکومت نامنظم فدرالیسم و دادن امتیازاتی به طالبان ترغیب کند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار