
رضا احسان پور - تهیهکننده «دو قدم مانده به صبح»از پخش دوره جدید این برنامه در مهرماه خبر داد و اعلام کرد: در دوره جدید «دو قدم مانده به صبح»به مفاهیم و واژههای بنیادی زندگی مانند امید، نا امیدی، راستی، دروغ، اخلاق و بیاخلاقی، آگاهی، نادانی، زوال، جاودانی، رویا، کابوس و ... میپردازیم.
در این دوره برنامه از سطح معنایی عامتری برخوردار است و مردم با حضور در برنامه تجربیات شخصی خود را بیان میکنند. البته این مفاهیم به شکل عمیق هم در حوزههای فرهنگی، جامعهشناسی و روانشناسی و دین مطرح میشوند.برنامه «دو قدم مانده به صبح»تا قبل از ماه رمضان روزهای شنبه تا چهارشنبه از شبکه چهار پخش میشد.پخش این برنامه از 8/5/1386 آغاز شده بود.
***
«دوقدم مانده به صبح» برنامهای است که با نگاهی نو چه در مفاهیم و موضوعاتی که به آنها میپرداخت و چه در قالب و شکل، خیلیها را با تلویزیون آشتی داد و آنها را تا نیمههای شب پای تلویزیون نشاند و حرفهای نویی برای مخاطبی که این حرفها را کمتر از تلویزیون میشنید داشت.
از نقاط قوت برنامه و شاید یکی از ویژگیهای این برنامه که آن را در ذهن مخاطبان تا مدتها ماندگار نگه میدارد، مجری دوست داشتنی، طناز و خوش اخلاق برنامه است. کسی که با نوع جدیدی از اجرای زنده تلویزیونی شروع کننده جریان تازهای در برنامههای گفتوگو محور است.
هرچند سایر عوامل برنامه از اهالی فن و متخصصان در زمینه کاری خود بودند و اگر تلاش گروهی آنها نبود، یک چنین برنامهای تولید نمی شد ولی به اعتراف مخاطبان، آن چیزی که «دو قدم مانده به صبح» را تا این حد در قاب تلویزیون دلنشین و گیرا کرد، مجری آن است.
طرح یک دغدغه
تا قبل از این شاید نگاهی جدی و تخصصی به موضوعاتی چون تئاتر، سینما، هنرهای تجسمی، شعر، ادبیات، بهداشت روان و ... در برنامههای تلویزیون نبود و اگر هم بود، شکل و شمایل، نوع نگاه برنامه و پرداخت به این سبک نبود که هم بتواند مخاطب خاص را اغنا کند و هم تا حدودی مخاطب عامی که خیلی به این موضوعات علاقهای ندارد؛ البته زمان پخش برنامه خیلی به مخاطب عام دقت نداشت و شاید صرفاً در حد طرح موضوع و ایجاد دغدغه با ظاهری شکیل برای عامه مردم متوقف مانده بود.
«دو قدم مانده به صبح»خط بطلانی بر این نوع تفکر کشید و ثابت کرد که عامه مردم را به عنوان مخاطب نباید مصرف کننده کمدیهای سطحی و مبتذل یا سریالهای ملودرام دانست و این برنامهساز است که میتواند ذائقهساز باشد و سطح سلیقه مردم را ارتقا دهد.
البته این پرسش مطرح است که این برنامه که توانسته بود تا حدی مخاطب عام را به خود جذب کند، در نهایت و پس از دیدن این برنامه چه چیزی در ذهن تماشاچی به جا میگذاشت و غیر از پرداختن به مسائل تخصصی و فنی در زمینههای فرهنگی و هنری، آیا پا را فراتر میگذاشت و در ارائه رویکرد و برنامه و شناخت هنر اصیل و کاربردی که یکی از اهداف متعالیاش به کارگیری آن در جامعه است، هم موفق بود؟ یا فقط بستری برای پرداختن به یک سری موضوعات و بیان یکسری دیدگاهها فراهم ساخته بود که در نهایت نه چیزی به چالش کشیده میشد و نه دردی از جامعه درمان؟
طولانی نبودن گفتوگوها که آفت بسیاری از برنامههای گفتوگو محور است، تنوع موضوعاتی که در این برنامه به آن پرداخته میشد و پرداختن به موضوعات در قالب گفتوگو و گپ که در مقاطعی رنگ و بویی صمیمی و دوستانه به خود میگرفت، مخاطب را پذیرای مباحث جدی و تخصصی مطرح شده در برنامه میکرد ولی باز در مقاطعی پرداختن به جزئی ترین مسائل که تا حد زیادی جنبه شخصی و سلیقهای به خود میگرفت، نه تنها مخاطب عام که چه بسا مخاطب حرفهای را خسته میکرد.
در این برنامه شاهد حضور چهرههای مطرح در حوزههای فرهنگی و هنری مختلف که شاید خیلی از آنها را حتی برای یک بار هم در تلویزیون ندیده بودیم، بودیم. چهرههایی که نه تنها اهمیت برنامه آنها را به حضور در برنامه ترغیب میکرد بلکه در عین حال حضور آنها هم بر اهمیت برنامه میافزود.
برنامه به کجا میرفت؟
«دو قدم مانده به صبح»در برداشت اول به نظر میرسد منعی برای حضور کسی نداشت. درهای این برنامه برای حضور حداکثری کارشناسان و صاحبنظران باز بود و تا جای ممکن در چهارچوبهای معمول جا برای هرشخصی با هر تفکری داشت. همین باعث شده بود تا اهالی فرهنگ و هنر، این برنامه را پاتوقی برای حضور و مطرح کردن بسیاری از مسائل روز جامعه ببینند. در حالی که واقعاً اینگونه نبود.
ولی آیا دقت در انتخاب چهرهها به عنوان مهمان برنامه و کارشناس میشد؟ آیا همه کارشناسان در حد واندازههای مباحث مطرح شده بودند؟ آیا از حداقلهای تخصصی برخوردار بودند؟ و مهمتر از همه اینها آیا با نگاه به پرونده کاری خیلی از چهرههایی که به عنوان عناصر کلیدی در این برنامه به کارگیری شده بودند، واقعاً همه آنها تعلق خاطر به هنرانقلابی و دینی داشتند؟ و حتی کمتر از آن، چرا افرادی که در برخی مقاطع به ضدیت با اصول این کشور برخاستهاند و آثاری از آنها دیده ایم که حرفی جز تخریب و سیاه نمایی چهره ایران و ایرانی نداشته، باید در این برنامه و در تریبون جمهوری اسلامی مجال خودنمایی و چهره شدن آن هم در مقام نقد داشته باشند؟
اگر بحث فقط بر سر تخصص و به کارگیری شخصی در جایگاه منتقد باشد، آیا واقعاً بعضی از این افراد عدالت را در نقد خود رعایت میکردند؟ آیا همه میهمانان به یکاندازه از لبه تیز تیغ نقد آنها میگذشتند یا برنامه در مقاطعی قتلگاه یک عده و تریبون یک عده دیگر میشد؟
ادامه کار چگونه است
این برنامه نه تنها به اهداف و چشماندازی که برای خود تصویر کرده بود، رسیده است بلکه از آن نیز فراتر رفته است. ولی آیا این چشمانداز و هدف واقعاً متعالی و کارآمد بود؟ هرچند همچون سایر چیزها این برنامه هم تحت تأثیر فضای کشور و بعضاً فضای سیاست زده فرهنگ، فراز و نشیبهایی را در کارنامه کاری خود دید ولی نبود برنامههای خوب در تلویزیون دلیل بر ارائه یک برنامه کمی خوب نمیشود. خیلی از کارها را آنقدر نباید انجام داد تا خوبش را ارائه کرد.
این برنامه اکنون پس از وقفهای چند وقته مجدداً قرار است پخش شود. بهرغم تلاش صدا و سیما و به ویژه شبکه چهار به ساخت برنامههایی این چنینی که به صورت تخصصی و در عین حال جذاب به مباحث فرهنگی و هنری بپردازند همچنان خلأ این برنامهها احساس میشود ولی باید دید آیا این توقف چند وقته به رسم معمول برنامههای این چنینی صرفا به جهت تجدید قوا و ادامه همان روند سابق است یا قرار است متولیان این برنامه نکاتی که در نوشتار بالا گوشزد شد را که امیدواریم از دید مسئولان پنهان نمانده باشد، در ادامه کار مدنظر داشته باشند.
امید که مسئولان و مدیران صدا و سیما، همچنان که فضا و بستر را برای ساخت برنامهای این چنینی مهیا کردهاند، امکان ساخت برنامههایی شبیه این و ادامه دار بودن این برنامه را برای چهرههای دیگر که تعلق خاطر بیشتری به هنر انقلابی دارند و هنر را صرفاً برای هنر نمیخواهند فراهمسازند و به کمکها و حمایتهای خود از برنامهسازانی اینچنینی اضافه کنند.