
شهرام خرازیها - مؤتمن فیلمساز بسیار با استعدادی است که نباید با ساختن کمدیهای سبکی مثل «پوپک و مش ماشاالله» و «نون و ریحون» بر کارنامه پرمحتوا و قابل دفاعش خدشه وارد آورد. ترسیم زندگی چند جوان که با هم همکار یا همخانه هستند قبلاً در مجموعههای به یاد ماندنی و خوب «روزگار جوانی» (شاپور قریب)، «خط قرمز» (قاسم جعفری)، «پشت کنکوریها» (پریسا بخت آور) و ... تجربه شده و حالا در «نون و ریحون» به شکلی بیرمق و بدونایدههای جدید تکرار شده است.
مؤتمن در اولین و بهترین فیلمش - هفت پرده - نشان داده بود که چقدر در نمایش زندگی جوانان به بن بست رسیده که از سر ناچاری گردهم آمدهاند تا نقشه یک سرقت را اجرا کنند - موفق است اما در «نون و ریحون» صحنههای مختلف کمدیهای اسلپ استیک – بزن در رویی – دهه 40 یک گروه کمدی سه نفره - «سه تفنگدار»، «سه تا نخاله»، «چهار تا شیطون»، «سه تا بزن بهادر»، «سه بمب آتشین»، «سه قهرمان»، «سه جوانمرد» و... را کنار هم چیده تا مثلا سریال مناسبتی بسازد که اصلا با هیچ چسبی به ماه مبارک رمضان نمیچسبد.
دیالوگهای «نون و ریحون» گاه از جنس محاورات دیروز و گاه نزدیک به مکالمات امروز هستند. کاراکترهای جوان این مجموعه در برخی اپیزودها مثل همسن و سالهایشان در دو دهه پیش حرف میزنند و در دیگر قسمتها اصطلاحات جوانان امروزی را به کار میبرند! قصه بیش از حد پراکنده است.
سرنوشت جوانان «نون و ریحون» به سختی به هم گره میخورد به گونهای که در برخی از اپیزودها با حربه تصادف و اتفاق شخصیتها سر راه یکدیگر قرار میگیرند! به نظر میرسد که نویسنده به هنگام بسط و گسترش طرح اولیه به دفعات با بنبستهای دراماتیک مواجه شده و به واسطه تعجیل و بیحوصلگی با عقبگردی آشکار و توسل جستن به راهحلهای دم دستی و تکراری خود را از شر گرههای کور متن رهانده است.
جوانان «نون و ریحون» از سنخ جوانان جامعه امروز نیستند و سببساز ماجراها و رخدادهایی هستند که عمدتاً در عالم خیالی فیلمفارسی امکان وقوع دارند.
در جهان بی در و پیکر «نون و ریحون» تنگناهای اجتماعی به شوخی گرفته شده و مشکلات با لودگی و بیخیالی حل میشوند.
در پایان از بازیهای سبک و باری به هر جهت این مجموعه تلویزیونی باید انتقاد کرد. به نظر میرسد عمده نماها با یک برداشت و با عجله گرفته شدهاند و کارگردان وظیفهای به عنوان هدایت بازیگران برای خود قائل نبوده است. در میان نقشآفرینان تنها شقایق دهقان و برزو ارجمند بازی دینامیک و تأثیرگذاری ارائه دادهاند که البته بخشی از این تأثیرگذاری به خاطر پرداخت مناسب نقش محوله بوده است. مؤتمن با «نون و ریحون» نشان میدهد که بر استانداردهای سریالسازی وقوف چندانی ندارد.