
کازیمودو را یادتان هست؟همان گوژپشت بیچارهای که در کودکی دم در کلیسای نوتردام پاریس رها شد. اگر قصه «گوژپشت نوتردام» نوشته ویکتور هوگو را هم نخوانده باشید احتمالاً یکی از دهها فیلمی را که براساس این رمان ساخته شده دیدهاید. تا همین چند وقت پیش همه فکر میکردند این انسان کج و معوج ساخته ذهن هوگو بوده است اما حالا اسنادی به دست آمده که ثابت میکند کازیمودو وجود داشته و از قضا چند سال پیش از نگارش این اثر سر و کلهاش در کلیسای نوتردام پیدا شده است.
هانری سیبسان درست به اندازه ویکتور هوگو درباره کلیسای پاریسی مطلب نوشته است. در دهه 1820 این مجسمهساز بیتانیایی استخدام شد تا در کار بازسازی نوتر دام مشارکت کند. او هم مثل هوگو بیماری نوشتن داشت و صدها صفحه خاطره از او به جا مانده است. یک متصدی بایگانی در لندن مشغول ورق زن خاطرات هفت جلدی او بود که متوجه شد یک مجسمهساز قوزی با نام ناشناس هم در آن کلیسا مشغول به کار بوده است.
مجسمهساز بریتانیایی هفت جلد درباره روزهایی نوشته که در پاریس کار میکرده است. سیبسان در جایی مینویسد «دولت فرانسه دستور داده است که کلیسای نوتردام تعمیر شود، حالا کار دارد پیش میرود، من به اتاقهای مخصوصی رفتم که دولت برای بازسازی اختصاص داده بود و در آنجا عدهای مشغول ساخت مجسمههایی برای نوتردام بودند. در همین اتاقها بود که من با سنگتراشی آشنا شدم که بسیار دوست داشتنی بود و رفتاری پدرانه داشت. چون با او مراودهای نداشتم نامش را فراموش کردهام. تنها چیزی که میدانم آن است که وی گوژپشت بود و چندان علاقهای نداشت که با دیگر سنگتراشها گپ و گفتی داشته باشد.»
اواخر خاطرات سیبسان مینویسد که بار دیگر با همین گروه مجسمهساز همکاری کرده است البته این بار خارج از پاریس. دوباره سر و کله مجسمهساز گوشهگیر پیدا میشود. مرد انگلیسی نام او را موسیو لوبوسو میگذارد که در فرانسه به معنای «آقای قوزی» است.
او مینویسد: «موسیو لوبوسو نامی بود که من به او دادم و نشنیدم کسی اسم او را صدا کند، او استاد کار بود و چند نفر زیر دستش کار میکردند، شنیدم که به یکی از همکاران من گفته بود: «خیلی دوست دارم با این مرد انگلیسی کار کنم.»
آدریان گلو، متصدی بایگانی گالری تیت که این موضوع جالب را کشف کرده میگوید:« وقتی دیدم که نویسنده از گوژپشتی در کلیسای نوتردام حرف میزند و متوجه شدم که تاریخها با زمان پیش نگارش هوگو میتواند مطابقت داشته باشد موهای تنم سیخ شد. تصمیم گرفتم دقیقتر آن را بررسی کنم.»
هوگو نگارش کتاب «گوژپشت نوتردام» را از سال 1828 آغاز کرد و سه سال بعد آن را به بازار نشر فرستاد. او علاقه فراوانی به بازسازی کلیسا داشت و به همین دلیل معماری این بنا یکی از بن مایههای اساسی این کتاب است. هوگو آشکارا اعلام کرد که نمای نئوکلاسیک را در بازسازی نوتردام نمیپسندد (همان کاری که سیبسان، گوژپشت و گروهش میکردند) و او سبک گوتیک را ترجیح میدهد.
انتشار این کتاب هوگو را به یکی از مولفان برجسته فرانسوی تبدیل کرد و باعث شد تا در سال 1844 کلیسای نوتردام به سبک گوتیک بازسازی شود. ارتباط نزدیک او با کلیسا کم و بیش ثابت میکند که او احتمالاً آقای گوژپشت را میشناخته است، تحقیقات متصدی بایگانی تیت هم خبر از ارتباط هوگو با شخصیتهایی میدهد که سیبسان در خاطرات خود توصیف کرده است. شان هند، مدیر بخش فرانسهشناسی دانشگاه هارویک که متخصص آثار ویکتوهوگوست میگوید:«این کشف جذابی است. بیشتر استادان دانشگاه که درباره آثار هوگو تحقیق میکنند بدریختی کازیمودورا به مشکلات پزشکی ربط میدهند، اما تا به حال هرگز نشنیده بودم که کسی بگوید او بر اساس شخصیتی تاریخی نوشته شده که واقعاً وجود داشته است.» قرار است خاطرات سیبسان تا آخر ماه آگوست در کتابخانه گالری تیت به نمایش عمومی در بیاید تا همه بتوانند آن را مطالعه کنند.