
وقتی سریال یوسف پیامبر پیامبر از سیمای جمهوری اسلامی ایران و برخی کشورهای دیگر پخش شد، برخی انتقادات از سوی چند تن از روحانیون نسبت به محتوای آن صورت گرفت. پس از آن، اتهاماتی نسبت به تخلفات مالی سلحشور بهعنوان تهیهکننده این سریال در رسانهها منعکس شد. اما با پایان پخش این سریال، خبری از سوی رسانههای داخلی و خارجی فارسیزبان منتشر شد که «فرجا... سلحشور» را بهعنوان سارق ادبی در متن فیلمنامه یوسف متهم میکرد. شخصی به نام سید شهابالدین طاهری مدعی شده بود سلحشور از روی متن فیلمنامه او کپیبرداری کرده است که با همین ادعا سلحشور را به دادگاه نیز کشاند و هنوز نتیجه این ماجرا و اتهام مشخص نشده و ادامه دارد. همه این حرف و حدیث ها بهانه ای شد برای گفتگوی «پنجره» با «کارگردان یوسف پیامبر» تا خود پاسخگوی اتهاماتی باشد که بر او وارد کردهاند.
شنیدن حرفهای سلحشور خالی از لطف نیست.
***
بعد از آغاز پخش مجموعه تلویزیونی یوسف پیامبر، انتقادات، هجمهها و حاشیههایی علیه شما شروع شد. اصل این انتقادات و حاشیهها از کجا بود و چرا اینهمه درباره شما حاشیهسازی شد؟
بخشی از هجمهها برمیگشت به احساس تکلیفی که بعضی از علما و بزرگان میکردند. علمایی مانند آیتا... سبحانی، حاج حسین انصاریان، آقای فاطمینیا که به نظر من ظاهر انتقاد آنها خوب نبود، در حالیکه من مطمئن هستم این بزرگواران با نیت خیر انتقاد کردند، در این شکی نیست، اما این سخنان باعث شد هرکس که میخواست من یا سریال یوسف پیامبر را بکوبد، اول سخن این بزرگواران را مطرح میکرد و مثل چماق اینها را بر سر من میکوبید و بعد رگبار خودش را میبست؛ بدون اینکه هیچ نسبتی با نظر و رأی علما داشته باشد. البته من خوشحالم که علمای دینی ما وارد چنین مقولهای شدهاند و این خوب است، اما به شرط آنکه در همه موارد باشد و هر فیلم و سریالی را نقد کنند، نه اینکه هر زمان یک کار مذهبی ساخته میشود، تازه علما احساس تکلیف کنند که باید آن را مورد نقد قرار دهند.
دسته دوم از هجمهها مربوط به برخی رسانهها بهویژه مجلات هنری بودند که سالهاست بهعنوان بازوی فرهنگی بیگانه دارند در این مملکت کار میکنند و دسته سوم گروهی از مردم بودند که اگر نظری به ذهنشان میرسید میگفتند و احیاناً انتقاد هم میکردند، اما طبق آمار، 94 درصد از مردم این سریال را پسندیده و از آن حمایت کرده و البته درصدی هم مخالف بودند. آن مقدار ایرادی هم که از سوی مردم و برخی علما گرفته شد، حتماً درست بوده و انتقاد حق آنهاست، اما موضوع انتقاد مجلات سینمایی چیز دیگری بود.
با شما عناد داشتند؟
من با واسطه چندبار شنیدم که گفتهاند به سلحشور بگوئید که به فلان مجله و فلان روزنامه یا فلان منتقد مشهور یه چیزی بدهد تا در تأییدش مطلبی منتشر کنند، اما بهطور مستقیم کسی جرئت این را ندارد که چنین پیشنهادی به من بدهد.
بخشی از حاشیههای سریال یوسف پیامبر بر سر مسایل مالی است. هزینه ساخت این سریال چقدر بود و چه مقدار آن را از صدا و سیما یا جاهای دیگر دریافت کردید؟
من در حضور مقام معظم رهبری و بیش از 100 نفر از هنرمندان سریال حضرت یوسف پیامبر به مسئولین صداوسیما گفتم که چرا بودجهای را که به سریال یوسف پیامبر دادهاید، اعلام نمیکنید. مقام معظم رهبری هم فرمودند اعلام کنید. من در حضور ایشان گفتم که بودجه این سریال 7 میلیارد تومان بود که 6 میلیارد و 450 میلیون تومان را صداوسیما داده است و بقیهاش را من از مسئولین مختلف کمک گرفتهام. این رقمی است که من اعلام میکنم. هر مسئولی در این مملکت به من پول داده که من اعلام نکردهام، بگوید. من دارم میگویم که از رئیسجمهوری سابق، از رئیسجمهوری کنونی، از وزارت بازرگانی، از سپاه و ... کمکهایی در قالب وجه نقد یا کالا یا امکانات دریافت کردهام که همه اینها با بودجهای که صداوسیما به من داده است از 7 میلیارد تومان بیشتر نمیشود.
در قراردادتان یک متمم وجود دارد که شما را موظف کرده همه کمکهای خارج از سازمان صداوسیما را اعلام کنید. شما همه موارد را به صداوسیما اعلام کردهاید؟
من لیست همه کمکهای خارج از سازمان را مستقیماً به آقای ضرغامی و معاونینشان دادهام.
این نوع سریالها معمولا هزینههای خیلی بیشتر از 7 میلیارد میبرد. شاید برای همین خیلیها نسبت به این موضوع حساس شدهاند. شما چطور میگویید با 7 میلیارد سریال یوسف پیامبر را ساختهاید؟
چرا من با 7 میلیارد این سریال را ساختهام؟ چون در ساخت آن دزدی نبوده، نظم و برنامهریزی بوده، حلال و حرام هم سرمان میشده. ما با فیلمنامه آماده سر صحنه رفتیم. فیلمنامه کاملاً آماده باعث میشود تا از قبل دقیقاً بدانیم به چه چیزهایی احتیاج داریم. ضمن اینکه در تلویزیون، چهره مهم است و تهیهکنندگان تلویزیون برای اینکه مردم، سریالشان را ببینند، میروند سراغ چهرههایی که مردم آنها را دوست دارند و مینشینند پای سریال آنها. من هم رفتم دنبال موضوعات و ارزشهایی که مردم ما دوست دارند.
برخی تهیهکنندگان تلویزیون برای یک هنرپیشه 20 میلیون تومان در ماه میپردازند، در حالیکه من هنرپیشه بیشتر از 4 میلیون در ماه نداشتم. برخی سریالهای دیگر در طول شش سال فیلمبرداری میشوند و به اتمام میرسند، یوسف پیامبر فقط 2 سال و 9 ماه فیلمبرداری داشت. طبیعی است که بسیاری از هزینههای ما پایین میآید.
اینکه گفته شده؛ سولهای در خاوران در اختیار شما بوده و بعد از سریال آن را اجاره دادهاید. درست است؟
فرهنگسرای خاوران سولهای را مجانی در اختیار ما قرار داد و ما هم یک ریال آن را پای سریال و تلویزیون حساب نکردیم و بعد از پایان کار به فرهنگسرا تحویل دادیم.
در مورد دوربین فیلمبرداری چطور؟
ما یک دوربین فیلمبرداری از پول سریال خریداری کردیم و یک ریال هم کرایه دوربین ندادیم. من اگر میخواستم کرایه دوربین بدهم، میبایست بیش از 300 میلیون تومان از صداوسیما برای کرایه آن میگرفتم، اما 40 میلیون تومان پرداخت کردم تا آن هزینه را متحمل سریال نکنم و مسئولین صداوسیما بهجای اینکه بگویند دستت درد نکند که تو به جای 300 میلیون، 40 میلیون خرج کردهای، میگویند دوربینها را به ما بده. من هم نمیدهم مگر اینکه آن 300 میلیون اجاره را به من بدهند.
آنچه در پروژههای صداوسیما معمول است، 10 تا 20 درصد کل هزینههای یک سریال حق تهیهکننده است. شما چنددرصد از این 7 میلیارد را برای خودتان برداشت کردهاید؟
من فقط حقوق خودم را گرفتهام که نصف آن را هم برای سریال خرج کردهام.
برای چی؟ مگه حلال نبود؟
شما بروید بپرسید. مسئولین صداوسیما همین درصدی را که میگویید حلال است، میگفتند برای تو حرام است. دیگران اجازه داشتند تا 20 درصد را برداشت کنند، اما به من گفتند که تو نمیتوانی.
دستمزدی که میگویید چقدر بوده؟
4 میلیون تومان در ماه حقوق من بوده که بعداً من فقط یک میلیون و 500 هزار تومان تا یک میلیون و 800 هزار تومان برمیداشتم. حسابدار من زنده است، بروید بپرسید. قرارداد من 4 میلیون در ماه است ولی دریافتیهای من کمتر از آن بوده که کاملاً مشخص است، ضمن اینکه گاهی خود من از همین پول برای یوسف پیامبر خرج کردم.
برای تحقیق و نگارش فیلمنامه چقدر دستمزد گرفتهاید؟
کل دستمزد تحقیق و نویسندگی من برای 45 قسمت سریال به 40 میلیون نرسیده. البته از همین دستمزد باید هزینه 13 کارشناس و محقق را هم پرداخت میکردم.
یکی از مسائلی که این اواخر در مورد سریال یوسف پیامبر پیش آمد، این بود که آقای شهابالدین طاهری شما را به سرقت بخشهایی از فیلمنامه خود متهم کرد و شما به دادگاه احضار شدید. این جریان از کی آغاز شد و خود شما چه زمانی از این ادعا اطلاع پیدا کردید؟
آقای شهابالدین طاهری از همان اوایل که من فیلمنامه یوسف پیامبر را نوشتم با من تماس گرفت و گفت که چرا شما دارید موازیکاری میکنید. من که فیلمنامه سریال را نوشتهام، چرا شما دارید دوباره آن را مینویسید و چرا از فیلمنامه من استفاده نمیکنید. آدمهای مختلفی هم از جمله ابوی گرامیشان را پیش من فرستاد. من هم قبلاً یک قسمت از متن ایشان را دیده بودم و همانموقع معتقد بودم که متن ایشان اصلا فیلمنامه نیست و هر اسمی روی متن ایشان میتوان گذاشت مگر فیلمنامه. من هر قدر تلاش کردم ایشان را متوجه کنم که متنش به درد سریال نمیخورد، نتوانستم قانعش کنم.
نامهای از ایشان در تاریخ 30 اردیبهشتماه 1383 دارم که من را تهدید کرده است که اگر یک ذره از متن من را در سریال یوسف پیامبر استفاده کنید، شکایت میکنم. ایشان در بخشی از این نامه نوشته که «چنانچه مراعات حال و زندگی اینجانب را ننمایید و اهمیت به مکتوب حقیر ندهید و از فضاها و توضیحها و توصیفها و زمینهها و پسزمینهها و دیالوگها و غیره کتاب حقیر سوءاستفاده گردد، شکایت را اول به خدا که انجام شده سپس بهمراجع ذیصلاح قانونی ایران، چنانچه نتیجه مطلوب حاصل نگردد، به دیوان بینالمللی لاهه میبرم.» پیش از این هم در نامهای به تاریخ 18 شهریورماه 1381 به آقای دکتر لاریجانی، ریاست وقت سازمان صداوسیما، همین تهدیدها را کرده بود.
در طول مدت نوشتن فیلمنامه و ساختن سریال، آقای طاهری را ندیدید؟
ایشان و کتابش را ندیدم. ایشان هم ادعا کرده که پیش از این کتابش را به مسئولین صداوسیما داده و مسئولین هم این کتاب را به من دادهاند که همهاش دروغ و کذب محض است.
پس از شکایت آقای طاهری و احضار شدن شما، چه اتفاقی در دادگاه افتاد؟
بعد از پایان پخش سریال از صداوسیما، من را از دادسرا خواستند مبنی بر اینکه آقایی شکایت کرده که شما از متن فیلمنامه او استفاده کردهاید. من هم گفتم که هیچ حرفی ندارم. متن فیلمنامه من هست، کتاب ایشان هم موجود است. این دو را با هم مقایسه کنید، اگر متن من عین متن ایشان باشد من قبول میکنم. دادگاه پس از بررسی لازم، من را تبرئه کرد و به اصطلاح، قرار منع تعقیب صادر کرد. آقای طاهری به این حکم اعتراض کرد و این پرونده رفت به شعبه 1083 دادسرای کارکنان دولت.
چرا دادسرای کارکنان دولت، مگر شما کارمند دولت هستید؟
این برای من هم سئوال است. من به هیچوجه کارمند دولت نیستم و نمیدانم چرا باید پرونده من به دادسرای کارکنان دولت برود. اما در هرحال گفتم من مشکلی ندارم و هرجا که باشد، میآیم.