کد خبر: 406900
تاریخ انتشار: ۲۷ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۸:۲۲
وقتی سریال یوسف پیامبر پیامبر از سیمای جمهوری اسلامی ایران و برخی کشور‎های دیگر پخش شد، برخی انتقادات از سوی چند تن از روحانیون نسبت به محتوای آن صورت گرفت. پس از آن، اتهاماتی نسبت به تخلفات مالی سلحشور به‎عنوان تهیه‎کننده این سریال در رسانه‎‎ها منعکس شد. اما با پایان پخش این سریال، خبری از سوی رسانه‎‎های داخلی و خارجی فارسی‎زبان منتشر شد که «فرج‎ا... سلحشور» را به‎عنوان سارق ادبی در متن فیلمنامه یوسف متهم می‌کرد. شخصی به نام سید شهاب‎الدین طاهری مدعی شده بود سلحشور از روی متن فیلمنامه او کپی‎برداری کرده است که با همین ادعا سلحشور را به دادگاه نیز کشاند و هنوز نتیجه این ماجرا و اتهام مشخص نشده و ادامه دارد. همه این حرف و حدیث ها بهانه ای شد برای گفتگوی «پنجره» با «کارگردان یوسف پیامبر» تا خود پاسخگوی اتهاماتی باشد که بر او وارد کرده‎اند.

شنیدن حرفهای سلحشور خالی از لطف نیست.

***

بعد از آغاز پخش مجموعه تلویزیونی یوسف پیامبر، انتقادات، هجمه‎‎ها و حاشیه‎‎هایی علیه شما شروع شد. اصل این انتقادات و حاشیه‎‎ها از کجا بود و چرا این‎همه درباره شما حاشیه‎سازی شد؟

بخشی از هجمه‎‎ها برمی‎گشت به احساس تکلیفی که بعضی از علما و بزرگان می‎کردند. علمایی مانند آیت‎ا... سبحانی، حاج حسین انصاریان، آقای فاطمی‎نیا که به نظر من ظاهر انتقاد آن‎‎ها خوب نبود، در حالی‎که من مطمئن هستم این بزرگواران با نیت خیر انتقاد کردند، در این شکی نیست، اما این سخنان باعث شد هرکس که می‎خواست من یا سریال یوسف پیامبر را بکوبد، اول سخن این بزرگواران را مطرح می‎کرد و مثل چماق این‎‎ها را بر سر من می‎کوبید و بعد رگبار خودش را می‎بست؛ بدون اینکه هیچ نسبتی با نظر و رأی علما داشته باشد. البته من خوشحالم که علمای دینی ما وارد چنین مقوله‎ای شده‎اند و این خوب است، اما به شرط آن‎که در همه موارد باشد و هر فیلم و سریالی را نقد کنند، نه اینکه هر زمان یک کار مذهبی ساخته می‎شود، تازه علما احساس تکلیف کنند که باید آن را مورد نقد قرار دهند.

دسته دوم از هجمه‎‎ها مربوط به برخی رسانه‎‎ها به‎ویژه مجلات هنری بودند که سال‎هاست به‎عنوان بازوی فرهنگی بیگانه دارند در این مملکت کار می‎کنند و دسته سوم گروهی از مردم بودند که اگر نظری به ذهن‎شان می‎رسید می‎گفتند و احیاناً انتقاد هم می‎کردند، اما طبق آمار، 94 درصد از مردم این سریال را پسندیده و از آن حمایت کرده و البته درصدی هم مخالف بودند. آن مقدار ایرادی هم که از سوی مردم و برخی علما گرفته شد، حتماً درست بوده و انتقاد حق آنهاست، اما موضوع انتقاد مجلات سینمایی چیز دیگری بود.

با شما عناد داشتند؟
من با واسطه چندبار شنیدم که گفته‎اند به سلحشور بگوئید که به فلان مجله و فلان روزنامه یا فلان منتقد مشهور یه چیزی بدهد تا در تأییدش مطلبی منتشر کنند، اما به‎طور مستقیم کسی جرئت این را ندارد که چنین پیشنهادی به من بدهد.

بخشی از حاشیه‎‎های سریال یوسف پیامبر بر سر مسایل مالی است. هزینه ساخت این سریال چقدر بود و چه مقدار آن را از صدا و سیما یا جا‎های دیگر دریافت کردید؟

من در حضور مقام معظم رهبری و بیش از 100 نفر از هنرمندان سریال حضرت یوسف پیامبر به مسئولین صداوسیما گفتم که چرا بودجه‎ای را که به سریال یوسف پیامبر داده‎اید، اعلام نمی‎کنید. مقام معظم رهبری هم فرمودند اعلام کنید. من در حضور ایشان گفتم که بودجه این سریال 7 میلیارد تومان بود که 6 میلیارد و 450 میلیون تومان را صداوسیما داده است و بقیه‎اش را من از مسئولین مختلف کمک گرفته‎ام. این رقمی است که من اعلام می‎کنم. هر مسئولی در این مملکت به من پول داده که من اعلام نکرده‎ام، بگوید. من دارم می‎گویم که از رئیس‎جمهوری سابق، از رئیس‎جمهوری کنونی، از وزارت بازرگانی، از سپاه و ... کمک‎‎هایی در قالب وجه نقد یا کالا یا امکانات دریافت کرده‎ام که همه اینها با بودجه‎ای که صداوسیما به من داده است از 7 میلیارد تومان بیشتر نمی‎شود.

در قراردادتان یک متمم وجود دارد که شما را موظف کرده همه کمک‎‎های خارج از سازمان صداوسیما را اعلام کنید. شما همه موارد را به صداوسیما اعلام کرده‎اید؟

من لیست همه کمک‎‎های خارج از سازمان را مستقیماً به آقای ضرغامی و معاونین‎شان داده‎ام.

این نوع سریال‎‎ها معمولا هزینه‎‎های خیلی بیشتر از 7 میلیارد می‎برد. شاید برای همین خیلی‎‎ها نسبت به این موضوع حساس شده‎اند. شما چطور می‎گویید با 7 میلیارد سریال یوسف پیامبر را ساخته‎اید؟

چرا من با 7 میلیارد این سریال را ساخته‎ام؟ چون در ساخت آن دزدی نبوده، نظم و برنامه‎ریزی بوده، حلال و حرام هم سرمان می‎شده. ما با فیلمنامه آماده سر صحنه رفتیم. فیلمنامه کاملاً آماده باعث می‎شود تا از قبل دقیقاً بدانیم به چه چیز‎هایی احتیاج داریم. ضمن اینکه در تلویزیون، چهره مهم است و تهیه‎کنندگان تلویزیون برای این‎که مردم، سریال‎شان را ببینند، می‎روند سراغ چهره‎‎هایی که مردم آنها را دوست دارند و می‎نشینند پای سریال آنها. من هم رفتم دنبال موضوعات و ارزش‎‎هایی که مردم ما دوست دارند.

برخی تهیه‎کنندگان تلویزیون برای یک هنرپیشه 20 میلیون تومان در ماه می‎پردازند، در حالی‎که من هنرپیشه بیشتر از 4 میلیون در ماه نداشتم. برخی سریال‎های دیگر در طول شش سال فیلمبرداری می‎شوند و به اتمام می‎رسند، یوسف پیامبر فقط 2 سال و 9 ماه فیلمبرداری داشت. طبیعی است که بسیاری از هزینه‎‎های ما پایین می‎آید.

اینکه گفته شده؛ سوله‎ای در خاوران در اختیار شما بوده و بعد از سریال آن را اجاره داده‎اید. درست است؟

فرهنگسرای خاوران سوله‎ای را مجانی در اختیار ما قرار داد و ما هم یک ریال آن را پای سریال و تلویزیون حساب نکردیم و بعد از پایان کار به فرهنگسرا تحویل دادیم.

در مورد دوربین فیلمبرداری چطور؟

ما یک دوربین فیلمبرداری از پول سریال خریداری کردیم و یک ریال هم کرایه دوربین ندادیم. من اگر می‎خواستم کرایه دوربین بدهم، می‎بایست بیش از 300 میلیون تومان از صداوسیما برای کرایه آن می‎گرفتم، اما 40 میلیون تومان پرداخت کردم تا آن هزینه را متحمل سریال نکنم و مسئولین صداوسیما به‎جای این‎که بگویند دستت درد نکند که تو به جای 300 میلیون، 40 میلیون خرج کرده‎ای، می‎گویند دوربین‎‎ها را به ما بده. من هم نمی‎دهم مگر این‎که آن 300 میلیون اجاره را به من بدهند.

آنچه در پروژه‎‎های صداوسیما معمول است، 10 تا 20 درصد کل هزینه‎‎های یک سریال حق تهیه‎کننده است. شما چنددرصد از این 7 میلیارد را برای خودتان برداشت کرده‎اید؟

من فقط حقوق خودم را گرفته‎ام که نصف آن را هم برای سریال خرج کرده‎ام.

برای چی؟ مگه حلال نبود؟

شما بروید بپرسید. مسئولین صداوسیما همین درصدی را که می‎گویید حلال است، می‎گفتند برای تو حرام است. دیگران اجازه داشتند تا 20 درصد را برداشت کنند، اما به من گفتند که تو نمی‎توانی.

دستمزدی که می‎گویید چقدر بوده؟

4 میلیون تومان در ماه حقوق من بوده که بعداً من فقط یک میلیون و 500 هزار تومان تا یک میلیون و 800 هزار تومان برمی‎داشتم. حسابدار من زنده است، بروید بپرسید. قرارداد من 4 میلیون در ماه است ولی دریافتی‎‎های من کمتر از آن بوده که کاملاً مشخص است، ضمن این‎که گاهی خود من از همین پول برای یوسف پیامبر خرج کردم.
برای تحقیق و نگارش فیلمنامه چقدر دستمزد گرفته‎اید؟

کل دستمزد تحقیق و نویسندگی من برای 45 قسمت سریال به 40 میلیون نرسیده. البته از همین دستمزد باید هزینه 13 کارشناس و محقق را هم پرداخت می‎کردم.

یکی از مسائلی که این اواخر در مورد سریال یوسف پیامبر پیش آمد، این‌ بود که آقای شهاب‎الدین طاهری شما را به سرقت بخش‎‎هایی از فیلمنامه خود متهم کرد و شما به دادگاه احضار شدید. این جریان از کی آغاز شد و خود شما چه زمانی از این ادعا اطلاع پیدا کردید؟

آقای شهاب‎الدین طاهری از همان اوایل که من فیلمنامه یوسف پیامبر را نوشتم با من تماس گرفت و گفت که چرا شما دارید موازی‎کاری می‎کنید. من که فیلمنامه سریال را نوشته‎ام، چرا شما دارید دوباره آن را می‎نویسید و چرا از فیلمنامه من استفاده نمی‎کنید. آدم‎‎های مختلفی هم از جمله ابوی گرامی‎شان را پیش من فرستاد. من هم قبلاً یک قسمت از متن ایشان را دیده بودم و همان‎موقع معتقد بودم که متن ایشان اصلا فیلمنامه نیست و هر اسمی روی متن ایشان می‎توان گذاشت مگر فیلمنامه. من هر قدر تلاش کردم ایشان را متوجه کنم که متنش به درد سریال نمی‎خورد، نتوانستم قانعش کنم.

نامه‎ای از ایشان در تاریخ 30 اردیبهشت‎ماه 1383 دارم که من را تهدید کرده است که اگر یک ذره از متن من را در سریال یوسف پیامبر استفاده کنید، شکایت می‎کنم. ایشان در بخشی از این نامه نوشته که «چنانچه مراعات حال و زندگی این‎جانب را ننمایید و اهمیت به مکتوب حقیر ندهید و از فضا‎ها و توضیح‎‎ها و توصیف‎‎ها و زمینه‎ها و پس‎زمینه‎‎ها و دیالوگ‎‎ها و غیره کتاب حقیر سوءاستفاده گردد، شکایت را اول به خدا که انجام شده سپس به‎مراجع ذی‎صلاح قانونی ایران، چنان‎چه نتیجه مطلوب حاصل نگردد، به دیوان بین‎المللی لاهه می‎برم.» پیش از این هم در نامه‎ای به تاریخ 18 شهریورماه 1381 به آقای دکتر لاریجانی، ریاست وقت سازمان صداوسیما، همین تهدید‎ها را کرده بود.

در طول مدت نوشتن فیلمنامه و ساختن سریال، آقای طاهری را ندیدید؟

ایشان و کتابش را ندیدم. ایشان هم ادعا کرده که پیش از این کتابش را به مسئولین صداوسیما داده و مسئولین هم این کتاب را به من داده‎اند که همه‎اش دروغ و کذب محض است.

پس از شکایت آقای طاهری و احضار شدن شما، چه اتفاقی در دادگاه افتاد؟

بعد از پایان پخش سریال از صداوسیما، من را از دادسرا خواستند مبنی بر این‎که آقایی شکایت کرده که شما از متن فیلمنامه او استفاده کرده‎اید. من هم گفتم که هیچ حرفی ندارم. متن فیلمنامه من هست، کتاب ایشان هم موجود است. این دو را با هم مقایسه کنید، اگر متن من عین متن ایشان باشد من قبول می‎کنم. دادگاه پس از بررسی لازم، من را تبرئه کرد و به اصطلاح، قرار منع تعقیب صادر کرد. آقای طاهری به این حکم اعتراض کرد و این پرونده رفت به شعبه 1083 دادسرای کارکنان دولت.

چرا دادسرای کارکنان دولت، مگر شما کارمند دولت هستید؟

این برای من هم سئوال است. من به هیچ‎وجه کارمند دولت نیستم و نمی‎دانم چرا باید پرونده من به دادسرای کارکنان دولت برود. اما در هرحال گفتم من مشکلی ندارم و هرجا که باشد، می‎آیم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار