
مسعود مفتخر - در شمارههای قبلی این صفحه در مورد هنر صنعت انیمیشن، اهمیت این صنعت از لحاظ فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و. . . بسیار سخن گفتیم و تقریباً تمامی صاحبنظران این عرصه بر آغاز حرکت به سمت صنعتیشدن این هنر صنعت اجماع دارند.
درحالی که این روزها بحث سیاستهای کلی اصل 44 و خصوصیسازی و کاهش تصدیگریهای دولتی مطرح است سعی داریم امکان خصوصیسازی صنعت انیمیشن را در مقالی کوتاه به چالش بکشیم. وجه غالب سیستمهای دولتی، سیستمی فربه و کند است که این تمایل به گستردهتر شدن همواره وجود دارد و وقتی بحث تأمین سرمایه و بودجه از ردیفهای دولتی به میان میآید به همراه خود ویژهخواری، فساد مالی و اداری و بسیاری دیگر از معضلات را به همراه دارد که نتیجه آن پروژههای شکست خورده، معلق، پر هزینه و کم اثر است که نمونههای آن در صدا و سیما، کانون و دیگر بخشهای دولتی کم نیستند.
در مقابل، حضور بخش خصوصی در بخشهای مختلف صنعتی معمولاً باعث میشود تا آن پروسه صنعتی با بیشترین بازدهی و سوددهی به انجام برسد و وقتی پای حساب سود و زیان سرمایهگذاران مطرح است، لزوم ایجاد سیستمهای چابک، نوآور و خلاق بیشتر احساس میشود.
در حال حاضر تنها سفارش دهنده عمده انیمیشن، شوراهای سیاستگذاری، تصمیم گیرنده، تصویبکننده و در نهایت تنها پخش کننده، صدا و سیما میباشد و دیگر بخشهایی که امکان استفاده از توان این صنعت را دارند مانند بنیاد سینمایی فارابی و... نیز با این صنعت بسان بچهای سر راهی برخورد میکنند. در نتیجه تا زمانی که امید به سوددهی یک فعالیت اقتصادی وجود نداشته و اصولاً نظام عرضه و تقاضا تعریف نشده باشد، رغبتی جهت سرمایهگذاری دراز مدت بخش خصوصی نمیتوان داشت. سرمایهگذاری دراز مدت یعنی برنامهریزی با شیوههای نوین علم مدیریت، ایجاد بستر مناسب سخت افزاری و نرم افزاری و ابزار تولیدی و آموزش و سازماندهی نیروهای متخصص و در نهایت تولید که این سرمایهگذاری و تولید دقیقاً مشابه خط تولید یک کارخانه است که پیوسته نیازمند تولید، عرضه و بروزرسانی است و در جملهای کوتاه هزینه به امید بهره وری در فردایی نزدیک و دور، در حالی که هیچ چشم انداز روشنی از این فردا وجود ندارد و نباید امیدی به کارآفرینی و ایجاد اشتغال پایدار از طرف این صنعت و در نهایت برنامه ریزی بلند مدت داشت. در واقع بخش خصوصی انیمیشن در ایران تشکیلاتی است که بیعانه یا پیش پرداخت را اخذ میکند و سپس نسبت به تولید اقدام میکند و در بهترین شرایط به موازات تولید دستمزد خود را دریافت میکند و به دلایل ذکر شده برنامه ریزی بلند مدت میسر نمیشود.
حال سؤال این است که راهکار پیشنهادی جهت رفع موانع خصوصیسازی چیست؟رشد و بالندگی بخش خصوصی از دو منظر فضای داخلی و بینالمللی امکانپذیر است.
فضای داخلی:
1) در حال حاضر هیچگونه ملاکی برای رتبه بندی شرکتها، مؤسسات و افراد حقیقی جهت ارزیابی صلاحیت واگذاری پروژهها و سطح توانایی در انجام پروژه وجود ندارد.
میتوان با تدوین نظامنامهای جامع و فراخوان عمومی نسبت به رتبهبندی تمامی فعالان عرصه انیمیشن اقدام نمود، در نتیجه تمامی افراد میتوانند در سقف ریالی رتبه خود نسبت به تولید اقدام کنند، هر چند ممکن است این نظامنامه در ابتدا دچار مشکلاتی باشد ولی میتواند به مرور زمان با در نظر گرفتن المانهای مختلف کاملتر شود.
2) تولیدکنندگان درحال حاضر هیچ تعریفی از نظر کیفیت مورد نیاز و سطح استاندارد مورد قبول و قیمتهای پایه ندارند که این امر موجب سرگردانی و از دست دادن زمان و اتلاف هزینه میشود، در این مورد نیز میتوان با تدوین نظامنامه، استاندارد و فهارس بهاء به حل این معضلات پرداخت.
3) نظام تصویب طرح و تأمین بودجه به دلایل مختلف از جمله عدم قطعیت در انجام به موقع و مطابق بودجه و سطح کیفی مورد انتظار نظامی ناکارآمد جهت تولید است.
جهت برون رفت از مشکلات داخلی و تشویق به سرمایهگذاری بخش خصوصی در صنعت انیمیشن پیشنهاد میشود، بهجای تعدد در سازمانها، ارگانها و نهادهای تصمیمگیر در این عرصه یک بنیاد، نهاد یا سازمان واحد تشکیل و تمامی موارد ذکر شده در بندهای 1 و 2 توسط این تشکیلات ساماندهی شود. با تجمیع بودجهها در این تشکیلات همه ساله سیاستهای تولیدی و نیازهای فرهنگی کشور توسط این تشکیلات اعلام شود تا هر تولید کنندهای نسبت به سقف رتبه خود در چارچوب استانداردهای فنی و کیفی مصوب با فراغ بال نسبت به تولید اقدام نمایند و تشکیلات انیمیشن کشور با قیمتهای حمایتی و خرید تضمینی محصولات نسبت به رشد و بالندگی کشور و همچنین افزایش تولیدات کمک کرده باشد.
حال این سؤال مطرح است که آیا روش خرید و حمایت که در حال حاضر جهت بسیاری از محصولات کشاورزی و صنعتی اعمال میشود در این صنعت کاربرد ندارد و آیا خوراک فرهنگی مردم از سبد غذایی آنها کم اهمیتتر است؟