کد خبر: 405624
تاریخ انتشار: ۲۰ مرداد ۱۳۸۹ - ۲۰:۱۱
گفت‌وگو با پندار اكبری، بازیگر سریال فاصله‌ها
علی خدایی بیجاری - پندار اكبری تحصیلكرده رشته عكاسی است. وی از سال 1380 بازیگری را در آموزشگاه «سپیده آذین» زیر نظر پدرش عبدالرضا اكبری آغاز كرد و با بازی در سریال «نوعروس» به تلویزیون راه یافت. مدتی پس از بازی به كار تدوین پرداخت و دوباره با سریال «طفلان مسلم» به تلویزیون بازگشت. عمده‌ترین بازی‌های اكبری بازی در سریال‌های «پشت صحنه»، «بوی غریب پائیز»، «طفلان مسلم» و «پنجمین خورشید» است. از پندار اكبری اكنون سریال فاصله‌ها روی آنتن است كه وی كاراكتر نیما را بازی می‌كند. به این بهانه با وی گفت‌وگویی انجام داده‌ایم كه می‌خوانید.آقای اكبری در ابتدا بفرمایید كه چه كارهایی را تدوین كرده‌اید؟سریال‌های «عسل‌ها و مثل‌ها» و «طفلان مسلم» را تدوین كرده‌ام.چطور شد كه دوباره به كار بازیگری برگشتید؟به خاطر علاقه‌ای كه به بازی داشتم با تدوین سریال «طفلان مسلم» دوباره به كار بازیگری برگشتم و بعد از آن سریال‌های «روزها و رازها» «پس از سال‌ها» و «پنجمین خورشید» را قبل از فاصله‌ها كار كردم كه خود سریال پنجمین خورشید باعث انتخابم در «فاصله‌ها» شد.چطور برای نقش نیما در فاصله‌ها انتخاب شدید؟زمانی كه مشغول بازی در «پنجمین خورشید» بودم یك روز برای گرفتن متن‌های پدرم به دفتر تولید سریال «دلنوازان» رفتم. آنجا از طریق آقای امیر سلیمانی دستیار آقای سهیلی زاده به آقای سهیلی‌زاده معرفی شدم. منتها در سریال دلنوازان شرایط كار پیش نیامد و آقای سهیلی‌زاده كه «پنجمین خورشید» را دیده بودند، فرستادند دنبال من كه در فاصله‌ها با ایشان همكاری كنم.از همان ابتدا تنها برای بازی در نقش نیما كاندیدا شدید یا نقش‌های دیگری را هم پیشنهاد دادند؟بله، فقط كاراكتر نیما بود. هر چند روز اول كه با آقای سهیلی‌زاده در مورد كاراكتر «نیما» حرف زدم. نیما در شش قسمت بیشتر حضور نداشت ولی آقای سهیلی‌زاده قول دادند كه این نقش جایگاه خاصی داشته باشد. شاید نقش اصلی نباشد ولی جزء كاراكترهای خوب كار است و من هم رو حساب اطمینانی كه به ایشان داشتم قرار داد بستم و از طرفی هم جادوی سریال‌های 50 قسمتی است كه به هر نحوی هم كه شده كار من دیده می‌شد.از كار روی نقش نیما بگویید.نقش نیما خوشبختانه از نقش غلامرضا در پنجمین خورشید دور نبود ولی با این حساب در جلسات تمرین با آقای سهیلی‌زاده و آقای بهبهانی صحبت می‌كردیم، نكاتی را راجع به این نقش گفتند كه من آنها را در تمرین به نقش اضافه كردم و كم‌كم نقش نیما درآمد.و بهترین گزینه برای تكامل شخصیت سعید با توجه به زندگی‌تان با هم و شرایط سنی و روابط خویشاوندی، شخصیت نیماست، شخصیتی كه در تضاد با شخصیت سعید است ولی متأسفانه به نظر می‌رسد در كار نیما حضور و تأثیرگذاری كمرنگی دارد به نظر شما چرا اینگونه است و آیا تا انتهای حضور شما همین گونه است یا حضوری فعال‌تر پیدا می‌كنید؟ببینید ما تا یك مقطعی این اتفاق را در قصه می‌دیدیم. یعنی هر كاری كه سعید می‌كرد، پشت سرش نیما می‌رفت و یك جورایی درصدد كمك كردن به او بود اما به نظر من هم كاراكتر نیما می‌توانست پررنگ‌تر و محوری‌تر باشد و تا آخر نقش نیما در همین حد خواهد ماند.از خود نقش راضی هستید و فكر می‌كنید تا آنجا كه شخصیت پردازی برای شما تعیین كرده شما هم تا همان حد كاراكتر را ارائه كرده‌اید؟خب بله و فكر نمی‌كردم بازتاب خوبی داشته باشد چون در ابتدا فكر می‌كردم نقش به خاطر كوتاهی و محدودیت دیده نخواهد شد‌ اما وقتی كه پخش شد به خصوص در چند قسمت اول، بازتاب خوبی برای من داشت. به هر حال در كنار بازیگران خوب سریال مثل آقایان جوهرچی و حكیمی و خانم كاویانی تجربه خیلی خوبی برای من بود.من وقتی به عنوان مخاطب به شخصیت‌پردازی‌ها نگاه می‌كنم و با در نظر گرفتن توانایی آقای بهبهانی احساس می‌كنم كه پرداخت شخصیت نیما نسبت به سایر شخصیت‌ها به گونه‌ای دم دستی‌تر و شاید سهل‌انگارانه‌تری است. نظر شما چیست؟ببینید یك بخشی كه در مورد شخصیت پردازی دم دستی است، قبول دارم ولی یك بخش دیگر كار به خود شخصیت نیما بر می‌گردد. ما نیما را برعكس سعید می‌بینیم كه خیلی راحت‌تو روی پدرش قرار می‌گیرد ولی نیما این طور نیست و این تأكید آقای سهیلی‌زاده بود. ایشان می‌گفتند نیما حالش بد می‌شود و به هم می‌ریزد و داغون می‌شود و می‌خواهد از خودش دفاع كند ولی با احترام‌ و نیما بر عكس سعید است و همین مسأله باعث می‌شود كه بعد از عصبانیت هم یك آرامشی از نیما ‌می‌بینیم و شخصیت نیما درونی و مقید به روابط خانوادگی است.به نظر می‌رسد حضور كمرنگ نیما در قسمت‌های اخیر شاید به خاطر برخورد فیزیكی سعید با نیما بوده كه در قسمت‌های ابتدایی سریال شاهد بوده‌ایم و دیگر آن احساس مسئولیت را در قبال سعید ندارد، آیا این طور است یا دوباره شما خودمان را ملزم به راهنمایی سعید می‌بینید؟در قسمت‌های آینده دوباره می‌بینیم كه نیما و سعید چند برخورد با هم دارند ولی این بار دیگر برخورد مربوط به اشتباهات سعید نیست بلكه مربوط به «فرهاد» می‌شود اما اینكه چرا این احساس مسئولیت كمرنگ شده برای خود من هم جای سؤال بود.شخصیت نیما در سریال چقدر مرهون و مدیون شخصیت واقعی پندار اكبری است. به بیان دیگر چقدر خصیصه‌های مثبت نیما به طور واقعی در درون خود شما هست؟من فكر می‌كنم آرامشی كه نیما دارد به خودم بر می‌گردد ولی فكر می‌كنم قضاوت با مردم است و اگر خودم تعریف كنم شاید درست نباشد. مسأله بعد این است كه ما به خاطر ظاهرمان انتخاب می‌شویم و این خیلی بد است.منظور از ظاهر همان فیزیك و صورت یك بازیگر است؟بلهخب، چرا انتخاب براساس فیزیك ظاهر است، توضیح دهید.خب من یكسری اهدافی كه دوست دارم در بازیگری به آن برسم بازی در نقش‌های منفی و خاكستری است. دوست دارم در هر نقش و كاراكتر و هر ژانری خودم را امتحان كنم و توانم را بگذارم اما متأسفانه در ایران طوری جا می‌افتد كه مثلاً پندار اكبری به درد نقش مثبت می‌خورد و تمام نقش‌های مثبتی كه در كارها وجود دارد به من پیشنهاد می‌شود. ولی من دوست دارم تجربه متفاوتی ازكار كسب كنم، چون واقعاً از كلیشه شدن متنفرم.برای بازی نقش در نیما و شكل گرفتن و درآمدن نقش از پدرتان كمك گرفتید؟من اصولاً سر هر كاری كه می‌روم با پدرم مشورت می‌كنم. چون بازیگری را از ایشان یاد گرفته‌ام و حالا حالاها هم باید یاد بگیرم و خوشبختانه وضعیت من با بازیگران دیگر این است كه خوشبختانه من یك دایرهًْ‌المعارف شخصی را در كنار خودم همیشه دارم. راجع به نقش نیما هم با پدرم خیلی صحبت كردم و راهنمایی‌های خوبی به من كردند.در صورت امكان مثالی بزنید كه راهنمایی پدرتان ملموس‌تر باشد.نیما در ابتدا در ذهن من آرام‌تر از این بود كه شما می‌دیدید و ریتم بازی‌اش هم به مراتب كندتر بود ولی نظر پدرم این بود كه ریتم بازی را تندتر كنم و نقش را اكتیوتر ارائه دهم.شما اگر فرزند یك بازیگر نبودید، فكر می‌كنید به همین جایگاهی كه امروز دارید، می‌رسیدید. البته منظور نظر من كمك‌های پدر محترمتان به رشد شماست.به هر حال را هم از این كه بود، قطعاً خیلی سخت‌تر می‌شد. چون در این دوره زمانه راه ورود به بازیگری خیلی سخت است. هر چند تا اینجا رسیدن هم برای من خیلی سخت بود، چون اكثر نقش‌ها، نقش‌های كوتاه و محدود بود. هر چند با پارتی بازی می‌شد خیلی كارها كرد ولی هم من و هم پدرم به شدت با این راه مخالفیم. ولی اگر پدر در این حرفه نبود نمی‌دانستم كه اصلاً می‌توانم آن نقش‌های كوتاه را هم بازی كنم یا خیر.به خاطر دارید كه از كی به بعد این اطمینان را یافتید كه یك بازیگر هستید و می‌توانید با اتكا به دانسته‌ها و توانایی‌‌تان بازی كنید.حدوداً از سریال طفلان مسلم بود كه دیدم حرفه‌ای‌تر شد و اعتماد به نفس پیدا كرد.از مشكلات و معضلاتی كه امروز گریبانگیر حوزه بازیگری است قطعاً اطلاع دارید، به نظر شما برای سامان دادن به بحث بازیگری در حوزه سینما و تلویزیون چه باید كرد؟متأسفانه در این چند سال بچه‌هایی كه چهره مناسبی داشته‌اند و با پرداخت پول و... وارد عالم بازیگری شده‌اند. من فكر می‌كنم هر كسی كه اینجوری وارد بازیگری شده‌ ظلم به یك دانشكده بازیگری كرده است. ای كاش سازمانی تشكیل می شد كه این موارد را كنترل و جهت دهی می‌كردند. چرا مثلاً یك بازیگری كه جوان است و پای قرارداد می‌رسد تهدید می‌شود كه اگر دستمزد بالایی بخواهی كسی را جایت می‌گذاریم كه حاضر است برای ایفای نقش تو پول بدهد. به نظر من باید این موارد به صورت جدی پیگیری و حل شود.پیشنهاد شما چیست؟من فكر می‌كنم همین‌طور كه در فوتبال یك كمیته، منشور اخلاقی را تدوین می‌كند در اینجا هم با استفاده از كسانی كه از هر جهت مورد اعتمادند، استفاده شود و قوانینی برای انتخاب بازیگر در فیلم‌ها و سریال‌ها نوشته شود.می‌دانید كه پدر شما یكی از كسانی است كه امروزه دچار بی مهری و بی‌رحمی سینما و تلویزیون شده و ناخواسته و ناحق كنار گذاشته شده آیا پیش آمده كه با نگاهی به سرنوشت پدرتان به حوزه بازیگری شك كنید و از عشق به بازیگری سرخورده شوید؟ببینید، من یك وقتی كار تئاتر می‌كردم. شاید در پایان ماه مبلغ بسیار ناچیزی گیر ما می‌آمد اما راضی و عاشق كار بودیم و لذت می‌بردیم. باید كاری صورت بگیرد كه این عشق به كار به نفرت تبدیل نشود كه در مجموع به ضرر سینما و تلویزیون تمام شود. به هر حال كسی مثل پدر من توقع زیادی ندارد. در حدی كه زندگی‌اش معمولی بچرخد كافی است چون مسأله مادی یك چیز است و عشق به كار و تداوم كار یك چیز دیگر است و اگر كسی به عشقش هر چه باشد نرسد، می‌دانید چه حال و روزی پیدا می‌كند. من هم به خاطر عشق و علاقه زیاد به بازیگری تا به حال به طور جدی مشكلات را در نظر نگرفته‌ام.همین‌طور كه اشاره كردید نكته حائز اهمیت در رشد شما كمك‌های بی‌دریغ پدرتان بوده و این یكی از نكات مثبت است. فكر می‌كنید موارد منفی و بازدارنده هم در حیطه كار كسانی مثل شما كه پدرانشان بازیگر هستند وجود دارد یا خیر و اگر وجود دارد، اشاره كنید.قطعاً موارد بازدارنده و محدود كننده است. من فكر می‌كنم كسانی مثل ما در واقع كار سخت‌تری را به عهده داریم. چون با یك اشتباه و كم كاری، سابقه كاری بزرگ‌ترهایمان را خراب می‌كنیم. از طرفی هم من ضمن اینكه باید تلاش كنم باید انتظارات پدرم را هم برآورده كنم چون ایشان كارهای مرا به طور كامل قبول ندارد و معتقد است كه می‌توانم بهتر از این باشم.می‌دانم كه به عكاسی هم علاقه‌مندید. دید و انتظارتان از كار عكاسی چیست؟واقعیت این است كه عكاسی برای من جنبه درآمدزایی دارد و در وهله دوم به خاطر یادگیری مسائل فنی است كه به كارگردانی كردنم در آینده ختم شود.درچه بخشی از عكاسی فعال هستید؟ و مگر دستمزد بازی كفاف زندگی را نمی‌دهد.من عكاسی تبلیغاتی و صنعتی را دنبال می‌كنم. در واقع بازیگری جوابگوی هزینه‌های زندگی نیست و ادامه كار بازیگری من مستلزم امرار معاش از طریق عكاسی است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار