
امین خرمی - در حاشیه مراسم تجلیل از خبرنگاران حوزههای معاونت هنری ارشاد که دوشنبه شب (18 مرداد) برگزار شد، حسین پارسایی، رئیس پیشین مرکز هنرهای نمایشی را دیدم و چند کلامی با او هم صحبت شدم. مثل همیشه به قول خودش «متبسم» بود. اما چیزی گفت که خنده تلخ و چشمهای گشاد شده از تعجب مرا به همراه داشت. در خلال صحبتها گفت: «شما 4 سال است که پا به پای من در تمام کارها و فعالیت هایم به عنوان خبرنگار حضور داشتید، هنوز یک هفته نشده که من مأموریتم در مدیریت مرکز هنرهای نمایشی تمام شده که میشنوم عدهای میگویند که پارسایی تئاتر مبتذل را رواج داد!» شاید در آن لحظه جز لبخند تلخ و چشمهای متعجب چیزی در برابر حرفهای پارسایی نداشتم، اما نکاتی است که باید مطرح شود.
پارسایی اگر کارنامه موفقی داشت حاصل حضور جمعی هنرمندان نمایش از نمایشنامه نویس گرفته تا کارگردان و بازیگر بوده و اگر کارنامه او رواج تئاتر مبتذل بوده در حقیقت این کارنامه، کارنامه همان نویسندگان، کارگردانان و بازیگران تئاتر کشور است. رواج ابتذال توسط یک فرد صورت نمیگیرد که به یک فرد نسبت داده شود. کدام نمایشنامهنویس و کارگردانی در طی این چند سال پیدا شد که یک اثر فاخر و ارزشمند خلق کند و به ترجمههای دوباره و دوباره و دوباره نویسندگان تئاتر جهان بر روی صحنه با چاشنی خوانش دوباره و اضافه کردن حرکاتی عجیب و غریب به قیمت اجبار مخاطب به خندیدن پناه نبرد، اما به جای حمایت با سدی به نام پارسایی رو به رو شود؟
آن چند نویسنده بزرگ و سرشناس تئاتر هم که فقط تیغ سانسور را بهترین بهانه برای ننوشتنها و بیتوجهیشان به رشد و اعتلای تئاتر و آشتی این هنر با مخاطب میدانند هم اگر بگوییم که نمیدانند که میتوان با نوشتن براساس موازین و عرف جامعه و مردم هم اثری فاخر و همسنگ غنای فرهنگی ایران خلق کرد که بیشتر شبیه به شوخی و مزاح است!
اینکه در قرارداد تیپ برای نمایشنامهنویس عدد و رقم مناسبی از نظر مادی درج نشده شاید یکی از آسیبهای تئاتر و نقاط نه چندان روشن مدیریت پارسایی باشد، اما دوستانی که کوتاهی خود را به رسم این روزهای خودمان که خود را مبرا از هر عیبی میبینیم و مشکل را فقط به گردن مسئولان و «بزرگان» میاندازیم، نمیبینید. اگر نگران رواج ابتذال در تئاتر و فقر مخاطب بودید، رسالت خودتان را به رقم و عدد مادی تاخت نمیزدید، آیا خدمت به مردم از طریق فرهنگ که وظیفه و رسالت هنرمندان تئاتر است نیز با ترازوی مادی قابل سنجش است؟
این سیاهه، دفاعیه ای برای حسین پارسایی و سایر مدیران فرهنگی و هنری نیست چرا که آنها نیز مثل تمامی مردمان دچار اشتباه و کوتاهی میشوند و شدهاند، اما خود را از میدان نبرد بیرون کشیدن و یک نفر را به عنوان یک انسان سپر توفان تیرهای زهرآلود اتهام قرار دادن دور از جوانمردی و انصاف است. حالا دیگر جوابم به تلخ گفتههای پارسایی، فقط خنده و چشم های متعجب نیست، حرف دارم. . . حرف! از این بیرون گود نشستگان گوشی هست برای شنیدن؟