کد خبر: 405034
تاریخ انتشار: ۱۹ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۰:۱۷
حکایت روزهای واپسین شعبانمحمدصادق دهنادیعادت عجیبی‌داریم ما. وقتی چیزی را از دست می‌دهیم یا می‌خواهیم از دست بدهیم، دلمان برایش تنگ می‌شود و ناراحت می‌شویم که چرا آن را از دست داده‌ایم. حکایت این روزهای ماه شعبان هم چنین است. ماه شعبان آخر همان یک پارچه نوری است که ما را به سمت ماه رمضان می‌کشد؛ یک پارچه نوری که ما را آماده پریدن در هوای رمضان می‌کند. ماه شعبان برای خیلی‌ها مثل باند فرودگاه است که حکایت پرواز دارد. بی‌تردید هواپیمایی که بالش مناجات شعبانیه است. خوشا به حال آنهایی که غزل عاشقانه‌شان برای وصل ماه صیام این مناجات است. هب لی کمال انقطاع الیک (به من کمال جدا شدن از وابستگی‌ها بده)عجب ناز و کرشمه‌ای است زمانی که رندانه معشوق را خطاب می‌کنیم:ان اخذتنی بجرمی اخذتک بعفوک... (اگر مرا به سبب گناهانم بگیری، تو را به موجب بخشایشت خواهم گرفت. . .)اشک سرازیر می‌شود و یادت می‌آید روز آخر ماه شعبان داری مناجات شعبانیه می‌خوانی. . . از فردا باید بگویی یا علی و یا عظیم. . . انت رب العظیم. . . تو را ترسی شفاف و شوقی بی‌بدیل فرا می‌گیرد. آیا فردا در را برایم باز می‌کنند و به خانه‌ام راه می‌دهند. یادت می‌آید سرحلقه عارفان شیدا حضرت روح‌الله هم به این مناجات می‌بالید. شعری که عاشقان جلوی در خانه معشوق قبل از میهمانی می‌خوانند و فارغ از بهشت و جهنم فریاد زنند: ‌و ان ادخلتنی النار اعلمت اهلها انی احبک. . . ( و اگر مرا به آتش وارد کنی به همه دوزخیان خبر می‌دهم که عاشق توام)!باورت نمی‌شود. تو میان آتشی و داری داد می‌زنی، من دوستش دارم، من عاشقش هستم. نه این آتش، ‌آتش جهنم نیست. این شعله عشقی است که از درونت زبانه می‌کشد. شگفتا در این آتش چه خوبانی فریاد عاشقانه سر می‌دهند. روز آخر شعبان است و این آتش دارد در خانه را از جا درمی‌آورد. گروهی مدهوشند و گروهی بی‌هوش. ماه طلوع می‌کند و درها باز می‌شود. باد سردی بسان گلستان که ابراهیم را نواخت، جانت را فرو می‌نشاند. وارد ماه صیام شدی. باز هم دلت تنگ می‌شود برای آن لحظه‌هایی که در آتش هجر او در شعبان‌المعظم مناجات شعبانیه می‌خواندی. او را می‌بینی. . . قدح به دست دارد و جامی‌ به هر کس می‌دهد. یادت می‌آید که نه در این میهمانی و نه در پشت در. نه در سیاحتکده رجب و نه در تکیه‌های شهیدستان کرب و بلا... ‌بل همه جا با تو بوده است. به او نگاه می‌کنی و اشک می‌ریزیکی از تو خالی بودم ای محبوب. . . کی حضورت را فراموش کردم ای محبوب. کی کنار من نبودی ای محبوب. کی غایب از من شدی ای مطلوب. ای ناظر حاضر. . . صدایت به فغان بلند می‌شود. . . اللهم انی اسئلک من بهائک بابهاءو کل بهائک بهیء
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار