کد خبر: 404436
تاریخ انتشار: ۱۶ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۲:۳۶
نگاهی به رمان «رگ سرخی به تن بوم است»
معصومه کلانکی - «همه انسان‌ها اسیرانی در دام زندگی هستند که طوفان سرنوشت هرازگاهی آنها را از این سو به آن سو می‌‌کشاند. آدمی با هر مشقتی با مرگ آرزوهایش کنار می‌‌آید، ناگزیری را می‌‌پذیرد و باز در پس ذهنش کورسوی امیدی می‌‌بیند و به آن شعله ناچیز دلخوش می‌‌کند.»
اینها چکیده سخن ملیحه صباغیان در کتاب «رگ سرخی به تن بوم است» تا با یک نگاه کلی، زندگی دختر جوانی در بستر جامعه امروز مورد توجه خود روایت کند.
داستان صباغیان طرحی شبیه داستان‌های عامه پسند دارد، دختری به نام «ترانه» که شکست در ازدواج سبب بدبینی او به زندگی شده است، از فرزندش سهراب دور شده است و سعی دارد تا زندگی اش را در مسیر جدیدی هدایت کند و آشنایی او با کامران باعث می‌‌شود، ساختار تازه‌ای زندگی او را احاطه ‌کند که موجب می‌شود حوادث جدیدی برایش رخ ‌دهد.
رمان رگ سرخی به تن بوم در 9 فصل، به تضاد روابط شخصیت‌ها و کشاکش میان نسل‌ها می‌پردازد. اشخاص این داستان به طور مشخص به دو حوزه نیک و بد تعلق دارند و نویسنده در معرفی شخصیت‌های داستان به مخاطب، جهت گیری مشخص و روشنی دارد.
داستان در حول سه محور عمده یا به سخن دیگر سه خانواده متفاوت می‌‌چرخد؛ یک: خانواده ترانه رویایی، خانواده‌ای اصیل و در سطح طبقه متوسط، دو: خانواده کامران پورنیا، خانواده‌ای از طبقه مرفه جامعه و سوم خانواده فروزش که به داستان خانم فروزش و پسرش سینا (همسر سابق ترانه) می‌‌پردازد. .
صباغیان در این داستان از خلق فضاها و شخصیت‌های رنگی نیز غافل نبوده است تا جایی که خانم فروزش در این رمان به عنوان منفی ترین شخصیت داستان قرار می‌‌گیرد که نویسنده در برخوردی اغراق آمیز ـ او را بدون هیچ حسنی ـ برای خواننده توصیف می‌‌کند که مسبب اصلی از هم پاشیدگی زندگی ترانه و سینا و جدایی ترانه از سهراب است. نهایت اغراق در شخصیت خانم فروزش به جایی می‌‌رسد که مرگ وی سبب حل شدن همه مشکلات زندگی ترانه می‌‌شود.
روایت کاملاً خطی است بدون هیچ گونه پستی و بلندی بیان داستان نیز از جمله موضوعاتی است که این رمان را در گونه عامه پسند قرار داده که نویسنده آن خواسته است زندگی امروزی، رویدادها و آشفتگی فکری خود یا جامعه خود (به زعم خویش البته) را به زبان قصه بازگوید. صباغیان پایان داستان را به صورت سمبلیک به پایان می‌‌برد، در حقیقت طوری که از اواسط داستان زمانی که سهراب پس از مرگ خانم فروزش وارد زندگی ترانه می‌‌شود و شخصیت اصلی داستان دچار سردرگمی میان انتخاب سهراب یا کامران می‌‌شود، مخاطب می‌‌داند که داستان چگونه به پایان می‌ر‌سد.
«پلک‌ها را به هم فشردم. طرحی از چشم‌های کامران، همان که اول بار روی کاغذ آورده بودم، در متن صفحه نقش بست. رگ سرخی به تن بوم دوید و آن میان، نقش چشم‌های کامران برجسته شد. بعد پیدا کرد، جان گرفت و صاحب نگاه شد. نگاهی گرم، نگاهی مهربان»
صباغیان هرچند در رگ سرخی به تن بوم سعی کرده است در خلال بیان یک زندگی برخی از معضلات جامعه مانند نگاه‌های سنتی به زنان را بازگو کند، اما باید این دیدگاه را ناکافی دانست، چرا که در پس داستان او منطق تک گویی «مونولوژیک» کمین کرده است و داستان را به سمت و سویی از پیش تعیین شده می‌‌برد و اجازه بیان اندیشه به اشخاص و ضد قهرمان‌های روایت را نمی‌‌دهد.
رگ سرخی به تن بوم، سومین تجربه ملیحه صباغیان در عرصه داستان نویسی است، او پیش از این مجموعه داستان «رویای ناتمام» و رمان «از من گذشته آقای مهندس» را منتشر کرده است که نشان از علاقه وی به این سبک نگارش و البته تعهد کامل وی به این سبک از نگارش نیز دارد.
رگ سرخی به تن بوم در 312 صفحه برای نخستین بار به قیمت 5200 تومان از سوی نشر ققنوس منتشر شده است.


نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار