کد خبر: 404268
تاریخ انتشار: ۱۵ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۶:۱۲
گفتگو با کارگردان داستان اسباب بازی 3
احمد پرهیزی - بعد از موفقیت انیمیشن داستان اسباب بازی 1 و 2 مطمئناً نوبت میرسد به داستان اسباب بازی 3.
داستان این اثر دیدنی که به تازگی در سینماهای جهان اکران شده راجع به زمانی است که ‌اندی (همان پسر بچه‌ای که با اسباب بازی‌هاش بازی می‌کرد) حالا بزرگ شده و اسباب بازی‌هایش را به مهد کودکی می‌دهد و در این میان «وودی»‌،«باز»،ٰ «جسی» و اسباب بازی‌های دیگر با ماجرا‌هایی دیدنی روبه رو می‌شوند. در این فیلم بازیگرانی چون «تام هنکس»، «تیم آلن»، «مایکل کیتون»‌، «جان کوزاک» و «والاس شاون» بازی (صدا پیشگی) دارند.
داستان اسباب‌بازی اولین انیمیشن رایانه‌ای تاریخ سینما بود که کمپانی والت‌دیزنی آن را با همکاری شرکت پیکسار تهیه کرد. منتقدان سینمایی از این فیلم به عنوان انقلابی در تاریخ انیمیشن نام برده‌اند.
دو قسمت اول این انیمیشن توسط جان لستر کارگردانی شد. اما کارگردانی قسمت سوم را لی آنکریچ انجام داده است. آنکریچ که کار با پیکسار را سال‌ها پیش شروع کرده در قسمت اول داستان اسباب‌بازی‌ها کار تدوین فیلم را به عهده داشت و بعد به‌عنوان دستیار کارگردان در چند اثر دیگر پیکسار حضور یافت. سرانجام او نخستین کار شخصی‌اش را با کارگردانی قسمت سوم این مجموعه انجام داد.
چطور شد که سه‌گانه اسباب‌بازی به نماد پیکسار تبدیل شده است؟
خب، اگر شما فکر می‌کنید که این چنین است شاید دلیلش آن باشد که ما با ساخت این فیلم وارد مسیر اصلی خود شده‌ایم. اگر به 15 سال قبل برگردیم یعنی زمانی که من همراه با جان لاسترویت داکتر و دیگران روی این انیمیشن کار می‌کردیم به‌نظر می‌رسد که زمان زیادی گذشته است، اما درحقیقت چنین نیست. به هزاران دلیل من احساس می‌کنم که ما دوباره به آن حال‌ و هوا برگشته‌ایم. زمانی که داشتیم آن را می‌ساختیم اصلاً به این فکر نمی‌کردیم که فیلم خوب از کار درمی‌آید، دیگران آن را دوست خواهند داشت یا خیر، دوباره آیا فیلمی خواهیم ساخت؟ ما فقط فیلم خود را می‌ساختیم و از آن لذت می‌بردیم. همین.
با آن فیلم زندگی شما زیر و رو شد.
بله، درست است. برای بسیاری از ما این نخستین کار بلند بود و ما می‌دانستیم که داریم کار نویی می‌کنیم که شبیه به کارهای دیگران نیست. شخصاً بسیار خرسندم که در این پروژه حضور داشتم، چون از هواداران پر و پا قرص ساخته‌های کوتاه «جان» و همواره دنبال فرصتی برای همکاری با او بودم. به همین دلیل برایم خیلی عجیب و غریب بود که در این کار حاضر باشم، چون وقتی اولین بار به استخدام شرکت درآمدم به‌عنوان ادیتور کارم را آغاز کردم و مدت آن هم قرار بود کوتاه باشد؛ من قرار بود تنها چهار هفته در پیکسار باشم و در ساخت این فیلم کمک کنم. حتی هنوز هم برایم حضور در شرکت عجیب و فرا واقعی به‌نظر می‌رسد.
حال و هوای امروز کارتان با آن زمان تفاوتی دارد؟
امروز فضا به کل متفاوت است؛ گروه سابق کم و بیش از هم پاشیده است، به‌خصوص که آندرو استانتون (کارگردان نمو و وال‌ ای) دیگر نیست چون مشغول ساخت انیمیشن جان‌کارتر است. حالا سر همه شلوغ است و هریک مشغول ساخت پروژه خود هستند. و هربار من خواستم همه را گرد هم جمع کنم و فیلمی با همکاری هم بسازیم امکان‌پذیر نشد. اما همیشه تمام تلاشم را کرده‌ام تا فضای آن زمان را در ذهنم مجسم کنم و طوری کار کنم که انگار همه گروه سابق در ساخت آن مشارکت داشته‌اند. می‌دانم که هرگز چنین نخواهد شد؛ اگر جان این کار را کارگردانی کرده بود فیلم متفاوتی از آب درمی‌آمد. اگر پت و آندرو کار را می‌ساختند هم حاصل کار جور دیگری بود. به‌هر‌حال من همیشه کوشیده‌ام طوری کار کنم که شایستگی حضور در کنار این بزرگان را داشته باشم.
و برای اولین‌بار در این فیلم به تنهایی کارگردانی کردید؟
انگار پس از سال‌ها به خانه برگشته بودم، وقتی نخستین‌بار تصمیم گرفتم گروهی را برای ساخت داستان اسباب‌بازی 3 جمع کنم نمی‌دانستم چه واکنشی نشان خواهند داد. با خود می‌گفتم که نکند آن‌ها نخواهند این کار را بسازند و دلشان بخواهد اثری تازه و بدیع خلق کنند؟ اما واقعیت آن است که همه می‌خواستند در این پروژه باشند. این کار برای همه به‌نوعی میراث استودیو بود. کسانی در پیکسار بودند که از قسمت اول در استودیو حضور داشتند و می‌خواستند در ساخت آن مشارکت داشته باشند اما این فرصت برایشان فراهم نشده بود، و صادقانه بگویم عده‌ای هم بودند که از زمان ساخت قسمت اول کودکی بیش نبودند! و فیلم قصه اسباب‌بازی الهام بخش آنان بود تا هنرمند و فیلمساز شوند. اگر من هم درطرحی مثل جنگ ستارگان بودم دوست داشتم بخشی از آن فیلم عظیم باشم. این اثر زمانی ساخته شد که من 10ساله بودم و با تماشای آن به‌قدری هیجان‌زده شدم که آرزو کردم کاش من هم در آن حضور داشتم.
فرصت خوبی است که ببینیم طی این مدت‌ چه بر سر پیکسار آمده است و برای افراد آن چه اتفاقاتی افتاده است.
بله، یک چیز جالب هم آن است که مردم ساخته‌های ما را به واقع به‌عنوان یک فیلم می‌بینند (نه یک اثر فانتزی و کار غیرجدی). پشت این فیلم‌ها کسانی حاضر بوده‌اند که همان‌طور که شما گفتید طی 15 سال ماجراهای زیادی برای آنان رخ داده است، آن‌ها همه نوع تجربه‌ای داشته‌اند، بچه‌دار شده‌اند، بچه‌هایشان را بزرگ کرده‌اند، دوستانی را از دست داده‌اند. هر اتفاقی که بگویید افتاده است و همه این تجربه‌ها به‌نوعی به فیلم منتقل می‌شود و به‌همین دلیل وقتی من به این فیلم نگاه می‌کنم فقط یک فیلم را نمی‌بینم بلکه همه اتفاقات پشت صحنه برایم زنده می‌شود. این فیلم‌ها زندگی همه ما هستند.
زندگی شخصی شما هم فراز و نشیب‌های زیادی داشته است. آیا درعلاقه شما به این شخصیت‌ها تغییری حاصل نشده است؟ حالا دیگر شما به میانسالی رسیده‌اید.
وقتی شما 23 ساله‌اید با وقتی 42ساله‌اید تصورتان از آدمیزاد در بزرگسالی متفاوت است. به‌همین دلیل ما نظرات مختلفی را شنیدیم که به ما می‌گفتند در این فیلم و آثاری مثل «بالا» و «وال‌ای» به بلوغ رسیده‌اند. اما برای خود ما این کار آگاهانه نبوده است؛ این فقط بازتاب شخصیت خود ماست که بزرگ شده‌ایم و درجای دیگری قرار گرفته‌ایم.
حالا تصور ما از چیزها متفاوت از زمانی است که جوان بودیم.
پیکسار همیشه آثار خود را زمانی به بازار فرستاده است که اقتصاد دچار بحران بوده است.
درست است. کاریش هم نمی‌شود کرد. ما تلاش کردیم تا به بازار فشار بیاوریم اما نشد. چون این فشار واقعی نیست. وقتی تصمیم گرفتیم فیلم را بسازیم جلسات زیادی برگزار کردیم تا ایده‌های مختلف فیلم را بررسی کنیم، بعد لحظاتی پیش می‌آمد که فکر می‌کردیم مغلوب شده‌ایم و هیچ کاری نمی‌توانیم برای پیشبرد قصه بکنیم.
اما مشکل این بود که ما فقط 9ماه وقت داشتیم و به‌نظر انجام کار غیرممکن می‌رسید. یادم هست در دفتر استو جابز(مدیر شرکت اپل) بودم و گفتم کاش می‌شد تولید فیلم را عقب انداخت، در این صورت فیلم بزرگی خواهیم ساخت، اما نمی‌شود آن را در 9ماه ساخت. اما استو گفت که نه، امکان ندارد. چندین برنامه تبلیغاتی دارند روی این فیلم کار می‌کنند و بنابراین درخواست غیرممکنی است. به هر حال ما مجبور بودیم 9ماهه کار را تمام کنیم. استو ادامه داد که همیشه بهترین موفقیت‌ها را زمانی به‌دست آورده که در شرایط دشوار و پرفشار قرار گرفته است.
حالا می‌دانم که حق با اوست. من به آن فیلم افتخار می‌کنم و به نظرم عمده موفقیتش مدیون کار در شرایط پرفشار است.
حالا دوباره درشرایط بحران فیلم سوم را اکران می‌کنید.
بله، درست است، اما این‌بار همه با هم کار می‌کردیم و توانستیم فیلم را به سرانجام برسانیم. مهم این است که با هم بودیم.
وقتی ادیتور بودید صحنه‌ها را بهتر از حالا که کارگردانید نمی‌دیدید؟
چرا، دقیقاً همین‌طور است. به همین دلیل من معتقدم ادیتورها بهترین گزینه‌ها برای کارگردان شدن هستند. به‌نظر من ادیتور نفر دوم ساخت فیلم است. اوست که می‌تواند فیلم را خوب یا خراب کند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار