کد خبر: 404092
تاریخ انتشار: ۱۳ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۹:۰۴
امین خرمی - استاد محمد نوری، بزرگمرد آواز و چهره ماندگار موسیقی ملی ایران بعد از گذراندن 81 بهار زندگی، با همان بزرگی و مناعت طبع همیشگی‌اش در سکوت و آرامش به مردم و دوستداران صدای گرم و پرصلابتش به خزان مهمان شد. او صدای غرور ملت ایران بود و اکنون ایران و ایرانی در غربت این بی‌صدایی هم جامه تن سیاه کرده و هم اشک غم به‌گونه و صورتش نشانده.اتفاق با تمام بزرگی و سنگینی‌اش زمانی تلخ‌تر شد که این غروب جاودانه در پس دعا و نفس هزار امیدوار به‌خصوص در طول این یک سال اخیر بود که استاد بارها به‌دلیل دست و پنجه نرم کردن با سرطان خون چون دماوند سربلند و راست‌قامت از بیمارستان خارج می‌شد و درخت امید همه دوستدارانش را به بهبودی و سلامتش را به شکوفه می‌نشاند، اما این‌بار گویا بوران و کولاک سهمگین سرطان تاب و توان از تن استاد به در برد و او را سپیدپوش راهی دنیایی کرد که قرار است زندگی جاودانه را تازه آغاز کند.استاد نوری از آن دست هنرمندانی بود که با رفتنش بزرگ‌تر شد، چرا که او بزرگ بود اما وقتی در طلوع دهمین روز مردادماه 89 باز به قله دماوند خیره می‌شدی، می‌توانستی درک کنی که باز هم راست‌قامت‌تر و استوارتر از همیشه ایستاده تا باز هم صلابت ایران و ایرانی و جاودانه ماندن نام نوری را صادقانه و گرم به همه اعلام کند.اما چرا نوری درطول بیش از پنج دهه فعالیت هنری خود به ایران، فرهنگ، غرور، قومیت و ملیت ایرانی وفادار ماند و وفادار خواند؛ مسأله‌ای است که نگاه دوباره به آن می‌تواند حرکت هر وطن‌دوست و وطن‌پرستی را در راه سخت و پرمخاطره‌اش استوارتر سازد، به‌همین سبب با تنی چند از نامداران و بزرگان موسیقی ملی و سنتی ایران همکلام شدیم تا راز جاودانه‌ زیستن و جاودانه رفتن زنده‌یاد نوری را با هم دوباره و دوباره و اینبار در یک تجمیع هنرمندانه مرور کنیم.حاصل گفت‌وگوها گزارشی شد که در ذیل این مقدمه از چشمان شما می‌گذرد.هنرمند ایرانی، باید در عمل ایرانی باشد نه در حرف«زنده‌یاد نوری فقدانش ضایعه بزرگی است، هم برای جامعه موسیقی و در نگاه کلان‌تر در جامعه فرهنگ و هنر و هم برای تک‌تک ایرانیان. او صدایی خاص و استثنایی داشت و اولین کسی بود که به‌صورت علمی بیش از 40 سال قبل موسیقی پاپ را به ایران وارد کرد. نوری خواننده‌ای تحصیلکرده بود که پیوسته و همیشه روی دو ژانر معرفی تصانیف و آوازهای بومی و محلی ایران پهناور و تصانیف و اشعاری که به‌گونه‌ای راسخ، دقیق و حماسی ایران را با تمام بزرگی و ابهت‌اش تعریف می‌کردند کار می‌کرد و می‌خواند.»اینها بخشی از سخنان استاد شاهین فرهت، آهنگساز بزرگ ایرانی بود که با صدایی لرزان و بغض‌اندود آنها را با ما در میان گذاشت. استاد فرهت در ایران نبود اما زمانی که متوجه شد قرار است درباره استاد نوری با ما همکلام شود، با تلفن شخصی خود از سوئد که این روزها در آن کشور در حال انجام مقدماتی برای اجرای «سمفونی دماوند» است با روزنامه تماس گرفت. وی با بیان اینکه هر هنرمند ایرانی اگر باتمام وجود به این آب‌و‌خاک ایمان داشته باشد برای خلق اثر هنری خود معیارهایی را درنظر می‌گیرد که درتمام جهان نیز اگر اثرش را ارائه دهد به ایرانی بودن آن صحه خواهند گذاشت، خاطرنشان کرد: استاد نوری هنرمندی بود که بزرگداشت و پاسداشت مقام و منزلت ایران و ایرانی را همواره اصلی‌ترین و مهم‌ترین دغدغه و وظیفه‌اش می‌دانست. من که همیشه در سخنرانی‌ها و گفت‌وگوهایم تأکید داشته‌ام ارکسترهای ما باید آهنگ‌های ایرانی را اجرا کنند، به همین نکته باز می‌گردد چرا که هیچ نوازنده یا خواننده‌ای در سراسر جهان نمی‌تواند مانند همتای ایرانی خود موسیقی و شعر ایرانی را آن‌طور اجرا کند که شایسته و زیبنده هنر ایرانی است. بین موسیقیدان‌ها ضرب‌المثلی‌ رایج است که می‌گویند، هویت اجرا‌کننده را باید از اثری که اجرا می‌کند شناخت. حالا به استاد نوری نگاهی دوباره بیندازیم، آیا می‌توان غیر از نام ایرانی برای او ملیتی دیگر مترادف دانست. او عاشق و دلبسته مملکت خویش بود و صادقانه این را بیان می‌کرد و به همین سبب است که ایرانی در هر جای جهان، نوری را به‌عنوان هنرمندی ملی و عاشق وطن می‌شناسد. این شناخت صددرصد از آثار این استاد به دوستداران هنر موسیقی و هنر ایرانی منتقل شده است.خالق «سمفونی دماوند» با تأکید بر این نکته که تمام کارهای اجرا شده توسط زنده‌یاد نوری براساس قوانین علمی تنظیم و اجرا شده بود یادآور شد: همین بعد علمی بودن آثار بود که حتی موسیقی‌هایی که جنبه محلی داشت و با صدای استادانه نوری اجرا می‌شد دیگر صرفاً نام محلی و بومی نداشت و موسیقی و نوای ملی شناخته می‌شد و این روحیه ایران‌دوستی نوری بود که به هر نوای بومی و محلی، عطر و بوی ملی و ایرانی می‌داد.فرهت در پایان با ابراز امیدواری به اجراهای موسیقی کشور در آینده گفت: امیدوارم آثاری که پس از این در کشور اجرا می‌شود نیز مانند تمام کارهای استاد نوری علمی باشند و از طرف اجراکنندگان جدی گرفته شوند. توجه همیشگی به مردم و ایران کیوان ساکت، آهنگساز برجسته و شناخته شده کشور گفته‌های خود درباره استاد نوری را اینگونه آغاز می‌کند: مردم بیش از 50 سال با صدای دل‌انگیز و آرام‌بخش استاد نوری روزها و شب‌های پرخاطره خود را رنگ‌آمیزی می‌کردند و موسیقی و صدای او نشاط‌بخش زندگی مردمان ایران بود. زنده‌یاد نوری با درک عمیقی که از مفاهیم موسیقی به خصوص موسیقی ملی، ‌محلی و قومی ایرانی داشت و با حنجره و صدای استثنایی خود می‌توانست به هر اثر ایرانی مربوط به هر فرهنگ و قوم لحنی همگانی و باورپذیر ببخشد. او در موسیقی پاپ، کلاسیک و فولکلور ایرانی یگانه بود و یگانه خواهد ماند و ناگفته نماند این چنین توانایی‌ای در هر هنرمندی وجود ندارد و این ویژگی بارز این اسطوره آواز ایران بود. آهنگساز «سرور غریبانه سرو» از هر دری که سخن می‌گوید باز به رابطه متقابل مردم با زنده‌یاد نوری می‌‌رسد و نمی‌تواند در صحبت کردن از محمد نوری این رابطه مستقیم هنرمند با مردم را نادیده بگیرد. وی با بیان اینکه مردم ما سال‌هاست با صدای این استاد فرهیخته که با رفتنش خانواده موسیقی را داغدار کرد انس و الفت گرفته‌اند، تصریح می‌کند: خانواده ایرانی‌ای را پیدا نمی‌کنید آن هم از هر قومیت و هر فرهنگ مختلفی که حداقل یک الی دو اثر از آثار استاد نوری را نداشته باشد و با آن روزها و شب‌هایش را سپری نکرده باشد. این درست است که اجرای آثار محلی و فولکلور رشته اصلی زنده‌یاد نوری نبود اما تسلط ایشان به آواز و نفس گرم او باعث شده بود که در اجرای انواع نواهای موسیقایی تبحر داشته باشد. ساکت در پایان با بیان اینکه هیچ هنرمند و هیچ انسانی عمرش جاودانه نیست، گفت: هر استادی که شاگردی را تربیت می‌کند، هدف اول و آخرش این است که استعدادها و توانایی‌های آن شاگرد را به بهترین نحو بپروراند و او را برای خودش بزرگ کند نه اینکه شاگردانش را طوری تربیت کند که مثل خود او بشوند. استاد نوری هم از این مسأله مستثنا نبود و شاگردان فراوانی برای هنر موسیقی کشور تربیت کردند و من ایمان دارم که از خیل شاگردان ایشان افرادی پیدا خواهند شد که یادگار و ثمره تلاش‌های این معلم حقیقی باشند و نام او را با اجراهایشان دوباره و دوباره و همیشه به یاد ایرانیان هنردوست بیندازند. محمد، استاد من 70 ساله بود!«من دوست دارم به جای استفاده کردن از نام زنده‌یاد نوری یا استاد نوری، محمد عزیزم را به نام دوستم خطاب کنم. او نه تنها همکار، همراه و استاد من 70 ساله بود که در بزرگ‌ترین معنی خود یک دوست بود، با این تفاوت که برخلاف شناخت دیگران از او، دوست من هم خواننده بود،‌هم ادیب بود، هم فرزانه‌ای جامعه‌شناس و هم با تاریخ این مرز و بوم و با گویش‌ها و فرهنگ‌های متعدد این کشور از نزدیک آشنا بود و احاطه کاملی به شعر و شعرای ایرانی داشت. هر ایرانی وطن خود را دوست دارد اما هر هنرمند موسیقی ایرانی نمی‌تواند مثل دوست من اگر بخواهد عاشقانه بخواند همه را عاشق کند، عارفانه بخواند همه را به اندیشه فرو برد و اگر میهنی و ملی بخواند غرور افراد یک کشور را ارتقا دهد.» اینها بخشی از صحبت‌های استاد داوود گنجه‌ای، نوازنده پیشکسوت و چیره‌دست کمانچه و همراه همیشگی زنده‌یاد نوری بود. استاد گنجه‌ای با تأکید بر این امر که برای من پیرمرد 70 ساله که 50 سال است معلم هستم و هنرجو آموزش می‌دهم و بسیاری از شاگردان من امروز برای خودشان و اعتبار نام هنر ایرانی افتخارآفرین شده‌اند، دوستم محمد، یک معلم همیشه حاضر و ناظر بود، بیان داشت: دوستم به معنای مطلق کلام یک وطن‌پرست و عاشق میهن‌اش بود. چرا می‌گویم مطلق کلمه؟ کسی که ادعای وطن‌پرستی دارد تمام خاک وطنش را دوست دارد و آن را منحصر به یک منطقه یا یک فرهنگ و یک قومیت خاص نمی‌کند. این صفت بارز او بود که به قسمت خاصی از این خاک پنهاور متعلق نبود. او در جنوب، خونگرم و مهربان بود، در شرق آفتاب سوخته و مقاوم در برابر توفان‌های 100 روزه‌ سیستان بود، در غرب پا به‌پای هم‌میهنان شهرهای مرزی، برای صلابت و استواری ایران پاسدار ارزش‌های فرهنگی و ملی بود و در شمال، سرسبز و بهاری و باطراوت بود، اما من همه اینها را ندیده بودم تا اینکه در روز خاکسپاری و تشییع پیکر محمد، هزاران هزار انسان عاشق و نمک‌شناس را دیدم و مبهوت شدم. از همه جا و همه رنگ و هر فرهنگی بودند، همه بغض در گلویشان و حلقه‌های اشک در چشمانشان، پس او بهترین معلم موسیقی و هنر ایرانی بود که توانسته بود نه هنرمند که بالاتر از آن، عاشقانه به خاک ایران را در طول 50 سال فعالیت بی‌دریغ و صادقانه‌اش تربیت کند. او به من یاد داد که یک معلم موسیقی بیشتر از موسیقی باید مسائل تربیتی را به هنرجو یاد دهد، نه اینکه او را نصیحت کند نه! باید برای او به تمام معنا یک الگو باشد چرا که شاگرد تنها خواندن و قواعد علمی موسیقی را از استاد یاد نمی‌گیرد که به تمام معنا او را یک الگو قرار می‌دهد و در آن میان است که از خیل شاگردان افراد شاخص خودشان را بالا می‌کشند. درست مثل دانشکده پزشکی، کار این دانشکده تربیت پزشک است و همه از آنجا پزشک بیرون می‌آیند اما همه آن پزشکان، حاذق و شاخص نمی‌شوند.گنجه‌ای در رصد جایگاه استاد نوری بر سلسله‌جبال موسیقی ایران، جایگاه این استاد را بر نوک قله می‌بیند که فتح آن کار هیچ کسی نیست و همه باید تا همیشه زمان از بلندا و شکوه آن لذت ببرند و تأکید می‌کند: البته نباید از خاطر دور داشت که با رفتن من و نوری و دیگران چرخ موسیقی ایران از حرکت باز نمی‌ایستد. دوستم محمد، بخشنده بود و هزاران شاگرد را تربیت کرد و من هم یکی از شاگردان او بودم، اما حقیقتاً فقدان نوری ضایعه بزرگی است چرا که در زندگی که همه آن را تجربه کرده‌ایم، مواقعی پیش می‌آید که انسان به مهربانی کسی احتیاج دارد و استاد نوری همان دست نوازشگر و مهربانی بود که همیشه در مواقع تنهایی و دلتنگی مرهم زخم‌های من بود.این نوازنده پیشکسوت کمانچه در پایان همه ایرانیان را دوستدار استاد نوری دانست و گفت: اگر ما او را از صمیم قلب دوست نداشتیم شاهد حضور این خیل پرشور و تمامی مسئولان فرهنگی کشور در مراسم تشییع پیکر وی نبودیم. نوری انسانی با طبع بلند بود که هیچ پاداشی را در زندگی جز تشویق مردم برای ادامه پرقدرت راه هنری‌اش نپذیرفت و در پایان دعا می‌کنم که خداوند همه هنرمندان و کسانی که به این مردم و به این خاک پر مهر و عشق خدمت می‌کنند را حفظ کند و ریشه تمام خیانتکاران را از روی زمین برکند.خواننده‌ای فراتر از هر تعریفهنرمند موسیقیدان بعدی که با او درباره زنده‌یاد نوری همکلام شدیم، دکتر سیدحسام‌الدین سراج، خواننده نام‌آشنای کشور بود. وی زنده‌یاد نوری را در زمینه خوانندگی بی‌نظیر توصیف کرد و گفت: این استاد چه از نظر جنس صدا، چه انتخاب اشعار با مضامین عالی و لطیف و چه انتخاب ملودی یگانه بود و همین ویژگی‌ها بود که سبب شده آثار ایشان به عنوان آثار ماندگار موسیقی ایرانی جاودانه شوند. من نمی‌دانم چرا ایشان را یک خواننده پاپ معرفی می‌کنند ولی با تعریفی که امروز از موسیقی پاپ در کشور وجود دارد و آثاری که شنیده می‌شود به شخصه اعتقادم بر این است که استاد نوری خواننده‌ای فراتر از خواننده موسیقی پاپ بودند چرا که کار این استاد یگانه و برجسته، بسیار محققانه و با تحلیل‌های دقیق جامعه‌شناسانه بود و همین تحقیق و توجه به جامعه‌شناسی فرهنگ روز بود که ایشان را واداشت برای جلوگیری از فراموش شدن موسیقی فولکلور و محلی ایرانی آثار جاودان موسیقی محلی و بومی ایران را انتخاب و دوباره‌خوانی کنند تا برای همیشه آن آثار در تاریخ موسیقی ایران ثبت و جاودان شوند. دوست دارم تعریف قبلی خودم را از خواننده‌ای فراتر از خواننده پاپ عوض کنم و بگویم زنده‌یاد نوری فراتر از خواننده بود، او یک موزیسین مردم‌شناس بود.دکتر سراج با تأکید بر این نکته که وقتی کاری تحقیقی باشد و آثاری تولید شود که به جای فاصله گرفتن با مردم با آنها همراه شود و برای آنها آشنا باشد نه غریبه و به همه اینها اجرای استادانه‌ای نیز افزون شود، آن اثر بی‌هیچ شکی مورد اقبال گسترده مردم قرار می‌گیرد و خود مردم به عنوان حقیقی‌ترین و عادل‌ترین قاضی و داور کار هنرمندان مهر تأیید ابدی را برای یک هنرمند صادر می‌کنند و آن را تا همیشه هست تاریخ به جان و دل و ذهن می‌سپارند. اگر بخواهم جایگاه استاد نوری در موسیقی ایران را بیان کنم باید بگویم که ایشان در نقطه‌ای حضور دارند که آن جایگاه را خودشان تعریف کرده‌اند و هیچ رقیبی هم نمی‌تواند برای رسیدن به آن جایگاه تلاش کند چرا که شیوه و سبک کاری این استاد منحصر به خودشان بود، بنابراین او به هنرمندی تبدیل می‌شود که بلامنازع و جاودان بود و خواهد ماند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار