
هر چند تاریخ و جایگاه بسیار دقیقی نمیتوان برای سابقه تاریخی زرین فام ذکر کرد، اما به استناد ظرفهای به جا مانده درقرن 3 هجری صنعتگران ایران در مراکزی چون نیشابور – استخر -ری- شوش و گرگان استفاده از نوعی لعاب طلایی رنگ را رواج دادند که به ظروف سفالی حالتی زرین میداد که خود باعث جایگزینی ظروف زرین و سیمین شد. شیوه کار چنین بود که پس از آماده سازی سفالها از گل زرد و نخودی رنگ بدنهها را با پوسته و آستر غیر شفاف از لعاب پوشش میدادند و بعد در کوره میپختند سپس طرح و نقش را با اکسید معدنی قلع به رنگ قرمز و قهوهای و زرد بربدنه سفال ترسیم میکردند. درمرحله دوم آنها را در کوره گذاشته تحت شرایط اتمسفر دود میپختند. بر اثر فعل و انفعالات اکسید معدنی و دود، ورقه نازکی از فلز روی سفالینهها به رنگ طلایی – قرمز مایل به قهوهای روشن و ارغوانی مینشسته و بدنهها زرین به نظرمیرسند در قرن پنجم تا هشتم مقارن با حاکمیت سلجوقیان، خوارزمشاهیان و مغولان را از دوران پرکار هنر ایران میتوان برشمرد به ویژه دوره سلجوقیان که از دورههای درخشان هنر اسلامی به شمارمیرود با نمونههایی مانند محرابهای بزرگ و کاشیهای هفت رنگ و زرین فام با نمود تصاویری از صحنههای پیکار با حیوانات و مجالس که بسیار رایج شد.
تأثیر دوران فاطمی درظروف ری و کمی دیرتر در کاشان به وجود آورنده روش مستقلی شد که ری را به سبب کمیت و کیفیت به یکی از مراکز مهم تبدیل کرد.
نقوش ظروف اغلب با آثار خیام و نظامی گنجوی مرتبط بود.
در قرن نهم مقارن با دوران تیموری هر چند تولید ظروف دچار رکود شد اما ساخت کاشیهای معرق زرین فام که از بدعتهای دوره ایلخانی بود به تکامل خود ادامه داد، در قرون بعدی یعنی سده دهم و یازدهم و دوازدهم هجری و حاکمیت صفویان سفالگری همچنان از ستارههای درخشان هنر دوران محسوب میگشت. تولید زرین فام به ویژه پیروی از آثار چینی و رقابت با آنان در این زمان جایگاه ویژهای یافت پس از آن در پایان دوران صفویه متقارن با قرن سیزدهم هجری صنعت سفال دچار انحطاط شد و نفوذ سبکهای اروپایی ظروف ایرانی را تحت تأثیر قرارداد و گروهی از ظرفهایی که دور از این تأثیر ساخته شدند نیز نقوش و شیوه دورانهای گذشته را تقلید کردهاند.
سهندی، کارشناس اداره کل حفظ و احیا