کد خبر: 401794
تاریخ انتشار: ۰۲ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۲:۰۷
محمد ابویی مهریزی - صبح تابناک نیمه شعبان برای همه‌ یک نشانه بسیار بزرگ از امید برای رهایی از قید شیاطین برون و درون است. روزی که همه در آن امیدوار می‌‌شوند که خدای بزرگ بشر را برای انقراضی غم انگیز نیافریده است.
انقراضی در پس غفلت،فروپاشی از ظلم و فرو رفتن در قهقرای نفسانیت سرنوشت محتوم بشری نیست و این پیامی است که در نیمه شعبان هر سال خونی تازه به رگ وجدان بشری و هوایی تازه بر سینه تنگ شده آزادگان می‌‌دهد.
این نقش عید بزرگ نیمه شعبان در فلسفه تاریخ نگاهی دیرپا در آینده پژوهی بوده و هست و به همین خاطر زمینه ساز جنبش‌های بزرگ سیاسی و اجتماعی شده است.
نیمه شعبان نماد تفکری است که انگیزه بخش همه افراد برای فهم و تعمق در مفاهیم توحیدی آزمایش و انتظار می‌‌باشد و ضمیر یکتا پرست و امیدوار ایرانیان از دیرباز پذیرای چنین انگیزه بزرگی بوده‌اند.
این آمادگی همواره در جشن‌های بزرگ نیمه شعبان،اشک خالصانه ندبه خوانان و نگاه‌های خسته و امیدوار عصرهای جمعه متجلی می‌‌شده و این تفکر بالنده به بیان‌هانری کربن، موتور محرکه دینداری در سرزمین ما به شمار می‌‌رفته است.
در این میان شادی نیمه شعبان علاوه بر دستاوردهای دینی، اجتماعی و سیاسی‌اش یک درس بزرگ فرهنگی به شمار می‌‌آید.
در نیمه شعبان – مانند ماه محرم – مردم از فقیر و غنی خود را برای رساندن پیامی که همه درباره‌ آن خبر دارند، مهیا می‌‌کنند.
مردم همه می‌‌دانند که نیمه شعبان است اما دوست دارند باز هم به خودشان و دیگران متذکر شوند که «خبری در راه است!»
جامعه بدون اینکه از سوی کسی تحریک شود، نیم‌خیز می‌‌شود برای رساندن یک پیام بدیهی به تاریخ و این کلمه طیبه و مبارکه را به ثبت می‌‌رساند که باید به سمت سرنوشت الهی جهان حرکت کرد (ان الارض یرثها عبادی الصالحون)
در این میان مکانیزم یا محتوای این دعوت عمومی دارای خصوصیاتی است که تحلیل آن نه تنها برای فهم بهتر نیمه شعبان، بلکه برای تجزیه و بازآفرینی یک فعالیت تأثیرگذار ضروری است.
در واقع این خصوصیات پاسخ به همین سؤال ناگفته آغازین است که رمز مشارکت هدفمند مردمی در یک جریان فرهنگی چیست؟و چرا سرمایه گذاری برای نیمه شعبان و امثال نیمه شعبان احتیاجی به تبلیغ و تصدیگری بیرونی ندارد.
چراغی را که ایزد برفروزد. . .
یکی از مشکلات علوم انسانی وارداتی از غرب در نظر نگرفتن حقیقتی به نام توفیق و مشیت الهی در جریانات فرهنگی است.
در واقع در تحلیل فرهنگی اومانیستی و مادی به همه موارد توجه می‌‌شود جز خواست خدا و آنچه ذهن و عقل از درک آن وامانده به کلمات و اصطلاحاتی چون امور غیر مترقبه مورد یادآوری قرار می‌‌گیرد.
منطق قرآنی در زمینه جریان‌های ماندگار فرهنگی آن است که کسی را یارای مقابله با مشیت حضرت حق در ماندگاری یک موضوع و محو کردن موضوعی دیگر نیست (یریدون ان یطفئو نورالله بافواههم. . . )
اتفاقاً دو جریان تأثیرگذار شیعه نیز از همین جنس اتفاقات هستند یعنی هم نیمه شعبان و هم عاشورای حسینی به قدری در تاریک نای تاریخی هستند که از لحظه‌ اتفاق تاکنون ظاهراً قابل محو تلقی می‌‌شوند.
اینکه در یک بیابان تعدادی اندک نفر توسط یک لشکر چند هزار نفری کشته می‌‌شوند یا نوزادی پنهانی در خانه فردی در تبعید و تحت نظر متولد می‌‌شود که قرار است هیچ خبری از آن منتشر نشود اما هم آن کشتگان و هم این مولود به رغم همه 1300 و ‌اند‌ی سال باید روز به روز بیشتر مورد توجه قرار بگیرند!
این جریان را بدون توجه خاص حضرت حق زاییده چه موضوع دیگری باید دانست؟
در این زمینه درس نیمه شعبان برای همه کارگزاران فرهنگی آن است که مهم‌ترین ویژگی ماندگاری یک کار فرهنگی، جلب چنین توجهی به واسطه اخلاص و تقواست و الا چه بسیار کارهایی که به رغم سرمایه گذاری‌های بزرگ دیده نشدند و نام و آوازه آن از لحظه فراتر نرفت.
کیمیای محبت
اختیار نوع بشر برای فراگیری و بی میلی به موضوعات پیرامونی به ما می‌‌آموزد که برای مورد توجه قرار گرفتن و مورد توجه قرار دادن باید به دنبال ایجاد جاذبه بود.
بی شک این جاذبه در امور دینی و به ویژه در جریان مهدویت، محبت است. نمی توان انکار کرد که ابعاد فکری مهدویت باعث ارتقای برهان شیعه در مباحث کلامی و‌ اندیشه‌ای صدها ساله تاریخ اسلام بوده اما رمز ماندگاری فرهنگ مهدویت چنین استدلال‌ها و برهان‌های کتابخانه‌ای نیست.
واقعیت این است که فرهنگ مهدویت که در مشارکت همگانی نیمه شعبان نمود پیدا کرده تابعی از جاذبه محبتی است بین اهل بیت و به ویژه حضرت حجت (عج) و مردم وجود دارد.
در واقع آنچه سرمایه و حضور مردم در یک کارفرهنگی را تضمین می‌‌نماید، همین محبت است و این کیمیایی است که خیرات و حسنات کار جمعی را بر داشته‌های‌ اندک مردم افزود و طوفانی ماندگار از اعتقاد و ارادت را بازآفر ینی می‌‌کند.
احتیاجات اجتماعی
یک جریان فرهنگی در کنار همه‌ خصوصیات شور آفرین باید واجد مجموعه‌ای از آمال و آرزوهای اجتماعی و بازتاب خواست و نظرات ایشان باشد.
آزادیخواهی، دین‌مداری و جست‌وجوی خیر و صلاح از مؤلفه‌های مهمی است که همواره در ذهن و دل جامعه شیعی موج می‌‌زده است.
این علاقه تا جایی است که بسیاری از صاحبنظران مادی، آن را به عنوان ریشه‌ تفکر موعد طلبانه‌ مشرق زمین از آن یاد کرده‌اند .
موعود با چنین تفکر و تصوری منتهای آمال و آرزوهاست و جریان فرهنگی مهدویت پاسخی به چنین خواست تاریخی.
چه بسیار از جریان‌های فرهنگی که بدون داشتن چنین خصیصه‌ای ابتر می‌‌مانند زیرا در زمان برنامه ریزی کسی از طراح آن نمی پرسد این تفکر پاسخگوی کدام یک از خواست‌های اجتماعی است.
1- حرکت
فرهنگ جریانی ایستا نیست و هر پدیده فرهنگی ایستا که خود متوقف یا متوقف کننده دیگران تلقی شود، محکوم به زوال و نابودی است.
یکی از عناصر مشترک جریان نیمه شعبان و محرم نیز همین اصل است که بر خلاف بسیاری از تصورات آکادمیک و کتابخانه‌ای فرهنگ را از گلخانه و آزمایشگاه به قلب توده‌ها رهنمون شده و آغازگر حرکت آحاد ملت‌ها‌است.
و باز چه بسیار جریان‌های فرهنگی که هیچ‌گاه از گلخانه و آزمایشگاه مسائل آکادمیک و کتاب‌ها بیرون نمی‌روند در همان کتابخانه‌ها دو سالن‌های دربسته مدفون می‌‌گردند.
شبکه‌های فرهنگی
در میان برنامه‌هایی مانند نیمه شعبان و عزاداری امام حسین (ع) مراتب روابط بین فردی و عمومی پایین به بالا و بر اساس همطرازی است.
به طور کلی یکی از رموز ماندگاری آیین‌های عبادی در همین نکته است که افراد مانند سایر اتفاقات و جریانات تأثیرگذاریشان با حد سرمایه گذاری ما دیشان همطراز نیست.
در واقع حقیقت اخلاص در آن است که هر فرد به قدر تأثیر اقتصادی مطرح نباشد و چه بسا در این رویداد افرادی که حداقل نقش را برای سرمایه گذاری بر عهده دارند به محوریت برسند.
به عبارت دیگر یک جریان ماندگار گروهی فرهنگی نباید در چاله مناسبات اقتصادی معمول شرکت‌های سهامی بیافتد و این چیزی است که علم اجتماعی امروز به آن شبکه‌ای کار کردن می‌‌گوید.
در شبکه‌های فرهنگی و اجتماعی هیچ فردی بر فرد دیگر برتری ندارد و علاوه بر عدم مناسبات پایین به بالا، هماهنگی بین فردی نیز به نحوی غیر سلطه جویانه شکل می‌‌گیرد.
به عبارت ساده تر هرکسی با هر متاعی می‌‌تواند در خدمت هدف قرار گیرد و هر تلاشی برای هدف مشترک جمع مقدس و مطلوب تلقی می‌‌شود.
در میان فرهنگ بومی ما چنین رویه‌ای اصل انکار ناپذیر پیوند توده‌های ضعیف با جریان‌های فرهنگی دین مدار است. زیرا دین معیار نفوذ و تأثیرگذاری را از مقدار سرمایه و توازن منافع به سمت تقوا و معنویت برده است. به همین دلیل رفتارهای فرهنگی عمیق‌تر و پایدار از اشکال مختلف صنفی است.
در این تفکر پرچم مندرس یا مهدی یک زن روستایی در کوچه همانقدر – و بلکه بیشتر – عزیز است که صدها لامپ در چراغانی یک بوستان پایتخت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار