
آن دو هرگز فکرش را هم نمیکردند که روزی با هم لحظهای راه بروند یا اینکه دیداری داشته باشند. اما تقدیر آن بودکه با من به کافهای در بلفاست (پایتخت ایرلند جنوبی) بیایند و قهوهای بنوشند. مارک اروین و دنی دونی دو دیوارهنگار که با هم «دشمن» هستند؛ اولی طرفدار خاندان سلطنتی انگلستان و دیگری هوادار جمهوریخواهان ایرلند. این دو با هم چهارگوشه شهر را پر از نقاشی دیواری کردهاند.
آن دو به هم رسیدند هر دو زاده بلفاست هستند، هر دو نخستین بار سالها پیش در دهه هفتاد میلادی بود که قلم مو را به دست گرفتند. دنی 56 ساله که لباس کار آبی رنگی به تن دارد و جابهجا لکههایی روی آن به چشم میخورد، میگوید: نقاشی دیواری ابزاری بود برای ما تا حرف خود را از این طریق به گوش مردم برسانیم.»
طی سالهای گذشته هر کدام روی دیوارهای خود نقاشی میکردهاند و هزینه کار را گروههایی مجزا پرداختهاند. مارک که در آستانه 37 سالگی است میتوانست شاگرد دنی باشد، میگوید که هرگز نپذیرفته است که تصاویر نظامی روی دیوار بکشد. حتی در دهه 80 میلادی که چنین تصاویری مثل قارچ از در و دیوار میریخت: «یگانه هدف من آن است که کودکان را با استفاده از فرهنگ وحدت آموزش دهم.»
دنی کله خرابتر از این حرفهاست. او مدتی عضو ارتش آزادیخواه ایرلند بود و از 1973 تا 1978 به زندان رفت. جرم سیاسی؟ نه. او به بانکی دستبرد زده بود! حالا او نقاشی میکند تا «یاد همرزمان خود را گرامی بدارم». حالا چطور شد که او با مارک ملاقات کرده است که پدرش دیوید اروین یکی از چهرههای اصلی حامی وحدت ایرلند و انگلستان بوده است.
هنر و البته یک تاریخ 2007 در نزدیک شدن این دو دشمن سابق به همدیگر بیتأثیر نبود. سال 2007 مصادف بود با هفتادمین سال بمباران گرنیکا (در 1937 طی جنگ داخلی اسپانیا) دو برادر و دشمن که حالا هر دو مبارز ضد جنگ هستند، تصمیم میگیرند که برای نخستینبار یک نقاشی دیواری را با هم روی دیوار نقش زنند. سپس همکاریهای بعدی آنها شروع شد که تا به امروز هم ادامه دارد.
میتوان تصور کرد که این زوج هنری حالا چقدر توجه عمومی را به خود جلب کرده است. اما نه، قضیه به این سادگیها هم نیست! مارک و دنی حالا در جبهه تازهای هم میجنگیدند و آن مبارزه با شهرداری است که با پروژه تازهای به نام «بازسازی تصاویر جامعه» برکار آنها سایه انداخته است.
این پروژه هم مثل همکاری دو هنرمند از سال 2007 آغاز شد و هدف آن تغییر وجهه محلات کارگری و جابهجایی تصاویری بود که به زعم شهرداری تهاجمی بود. به جای این تصاویر، تصاویری «مثبت» نقش بسته است. درست است که 12 سال از امضای معاهده صلح میگذرد اما بلفاست هنوز هم پر است از تصاویر مردانی که در بارانیهای بلند اسلحه به دست دارند و برای ایرلند مستقل از انگلستان هورا میکشند.
بدین ترتیب در محله شنکیل که اغلب ساکنان آن طرفدار اتحاد دو کشورند تصاویری میبینیم «از کودکانی که میخندند و برای صلح جهانی آواز میخوانند.» در آردوین هم که بیشتر جمهوریخواهان ساکن هستند مجسمههایی انتزاعی میبینیم که پر از احساسات مثبت است.
این همه تصاویر مثبت جذاب نیست بچهها؟ مارک میگوید:« مزخرف است! این نقاشیها هیچ معنایی ندارند. هیچ واقعیت جامعه را بازتاب نمیدهند. آدمهایی که این برنامه را به راه انداختهاند، مشتی بوروکرات هستند که نه تاریخ میدانند نه جامعه را میشناسند. تنها طرح آنها نابودی فرهنگ ماست.»
اما حالا وقت آن نرسیده است که تصاویر جنگطلبانه را از روی دیوارها پاک کنیم؟ مارک پاسخ میدهد:«ذهن افراد را که با تغییر نقاشیها نمیتوان تغییر داد. تصاویر نظامی در اذهان میمانند حتی اگر روی دیوارها نباشند چون در سر ساکنان این محلات هیچ چیزی از زمان صلح تغییر نکرده است. مشکلات اجتماعی مثل سابق هستند. به گمان من به جای پرداختن به هنر بهتر است به وضع مردم رسیدگی کنند، بیکاری و مسکن اینها مشکل مردم است. اگر این اوضاع بهبود یابد شاید خود همین مردم بخواهند که نقاشیهای نو روی دیوارها بنشیند.