دين و ميهن نه ميهن و دينمحمد مهدي خالقيخاطره زيباي شير سنگي جعفري جوزاني ترمزي بود كه باعث شد با احتياط بيشتري درباره «درچشم باد» بنويسم. اما ازمجموع حدود 15 قسمتي كه ديدهام، اين نكات به نظرم رسيد: «درچشم باد» يكي ازمعدود مجموعههاي تلويزيوني است كه با روش 35 ميلي متري يا به عبارتي سينمايي تصويربرداري شده است. اين تحمل سختي و هزينه دربعضي قسمتها به زحمتش ميارزد. رنگ و نورها، تغيير فوكوسها، نماهاي باز چشم نواز و ... و البته دربعضي بخشها خصوصاً نماهاي جنگي، تحرك لازم را ازدوربين گرفته و نماهايي بي روح و ساكن و ساده به ارمغان آورده است.دكوپاژ فيلم درهمه بخشها يكدست و روان نيست. از قسمتهاي اول كه پيچيده و بعضاً حساب شده است تا قسمتهاي جنگي كه ول و سهل انگار و بسيار آماتوري است. در قسمتي كه دكتر همراه رزمندگان به عمليات ميرود، سياهي لشكرها، شلنگ تخته زنان توي بيابان ميدوند و دوربين به يك حركت چپ به راست ساده اكتفا ميكند. دريغ ازيك نماي بسته ازصورت، دست،اسلحه و... درهمين لحظه انفجاري گوشه تصوير ديده ميشود كه معلوم است بدون هماهنگي كارگردان و تصوير بردار بوده و نصف تصويرش به خارج قاب ميافتد. درقسمتي ازمجموعه برشهاي متوالي بين نماهاي فيلم و قطعات مستندي از جنگ داريم كه قرار است به ما اينگونه القا كند كه ببينيد! كارگردان آنچنان به واقعيت وفادار بوده كه دقيقا ًفيلمهاي مستند جنگ را بازسازي كرده است. از طرف ديگر تماشاگران فيلم احتمالاً دو گروه ميشوند. عدهاي كم اطلاع تر شگفت زده ميشوند و احسنت ميگويند و عدهاي ايرادگير، انتقاد ميكنند كه اِ... اين بازيگر كجا به حسن باقري شبيه است؟غافل ازاينكه جواب مسأله درصورت آن نهفته است. يك اثر سينمايي براي باور پذيري قرار نيست نعل با النعل تصاوير مستند يا خاطرات و گفتارها و رفتارهاي شخصيتهاي واقعي را كپي كند. يك اثر سينمايي بايد باور پذيري را با قابليتهاي فني درتماشاگر ايجاد كند. «درچشم باد» با وجود هزينه گزاف كه از12 تا 17 ميليارد شنيدهايم، از نقيصه مهم همه مجموعههاي تلويزيون يعني محاسبه دقيقهاي رنج ميبرد. اين شيوه، ريتم كلي مجموعه را چنان كند كرده كه مخاطب عادي تلويزيون را نيز خسته ميكند. اين ضعف بسيار مهم درهمه قسمتهاي مجموعه ديده ميشود. فكر كنيد كارگردان مجبور ميشد، سريال را با دقت و وسواس ميساخت، آن وقت نيمي ازبودجه فيلم را ازدست ميداد. شنيدهام جوزاني جايي درجواب اعتراض به پرهزينه بودن مجموعه گفته اگر اين مجموعه در امريكا ساخته ميشد، بيش از300 ميليارد تومان ارزش داشت. فرض كنيم اين حرف درست است. اما اگر «درچشم باد» را دست كارگردانان مجموعه «لاست» بدهيم، چند درصدش را درتدوين حذف ميكنند؟!«درچشم باد» ادعا و ظاهري مليگرايانه دارد. اما خبطي كه روشنفكران ما ميكنند، اين است كه سابقه دينداري بيش ازهزار ساله اين سرزمين را ازمليگرايي منفك ميكنند. مثلاً فكر ميكنندرويكرد مردم به شاهنامه صرفاً به دليل پهلوانان ايرانياش است. غافل ازاينكه علاقه مردم به رستم و قهرمانان شاهنامه دلايل توحيدي دارد. نگاهي به خاطرات رزمندگان ميهندوست ارتش – فارغ ازاينكه سپاه و بسيج چه نقشي درجنگ داشتهاند - اين نكته را ثابت ميكند كه آنها عشق به آب و خاك را جزئي ازدين ميدانسته و ميدانند؛ فرمان امام (ره) درباره عدم انحلال ارتش را بايد دراين نگاه جستوجو كرد. قهرمانان «درچشم باد»، خصوصاً دوست دكتر دربيمارستان صحرايي نه شخصيتپردازي يك ميهن پرست واقعي را دارند و نه رسوخ تفكر ديني درمردم اين سرزمين را به رسميت ميشناسند.