کد خبر: 394724
تاریخ انتشار: ۲۹ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۸:۱۷
باي بسم الله
باي بسم اللهتا کجا همين است که هست؟! نه با هم رودربايستي داريم و نه مي خواهيم تعارف کنيم. مسأله‌اي هست که خيلي اوقات ذهنمان را به خود مشغول مي کند و براي آن نيز چيزي جز پاسخ‌هاي تکراري در ميان اهالي قلم تا به حال چيزي نديده‌ايم.و اما اين مسأله . . . . خيلي ساده که بخواهيم بيانش کنيم اين است که ادبيات در ايران چرا در حال تبديل شدن به مسأله و مقووله‌اي جهاني نيست. چرا موقعيت‌ها و ديالوگ‌هاي داستاني در کشور ما حتي براي تمام مخاطبان ايراني قابل هضم نيست و جداي از آن چرا نمي‌‌توان در ميان آثار مقبول افتاده در ميان جماعت کتابخوان در ايران، اثري را پيدا کرد که شاخصه‌هاي جهاني شدن و جهاني بودن را بتوان در آن گنجاند. چرا ترجمه نمي‌‌کنيم و چرا نمي‌‌خواهيم ترجمه کنيم. ادبيات داستاني انقلاب اسلامي و حتي ادبيات روشنفکري اين سال‌هاي کشورمان که با اصراري عجيب دوست دارد به هيچ کس و هيچ جا متصل نباشد، کمتر به اين سؤال پاسخ داده است و تمايلي براي پاسخگويي به آن در درون خود پيدا کرده است. از سوي ديگر نگاهي به آثار برگزيده بسياري از جشنواره‌هاي ادبي جهان که به نگاهي سياسي و غير فرهنگي متصل نيستند و در کشور ما نيز کم ترجمه نشده‌اند، نشان مي دهد که اساس بسياري از اين داستان‌ها آنچنان شاهکار يا جهاني خارق‌العاده را در خود خلق نکرده‌اند ولي توانسته‌اند به ذهن و زباني غير از مخاطبان بومي خود نيز دست‌اندازي کنند و آن را به تسخيز خود در آورند. اما مسأله چيست و بايد در کجا به دنبال پاسخي براي آن بود؟ خيلي ساده که به آن نگاه کنيم بايد گفت که گويا در مختصات داستان و شعر بسياري از نويسندگان غرب به جاي نگاهي محلي به موضوعي جهان‌شمول، زبان نگارش و بيان خود را به زباني جهان‌شمول و در يک کلام انساني و ساده‌تر از همه اينها جهاني براي بيان دغدغه‌ها و موقعيت‌هاي داستاني که در جغرافياي زندگي يا ذهن آنها مي‌گذرد. تبديل کرده‌اند. مخاطب براي اين دسته از نويسندگان، به دو هزار نفري که در يک استان يا ايالت داستان آنها را مي خوانند، خلاصه نمي‌‌شود، مخاطب آنها انسان است و آن را هم در هر جاي عالم بي‌شك مي توان يافت. در ادبيات داستاني ما نيز بسياري از موقعيت‌هاي داستاني مانند هشت سال جنگ تحميلي يا موقعيت‌هاي اقتصادي و اجتماعي ايجاد شده پس از آن وجود دارد که لا اقل براي ملت‌ها و مردماني که جنگ را تجربه کرده‌اند مي تواند قابل لمس و حتي در صورت عدم آن قابل کشف باشد اما انگار ما در اصرار عجيب خود به همين موقعيت ناقص و ناچيز فعلي و حسرت خوردن به آنچه مي تواند خيلي دور از دسترس ما نباشد، دلخوش کرده ايم و به جاي چرخاندن روزگار بيشتر مي‌پسنديم که روزگار ما را بچرخاند. راه جهاني شدن از جهاني ديدن مي گذرد، آنچه به عنوان ظرفيت‌هاي داستاني و ماده خام نوشتن در کشور ما در سال‌هاي پشت سر مانده ما به ما نشان مي دهد، وجود اين مسأله است اما دست همتي که بخواهد اين حقيقت را به اثبات برساند و از اين ماده به خلق موضوعي جهان فهم برسد را ما هنوز به کسي نشان نداده‌ايم و بدتر از آن هنوز در اصراري عجيب نمي‌‌دانيم تا به کجا همين است که هست.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار