
چندسالی است که تابوی قاچاق در کشور شکسته و به دایرهالمعارف ایرانیان افزوده شده است. آنقدر قاچاق کالا اهمیت دارد که باندهای مختلف حاضرند محمولههای خود را بیمه کرده و روانه بازارهای هدف کنند. قاچاق کالا در کشور، علاوه بر آثار مخرب اقتصادی از بعد اجتماعی نیز بهعنوان چالش قابل بررسی است. این پدیده بهعنوان تهدید جدی بر سر راه تجارت آزاد هزینههای بیشماری بر بدنه اقتصاد کشور تحمیل میکند و فرهنگ اقتصادی کشور را مورد تهدید جدی قرار میدهد.
قاچاق کالا درآمدهای گمرکی و مالیاتی دولت را کاهش میدهد و از سویی موجب خروج ارز، فرار سرمایه، افزایش بیکاری، تبعات اجتماعی، فرهنگی و کاهش تولیدات صنعتی میشود.
قاچاق به ایجاد رانت و رشد فساد اقتصادی میشود و از بعد اجتماعی و فرهنگی نیز کمرنگ شدن تعلقات ملی، مصرفگرایی و عدم پایبندی به مصرف تولیدات داخلی را بهدنبال دارد.
براساس اعلام رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز رقم تقریبی گردش مالی قاچاق کالا در کشور 19میلیارد دلار است. اینرقم نزدیک بهرقم کل صادرات غیرنفتی کشور در سالهای گذشته است.
حال باید به اینرقم هزینههای اجتماعی و فرهنگی و غیره را افزود.
اما چرا در کشور قاچاق کالا همچنان با قوت بیشتر از گذشته ادامه حیات میدهد؟ میتوان 10دلیل عمده را برای این موضوع بیان کرد.
اولین دلیل رفتار مصرفکننده است. در سالهای اخیر مصرفکننده در برخورد با کالاهای داخلی و خارجی دست به انتخاب میزند. این انتخاب میتواند به برند و کیفیت جنس موردنظر مربوط باشد و البته نباید از نقش تبلیغات گسترده رسمی و غیررسمی که عمدتاً از طریق شبکههای ماهوارهای صورت میگیرد غافل شد. دومین دلیل را میتوان تغییر شرایط اقتصادی و افزایش قدرت خرید مردم دانست.
با بالا رفتن سطح رفاه مردم، مشتری ترجیح میدهد هزینه بیشتری بابت خریدهای خود بپردازد و در این بین کالاهای با برند مطرحتر از داخلی در لیست خریدار قرار میگیرد.
سومین دلیل را میتوان تغییر شیوه و سبک زندگی مردم دانست. بهعنوان مثال ایرانیان اکنون میخواهند به جای تلویزیونهای قدیمی، السیدی داشته باشند. چهارمین دلیل در بعد ترجیح کالاهای قاچاق بحث کیفیت و خدمات پس از فروش است.
بهدلیل شرایط اقتصادی داخلی بسیاری از کالاهای داخلی نسبت به کالاهای خارجی گرانتر تمام میشود. ضمن اینکه خدمات پس از فروش در کالاهای ایرانی اکنون بیشتر شبیه یک شعار شده و از نگاه مصرفکننده اعتماد چندانی به آن نیست. سودجویی پنجمین دلیل افزایش قاچاق کالا است. وقتی در این سوی مرز کالایی با فاصله قیمتی بالا نسبت به تولیدات بهفروش میرسد نمیتوان انتظار داشت مشتری بهدنبال خرید کالاهای دیگر برود.
بنابراین سودجویان برای کسب سود بالاتر همواره آماده کار هستند.
ششمین دلیل را میتوان ارزانی مصنوعی (دامپینگ شده) یا واقعی کالای قاچاق در قیاس با تولیدات داخلی دانست.
عدم فرهنگسازی در بحث مصرف تولیدات ایرانی و عدم شناخت کالاهای ایرانی هفتمین دلیل وجود قاچاق کالا در کشور است.
زمانی که در بازار بهراحتی میتوان کالاهای قاچاق را پیدا کرد بنابراین بعد نظارت بهعنوان هشتمین دلیل نمایان میشود. نظارت سطحی و جریمههای پایین یکی از دلایل اصلی قاچاق است.
نهمین دلیل وجود فساد اقتصادی است. در بسیاری از پروندههای قاچاق ردپای برخی داخلیهای پرنفوذ مشاهده میشود.
دهمین دلیل نیز تخریب هدفمند از سوی معاندان و دشمنان است. در برخی از موارد میتوان به هدفمند بودن قاچاق یک کالای خاص در کشور پیبرد که با حمایت قوی خارجیها همراه است. بنابراین حذف قاچاق کالا در کشور به بسترهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی نیاز دارد و نمیتوان تنها از روش قوه قهریه در اینباره استفاده کرد اما مسائل فرهنگی و... را فراموش کرد. کمک به تولیدات داخلی و ارزانسازی و کیفیسازی آنها درکنار برخورد جدی و بدون اغماض با قاچاقچیان، میتواند تا حدودی از روند رو به تزاید قاچاق جلوگیری کند.