واژههای غیرقابل نمایشمعصومه دیوداردر بیشتر مواقع واقعیتهای جامعه و آنچه که در بطن آن اتفاق میافتد شاید چیزی فرای تصور ما و آنچه که ما هر روزه با آن روبهرو میشویم باشد، چراکه جامعه ما متشکل از اقشار مختلف با سطح فکرها و تعالیم متفاوت است که هر یک بنا بر آداب و سنن خود رفتاری متمایز را نشان میدهند.در این میان انواع رسانهها اعم از مکتوب و غیر مکتوب سعی در منعکس کردن این حوادث و گفتوگوها و... دارند ولیکن در اینجا این سؤال مطرح میشود که نقش و جایگاه تلویزیون به عنوان رسانه ملی در نشان دادن و بازگو کردن این واقعیتها چیست؟در جامعه ای زندگی میکنیم که اکثریت جمعیت آماری آن را قشر جوان در بر میگیرد و این جوانان به تبع جوان بودنشان اوقات فراغت بسیاری را در پیش روی خود دارند و اکثر آنها این اوقات را با دیدن برنامههای تلویزیون پر میکنند.حال آنکه در بسیاری از مواقع در فیلمها و سریالهای تلویزیونی با کلمات و لغات رکیکی مواجه میشویم که بین شخصیتهای داستان رد و بدل میشود این درحالی است که عنوان شدن بسیاری از این لغات در میان اکثر خانوادههای ایرانی عادی نیست و از آنجایی که مخاطب اکثر این برنامهها را خانوادهها، جوانان، نوجوانان و شاید کودکان تشکیل میدهند،از این روی گنجاندن برخی از لغات تنها برای نشان دادن شخصیت سوژه مورد نظر و عنوان کردن آن در رسانه ملی امری است که باید مورد تأمل قرار گیرد.در گذشتههای نه چندان دور بسیاری از این نکات در رسانه ملی رعایت میشد و نیازی نبود تمام این کلمات در دیالوگهای فیلم گنجانده شود؛ چرا که رفتار و عکسالعملهایی که بازیگران در مقابل رفتار یکدیگر داشتند هم شخصیت پردازیها را کامل میکرد و هم منظور و مفهوم مورد نظر به مخاطب منتقل میشد، حال آنکه امروزه شاهد آن هستیم که بسیاری از این نکات رو به فراموشی است و کلمات نامناسب و فحشها و لغات رکیک مانند نقل و نبات بر زبان بازیگران جاری میشود بی آنکه به پیامدهایی که میتواند در فرهنگ جامعه و روحیه مخاطب عام داشته باشد بیندیشند. باید مسئولان و دستاندرکاران و برنامهسازان به این نکته توجه کنند که جامعه ما نیازمند آن است تا فضای فیلمسازی تلویزیونی و هنری فضایی پاک و عاری از بیحرمتی باشد.