به گزارش خبرنگار «جوان»، ساعت 8صبح روز هفتم آذرماه سال 86 دانشجوی جوانی به حراست دانشگاه در اتوبان تهران ـ قم مراجعه کرد و آنان را از کشف جسد یک زن جوان درکنار دیوار دانشگاه باخبر کرد. وقتی مأموران کلانتری 171 امام خمینی درمحل حاضر شدند دریافتند که زن جوان با روسری خفه شده و یکی از دستهایش توسط حیوانات وحشی دریده شده است. با انتقال جسد زن جوان به پزشکی قانونی تلاش برای شناسایی جسد آغاز شد.
تلاش برای رمزگشایی از پرونده تا مراجعه مرد جوانی به مأموران پلیس دنبال شد. این مرد به مأموران گفت که مادرش دو روز قبل از منزل خارج شده و هرگز بازنگشته است. او به همراه خانوادهاش در پزشکی قانونی حاضر شده و هویت مادر خود به نام (اکرم) را شناسایی کرد. کارآگاهان پلیس تحقیقات ویژه پلیسی را برای دستگیری عامل یا عاملان جنایت دنبال کردند. خانواده مقتول در اقدامی هماهنگ انگشت اتهام را بهسوی «حسنعلی» نشانه رفتند. فرزندان مقتول به مأموران پلیس گفتند که حسنعلی با مادرشان ارتباط پنهانی داشت و آنها را غافلگیر کرده بودند. آنها گفتند: حسنعلی در غیبت پدرمان بارها به منزلمان میآمد و ارتباط آنها همواره ادامه داشت.
دختر مقتول آخرین نفری بود که هنگام بازگشت از مدرسه مادرش را هنگام خروج از منزل دیده بود. او به مأموران پلیس گفت: مادرم داشت با عجله خارج میشد که به من گفت قصد دارد برای حسنعلی وام بگیرد.
با تاریک شدن هوا مادرم به منزل نیامد من ساعت 19:15 دقیقه به تلفن همراهش زنگ زدم. مادرم گریه میکرد، اما دلیل آن را نگفت. بعد از گذشت چندلحظه دوباره تماس گرفتم. گوشی تلفن او خاموش بود. تلفن حسنعلی هم خاموش بود.
حسنعلی هشت روز پس از کشف جسد به اتهام قتل بازداشت شد. او ارتکاب به قتل و ارتباط پنهانی را انکار کرد.
متهم روز گذشته درشعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمدسلطان همتیار و چهار مستشار دادگاه محاکمه شد.
قاضی متهم را تفهیم اتهام کرد. او ارتکاب قتل و ارتباط پنهانی با اکرم را انکار کرد و خطاب به دادگاه گفت: او زن دایی من بود و ما با هم رفت و آمد داشتیم. او گاهی لباسهایم را میشست و برایم غذا درست میکرد و ارتباط ما تلفنی دنبال میشد. ما درباره اتفاقات روزمره با هم حرف میزدیم. متهم گفت: اکرم قرار بود که برایم وام بگیرد و من روز حادثه به همراه نامزدم در محلی که قرار بود وام بگیریم حاضر شدیم، اما کارمان به سرانجام نرسید. من به منزل خواهرم بازگشتم و شب را بههمراه نامزدم آنجا بودم.
نامزد و خواهر متهم به دادگاه گفتند که حسنعلی شب را درخانه خواهرش سپری نکرده است. نامزد متهم گفت: ما برای گرفتن وام به سمت گلستان رفتیم. در راه تلفن حسنعلی مدام زنگ میزد و او با عصبانیت آن را خاموش کرد. هنگام بازگشت او مرا درخانه خواهرش رها کرد و تا عصر فردا بازنگشت.
در ادامه جلسه، وکیل اولیای دم ادعا کرد که متهم یکی از دوستانش به نام «سعید» را از ارتکاب به جنایت باخبر کرده است. متهم گفت: اگر سعید در دادگاه حاضر شود و این گفته را تأیید کند من قتل را به گردن میگیرم.
در ادامه جلسه، دادگاه با بررسی محتویات پرونده وارد شور شد و برای شنیدن اظهارات برخی شاهدان، جلسه را تجدید کرد.