کد خبر: 390666
تاریخ انتشار: ۰۴ خرداد ۱۳۸۹ - ۲۰:۳۲
نگاهی به سریال هوش سیاه
نگاهی به سریال هوش سیاهجرایم رایانه‌ای، مسأله امروزعلی خدایی بیجاری «هوش سیاه» اولین مجموعه داستانی است که با همکاری دایره مبارزه با جرایم رایانه‌ای به تصویر کشیده شده است. سوژه کار، سوژه جدید و در عین حال قابل تأمل و آگاه کننده‌ای است و می‌توان چنین موضوع‌هایی را نیاز ضروری اکنون جامعه کشور به حساب آورد. البته شایان ذکر است که جرایم رایانه‌ای بسیار وسیع‌تر از حد تصور است و هر روز گستره بیشتری را به خود اختصاص می‌دهد که سوژه هوش سیاه تنها به بخشی از این جرایم که کلاهبرداری از طریق هک اینترنتی است، می‌پردازد. قصه سریال با فراز و فرودها و انتخاب رویدادهای پیوسته به هم در خدمت روند داستان است. ریتم تندکار و پلان‌های کوتاه که هیجان و همذات پنداری مخاطب را به همراه دارد، هوش سیاه را به کاری پرکشش تبدیل کرده است که بازخورد آن خوب ارزیابی شده و با استقبال مخاطبان مواجه شده است، گرچه قالب کار قالب جدیدی نیست اگر در طرح اولیه کمی تأمل کنیم همان حکایت فراگیر پلیس و جنایتکاری است که فرزند پلیس از طریق جنایتکاران جذب و عامل سوءاستفاده آنان می‌شود. اما ایرادهایی جزئی به کار وارد است که به رغم پرداخت قوی و موفق کار، این ایرادها مقداری دور از ذهن و ثقیل به نظر می‌رسند که اشاره‌ای موردی به آنها خواهیم داشت.1- فرار کامران بوریایی (مجرم) از بیمارستان کمی عجیب است. او توسط پلیس دستگیر و در بیمارستان تحت نظر قرار می‌گیرد. مجرم پنجره اتاق را باز می‌کند و با قطع کردن سیم‌های تلفن و وصل مجدد سیم‌ها به روش خود از تلفن یک طرفه داخل بیمارستان با بخش پرستاری تماس می‌گیرد و با معرفی خود به نام سرگرد احمدی نگهبان اتاق را فریب می‌دهد و از غیبت نگهبان استفاده کرده و فرار می‌کند. این در حالی است که اگر کسی کوچک‌ترین آشنایی با وظیفه ارگان‌های نظامی و انتظامی داشته باشد، می‌فهمد که یک سرباز یا مأمور هیچ وقت و در هیچ شرایطی مجاز به ترک پست نیست. آن هم در حالی که با دستور مافوق ترک پست انجام شود که آن ماموفق را نمی‌شناسد و این دستور تلفنی به سرباز ابلاغ می شود(دستور برای آوردن دستبند) در صورتی که نگهبان در حال انجام وظیفه (آن هم در چنین پست مهمی)‌می‌تواند دستور ارشدترین ماوفق خود را اطاعت نکند. مگر در حالی که پست تحویل شخص دیگری شود.2- فضا و جو حاکم بر سریال بیگانه و ناآشناست به طوری که از زندگی و ادبیات ایرانی در دیالوگ‌ها، خانه‌ها، خیابان‌ها و حتی اداره پلیس هم خبری نیست و آنچه از خط فارسی تابلوها و مکان‌ها و سایر موارد تصویری ایرانی در کار دیده می‌شود ناخودآگاه در بک گراند (پس زمینه) هر پلان قرار گرفته‌اند؛ به جز تابلوهایی که بعضی از مکان‌ها را معرفی کند، بقیه حاصل طراحی صحنه عمدی به شمار نمی‌آیند به طوری که به نظر می‌رسد اعتیاد مجرم به قهوه آن هم قهوه‌ای خاص (به منظور محدودیت قهوه و به واسطه این محدودیت‌ پیدا کردن متهم) جلوه‌ای از تمایل نویسنده به منطبق کردن کار با سریال‌های خارجی است. در حالی که آن سهم کوچکی که قهوه در یافتن متهم دارد، می‌شد مثلاً به یک مریضی یا داروی خاص یا هر عامل محدود و قابل قبول دیگری محول کرد.3- قتل مأمور پلیس(امید شاکری) توسط مجرم بسیار راحت صورت می‌گیرد. این در حالی است که مجرم مجال فرار و ترک محل زندگی‌اش را دارد اما با این وجود اقدام به قتل شاکری می‌کند. پس از قتل هم مجرم با خونسردی و بی‌هیچ دلهره‌ای پاهای جسد را گرفته و آهسته به دنبال خود می‌کشد و این اعمال در محله‌ای مسکونی‌ای صورت می‌گیرد. با نگاهی به مجازات قتل عمد در ایران و کشورهای سازنده ژانر پلیسی در خواهیم یافت که باید عکس‌العمل قاتل در برابر قتل و سرانجام آن چه باشد.4- انگیزه کار سراسر ریسک مجرم در ارتباط با سهیل، به دست آوردن نرم‌افزار مربوط به حسابداری است و این امر باعث می‌شود مجرم در مکان‌هایی تردد کند که در آن موقعیت صددرصد تحت نظر پلیس است. در حالی که بعید به نظر می‌رسد که چنین شخصی تنها راه به دست آوردن آن نرم‌افزار را برقراری چنین رابطه‌ای بداند.5- راکوردهایی(تغییر و جابه‌جایی عناصر در روند منطقی روایت به گونه‌ای که شبهه ایجاد کند) در لباس و آکسسوار(لوازم صحنه) مشاهده می‌شد؛ به عنوان مثال مجرم در جایی با زیرپیراهن وارد می‌شود و با پیراهن خارج می‌گردد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار