دلسوزانه علی خدایی بیجاری اوایل سال 89 پیشنویس سیاستهای جدید معاونت سینمایی وزارت ارشاد به صورت مدون به جامعه سینمایی کشور ارائه شد که با چند انتقاد از بعضی از مفاد دفترچه سیاستگذاری، دو مرتبه این دفترچه بازنگری و اصلاح شد. معاونت سینمایی برای حصول به نتیجه بهتر اعلام کرد که از پیشنهادهای اهالی سینما و صاحبنظران برای اصلاح و ارتقای سطح کیفی دفترچه استقبال خواهد شد، اما اکثر سینماگران با سکوت اختیار کردن از هرگونه اظهار نظری شانه خالی کردند. هر چند از سکوت جامعه سینمایی میتوان به جامعیت دفترچه مذکور پی برد، چرا که خود سینماگران با سکوتشان کلیت سیاستها و رویکرد جدید معاونت سینمایی را تأیید کردند. بنابراین با انگیزه آگاهی از نظرات سینماگران در چند روز متوالی با مطرحترین آنها تماس گرفته شد، اما به جز دو نفر بقیه یا دفترچه را مطالعه نکرده بودند، یا در بحث شرکت نکرده و به هر طریقی از جوابگویی و اظهار نظر امتناع کردند(؟!) جالب اینجاست کسانی که از پاسخگویی اجتناب کردند، کسانی بودند که تا قبل از تدوین دفترچه سیاستگذاری از عدم قانون و ضعفهای موجود در سینمای ایران مینالیدند و اظهار نظرهایشان به عنوان راهکار برون رفت سینمای ایران از بحرانهای اخیر تزیین بخش صفحههای نشریات و مطبوعات بود. اما اینک که سینمای کشورمان نیازمند همیاری سینماگران باتجربه است، آنها به لاک خود فرو رفته و دست یاری را پس کشیدهاند و به بهانههای مختلف از جمله اختلافهای کانون کارگردانان یا رابطه پنهان خانه سینما با معاونت سینمایی وزارت ارشاد حتی از عضویت خانه سینما هم استعفا کردهاند. رویکردهای اخیر این سینماگران به جز ضربه زدن به صنعت سینمای کشور حاصلی دیگر نخواهد داشت، زیرا با نبود سینماگران کاربلد راه بر کسانی باز میشود که سینمای ایران را با کارهای سخیف و سطحیشان (به نام طنز) انباشته کردند و با آثارشان سطح کیفی سینما را به پایینترین درجه کشاندند. دراین راستا باید اذعان داشت که مهمترین اتفاق سینمای ایران به واسطه تدوین سیاستهای جدید رقم خورده است و کسانی را از میدان به در خواهد کرد که به نام فرهنگ از جیب مردم ارتزاق میکنند و منت خدمتگزاری خود را هم بر سر همین مردم میگذارند. بنابراین این روزها هنگامه رجعت سینماگران به سینمایی است که در دهههای گذشته آثارش در سطح جهان حرفی برای گفتن داشت و از منزلتی قابل احترام از نگاه جهانیان برخوردار بود.