اکران ناموفق فروردیننفیسه کرمی سازندگان فیلمهای ایرانی همچنان دلخوش تبلیغات دهان به دهان مخاطبان هستند و هنوز ظرفیت بالای ایدهپردازی برای معرفی محصولات خود را درک نکردهاند.در اکران نوروزی 89 که هنوز هم در بسیاری از سینماها ادامه دارد، همه فیلمها به یک اندازه از معرفی نهچندان متناسب ضربه خوردند. اکران فروردین 89 انتظارات را برآورده نکرده است. در حالی که پیش از آغاز سال همه معتقد بودند که با تنوع شش فیلم و دادن امکان انتخاب بیشتر به مخاطبان، جمعیت بیشتری به سینماها خواهند آمد، اما در کنار افزایش قیمت بلیت، رقم فروش فیلمها در نوروز به هیچ وجه راضیکننده نیست.معدل جمعیتی که در تعطیلات دو هفتهای نوروز به سالنهای نمایش فیلم در تهران رفتهاند، به روشنی نمایشگر نزول قابل توجهی نسبت به سال گذشته (بدون در نظر گرفتن مورد استثنایی اخراجی 2) است.کاهش مخاطبان سینما در یک فصل سینمایی میتواند دلایل گوناگونی داشته باشد. از ترکیب مضامین و گونههای فیلمها گرفته تا شرایط اقتصادی و اجتماعی و حتی اقلیمی، اما به نظر میرسد یکی از مهمترین دلایل افت فروش فیلمها در سینمای ایران به ویژه فیلمهایی که هم ظرفیت ارتباط با مخاطبان را دارند و هم در شرایط مساعدی اکران میشوند، نداشتن ایده و اجرای نامناسب ایدههای تبلیغاتی برای عرضه و معرفی است.هر فیلم فراتر از تصاویر و بازیگران و موضوعش یک پدیده فرهنگی زنده است که باید بتواند به عنوان یک نشانه از زندگی اجتماعی در دل شهر خود را به نمایش بگذارد. سینماها مکانهای عمومی محسوب میشوند و هر فیلمی میتواند جمعیت بیشتری را به داخل سینماها بکشاند که بتواند خود را به عنوان مفهومی تازه در زندگی روزمره مردم جا بیندازد. اینجا است که اهمیت ایده خلاقانه برای معرفی فیلمها در تبلیغات اهمیت پیدا میکند.«به رنگ ارغوان» به عنوان فیلمی عاشقانه، فیلمی پر زد و خورد معرفی میشود. تبلیغات فیلم «هیچ» به زعم سازندگانش، هیچ نشانهای از رویکرد متفاوت فیلم ندارد و تلفیق چند خیالپردازی کارگردان نیز نتوانست جایی در دل مخاطب باز کند. گیتار دست گرفتن رضا یزدانی و امین حیایی هم به داد فیلمهای «طهران، تهران» و «سلام بر عشق» نرسید و در نهایت «تسویه حساب» هم متاعی برای تبلیغ جز عکس یادگاری بازیگرانش ندارد. سازندگان فیلم «پوپک و مشماشاءالله» هم به ناچار دست به دامن کاریکاتور شدهاند. روشی که شاید ژانر فیلم را معرفی کند، اما نکته تازهای در اجرا و حضور اجتماعی فیلم ندارد. حالا باید دید «آل» فیلمی با ژانر وحشت میتواند از پس گیشه برآید یا .... توجه به این نکته که فیلمهای ایرانی مناسب معرفی و عرضه نمیشوند تا حدی که گران شدن بلیت در این شرایط احساس غبن بیشتر به مخاطب منتقل میکند.مردم کوچه و بازار چند ماه بعد همه این فیلمها را با قیمت ارزانتری در نسخه سیدی از سوپرمارکتهای محل زندگیشان خریداری میکنند. آنها این معامله را مطمئنتر میدانند تا اینکه فیلمهایی را گزینش کنند که تبلیغاتشان یا آدرس غلط میدهند یا از فرط تکرار، شوقی برای تماشا ایجاد نمیکنند.