نیمنگاهی به پیشنهادهای مدیرکل هنرهای نمایشی برای تئاتر ایران در سال 89آغازی دوباره از یک پایان...مهرداد ابوالقاسمیسال89 برخلاف سال 88 که با بلاتکلیفی درباره تغییر مدیریت اداره کل هنرهای نمایشی به پایان رسیده بود، با خبر ابقای حسین پارسایی، مدیرکل هنرهای نمایشی آغاز شد تا ضربالمثل «سالی که نکوست از بهارش پیداست...» مصداق خوبی برای آغاز سال تئاتری جدید باشد.در نخستین روز پس از تعطیلات نوروزی، حسین پارسایی با انتشار نامهای در 8 بند پیشنهادهایی را برای اصلاح اوضاع تئاتر یادآوری کرده بود که میتواند چراغ راه خوبی برای پیمودن یک سال تئاتری جدید باشد.سال 88 (یعنی درست یک سال قبل) در حالی آغاز شد که پارسایی زمزمه رفتن سرداده بود و موجی از بلاتکلیفی در میان هنرمندان وجود داشت و همگان در انتظار بهسر میبردند و وضعیت چندان مشخص بر اوضاع تئاتر حاکم نبود و همگان در انتظار تغییر و تحولاتی عمده به سر میبردند که البته هرگز اینگونه نشد.اما سال 89 گویا از این اتفاقات و رویدادها خبری نیست و همگان انتظار یک ثبات کامل را دارند و به امید برنامهریزی بلندمدت سال جدید را آغاز کردهاند.پارسایی پیش از اعلام رسمی خبر ابقایش اقدام به اعلام برنامههایش کرد و افقهای تازهای را پیشروی هنر تئاتر در سال جدید گشود که در واقع میتوان از این یادداشت و پیشنهادات هشتگانهاش به عنوان سند جامعی برای توسعه تئاتر در سال جدید یاد کرد.به نظر میرسد پارسایی امسال با برنامهتر از سالهای گذشته و مصممتر از چهار سال پیش که برای نخستین بار به این سمت منصوب شد؛ فعالیتش در اداره کل هنرهای نمایشی را آغاز کرده است. این سند از قدرت ماندگاری بالایی برخوردار است و باید منتظر ماند و دید تا پایان سال چند درصد از این برنامهها شکل اجرایی به خود میگیرد یا اینکه تنها بر صفحه کاغذ ماندگاریاش را حفظ خواهد کرد.توسعه فضاهای نمایشی یکی از اصلیترین و ضروریترین نیازهای تئاتر امروز است که میتواند معضل اصلی تئاتر ایران یعنی کمبود تالارهای نمایشی جبران کند.پارسایی در نخستین بند از پیشنهاد هشتگانهاش به این نکته اشاره کرد و آن را ضروری دانسته است. بیتردید تغییر کاربری تالارهای نمایش میتواند جوابگوی بخشی از سیل عظیم متقاضیان اجرای نمایش باشد.در چهار سال گذشته کمتر توجهی نسبت به این مسأله صورت گرفت و اداره کل هنرهای نمایشی قدم تأثیرگذاری در این زمینه برنداشت؛ اما جای امیدواری است تا امسال شاهد تلاشهای اداره کل هنرهای نمایشی و همراهی سایر ارگانها در این زمینه باشیم.تمرکززدایی از تالارهای نمایشنزدیک به یک دهه است که تئاتر ایران به شهر تهران و مجموعه تئاتر شهر خلاصه شده است. در عین حال تمام تالارهای فرهنگسراها... بدون استفاده مانده و همین مسأله سبب شده تا تئاتر شهر در کانون اصلی توجهات تئاتری قرار بگیرد. با افتتاح تالار ایرانشهر در سال گذشته امیدواریهایی در دل هنرمندان و تماشاگران ایجاد شد اما مدیریت ضعیف این مجموعه نتوانست در این زمینه تأثیرگذار باشد. در این راستا اداره کل هنرهای نمایشی با انتقال برخی جشنوارهها به شهرستانها تلاشهای زیادی برای تمرکززدایی از تهران انجام داد که تا حدی ثمربخش بود اما تداوم این تمرکززدایی راه نیل به این مقصود است و در یک برنامه بلندمدت میتوان به آینده مطلوب این طرح امیدواری بیشتری داشت.استقلال گروههای نمایشی؛ آرزوی دیرینه هنرمندانپارسایی از نخستین روزهای حضورش در اداره کل هنرهای نمایشی نسبت به این مسأله واکنش مثبت نشان داد اما اقدام تأثیرگذاری صورت نگرفت. استقلال گروههای نمایشی و ثبت آن آرزوی دیرینه هنرمندان تئاتر است که اغلب مدیران پیشین به آن واکنش مثبت نشان دادهاند اما در عمل هیچ اتفاقی رخ نداده است.خصوصیسازی؛ شاید وقتی دیگر!خصوصیسازی تئاتر یکی از آرمانیترین اهداف اداره کل هنرهای نمایشی است که دو، سه سال بر طبل آن کوبیده میشد. در سال 88 چند گروه نمایشی در این زمینه اقداماتی کردند و با جذب اسپانسر چند نمایش روی صحنه رفت که بخش عمده مخارج توسط گروه تأمین شد. در این زمینه میتوان شاهد یک حرکت رو به جلو موفق بود و اگر حمایتها ادامه پیدا کند، دسترسی به خصوصی شدن تئاتر آرزوی محال نیست، اما از آنجا که بلیتفروشی و زمان اختصاص داده شده به گروهها چندان مورد رضایت گروهها نبود، با اصرار بر این روند، تئاتر خصوصی هم شاید در حد همین چند اجرا باقی بماند.تغییر رویکرد در زمینه حمایت از نمایشهای خصوصی میتواند گام مهمی برای رسیدن به تئاتر خصوصی باشد در غیر این صورت سرنوشت هویتبخشی به تالارهای نمایشی که از سال 85 شکل اجرایی به خود گرفت، در انتظار تئاتر خصوصی خواهد بود.عزم جزم آقای مدیرپارسایی در پیشنهاد هشتگانهاش به توجه بیشتر و کاربردی به اقتصاد تئاتر و مشارکت هنرمندان و تولیدکنندگان در تولید آثار به منظور توزیع فعالیتهای نمایشی و حمایت بیشتر از تولیدکنندگان اشاره کرده است.در این چهار سال اقتصاد تئاتر چندان مورد توجه قرار نگرفت و برنامهریزیها بر مبنای بودجه اختصاص یافته به این حوزه از سوی ارشاد، شکل گرفت. اداره کل هنرهای نمایشی بهخصوص در سال گذشته تلاش خاصی برای جذب اعتبارات یا سایر حمایتها از سوی نهادها و ارگانهای دیگر به خرج نداد تا تئاتر کشور به همان 14 میلیارد بودجه مصوب تکیه کرده باشد. به نظر میرسد پارسایی امسال عزم جزم کرده تا در این راستا تلاشهای زیادی به خرج دهد تا بلکه بتواند اتفاقات خرسندی را رقم بزند. او در یادداشتش بر این نکته بهخوبی تأکید کرده و به نظر میرسد یک آسیبشناسی جامعه و کاملی در این زمینه صورت گرفته است؛ چرا که حتی در این یادداشت او به جزئیات هم اشاره دقیقی داشته است.مشارکت بخش خصوصی در گرو همت بلند مدیرانبخشهای آموزشی، پژوهشی و انتشار کتاب یکی از مورد توجهترین بخشها در طول مدیریت پارسایی بوده است و به جرأت میتوان گفت بالاترین نمره را حداقل به لحاظ کمی باید به این بخش اعطا کرد.پارسایی در این سالها به بخشهای آموزش و پژوهش توجه زیادی کرد و حاصل آن چاپ کتابهای مختلف بود که بخشی از کاشیهای منابع آموزشی را جبران میکرد.در حقیقت این بخش را باید نقطه قوت عملکرد پارسایی در اداره کل هنرهای نمایشی داشت. هرچند که عده زیادی از کارشناسان معتقدند در زمینه انتخاب و انتشار آثار باید وسواس بیشتری صورت بگیرد اما همین شروع هم امیدوارکننده بود و افقهای تازهای را رقم زد.پارسایی اظهار امیدواری کرده است تا فعالیتهای این بخش را با مشارکت بخش خصوصی گسترش دهد که البته آرزوی دستنیافتنیای نیست و تنها همت بلندی را طلب میکند.افق بلند، همت والا میخواهددر یک نگاه کلی راه دشواری تا رسیدن به مقصد دیده میشود اما بیتردید پیمودن آن چندان سخت به نظر نمیرسد. تئاتر هنری مردمی است و علاقهمندان زیادی بهخصوص در میان مدیران و مسؤولان دارد. میزان حضور مدیران و مسؤولان در طول سال در سالنهای اجرای نمایش گروه خوبی بر این مدعاست.با این تفاسیر و با پی بردن به این نکته پیمودن این راه چندان دشوار نمیکند و فقط همتی والا را طلب میکند.پارسایی این یادداشت را به مناسبت سال همت مضاعف و کار مضاعف تنظیم کرده است و امید است با عنایت به همین مقولات شاهد فعالیت بیشتر اداره کل هنرهای نمایشی و تلاش والای مدیران باشیم تا گسترش تئاتر را در سال 89 به نظاره بنشینیم.