
پرشمارگانترین روزنامه انگلیسی زبان چین، چاینا دیلی چند روز گذشته در مقالهای با عنوان «چین نباید از تحریمهای بیشتر علیه ایران حمایت کند» بر مقامات کشور خود توصیه کرد وتوی قطعنامه تحریم ایران را در دستور کار خود قرار دهند. نویسنده مقاله این اقدام را از جمله درخشانترین حرکات تاریخ کشورش خوانده و تأکید کرده بود که این کار چین منجر به تحکیم روابط پکن نه تنها با ایران بلکه با کشورهای جهان سوم میکند. در زیر مصاحبهای با دین چنگ، کارشناس امور چین در بنیاد هرتییج که معمولاً توصیههای محافظهکارانهای درباره چین به دولت آمریکا ارائه میدهد، انجام دادهایم. هدف عمده این مصاحبه روشن ساختن موضع آمریکا نسبت به چین است؛ در واقع تلاش کردهایم از میزان جدیت شکافی که در این باره میان واشنگتن و پکن وجود دارد ارزیابی به دست داده باشیم.
به عنوان سؤال اول، روزنامه چاینا دیلی در مقاله خود آورده است که چین باید تحریمهای شورای امنیت بر ضد ایران را وتو کند، به نظر شما امکان انجام این عمل از سوی چین تا چه حد است؟
من فکر میکنم که چینیها در این مورد بسیار رندانه عمل میکنند. به طوری که هیچ کس نمیتواند رفتار آنها را پیشبینی کند. اما با وجود این به نظر میرسد که تمایل چینیها در مقطع کنونی، مخالفت با اعمال تحریمهای بیشتر بر علیه ایران است. به اعتقاد چین هنوز فرصت برای انجام مذاکرات بیشتر باز است و چینیها معتقدند که امکان اینکه اقدامات ایران باعث شود ضرورت اعمال تحریم از بین برود بسیار زیاد است.
همزمان با بحث وتو صحبتهایی مطرح شده است، مبنی بر اینکه چین در صورت تشکیل جلسه شورای امنیت برای بررسی تحریم ایران، در این جلسه شرکت نخواهد کرد (آبستراکسیون). شما تا چه حد این مسأله را ممکن میدانید؟
انجام این کار برای چین امکانپذیر است و چین توانایی انجام این کار را دارد. اما چین و همچنین روسیه به خوبی به یاد دارند که در سال 1950 میلادی زمانی که نماینده شوروی در جلسه شورای امنیت در مورد حمله به کره شرکت نکرد، شورای امنیت حمله به این کشور را تصویب کرد. البته مقصود من این نیست که در صورت عدم شرکت چین در جلسه، شورای امنیت حمله به ایران را تصویب خواهد کرد. منظور من این است که در صورت غیبت چین از جلسه شورای امنیت، امکان اینکه گزینههای دیگر نیز در شورای امنیت بررسی شود، به شدت افزایش مییابد. بنابراین من احتمال این را که نماینده چین در جلسه شرکت نکند، بسیار کم میدانم.
اما در کلیت سؤال اینکه چین در جلسه شورای امنیت شرکت نکند، به لحاظ سیاسی ممکن است چین این کار را انجام دهد تا بگوید که ما در روند رأیگیری حاضر نبودیم ولی به لحاظ واقعگرایانه من فکر نمیکنم که دولت ایران بهانه عدم حضور در جلسه شورای امنیت را قبول کند.
تفاوتهای عمده میان دیدگاه آمریکا و چین در قبال برنامه هستهای ایران را در چه چیز میبینید. آیا اینکه چین برنامه هستهای ایران را به عنوان یک تهدید امنیتی برای جهان نمیبیند به دلیل روابط اقتصادی میان دو کشور است؟
دلایل زیادی در این زمینه وجود دارد. در واقع دیدگاه آمریکا به دولت ایران نه به دلیل برنامه هستهای این کشور بلکه با توجه به تغییر قدرت در ایران و همچنین مسأله تسخیر سفارت آمریکا و روی کار آمدن آیت الله خمینی در سال 1979 در تهران تغییر کرده است. این در حالی است که چنین مسألهای میان ایران و چین رخ نداده است. بنابراین میتوان به این نتیجه رسید که تفاوتهای عمدهای میان دیدگاه آمریکا و چین در مورد ایران وجود دارد. دلیل دوم این مسأله همانطور که اشاره کردید، بحث روابط اقتصادی میان ایران و چین است و دلیل سوم نیز نگرانی چین از بابت اقدامات آمریکا است. اکنون تنشهای زیادی در روابط چین و آمریکا وجود دارد مسائلی مانند کمک آمریکا به تایوان و همچنین بحث اختلافات اقتصادی میان دو کشور بنابراین چین به ایران به عنوان یک برگ برنده ویژه برای مقابله با تنشزاییهای آمریکا مینگرد.
به علاوه چین در مقایسه با آمریکا ایران را تهدید به مراتب کمتری محسوب میکند. در تظاهرات مردم ایران در خیابانهای تهارن شعار مرگ بر چین سر داده نمیشود و چین را شیطان بزرگ نمینامند. بنابراین اگر جنگی اتفاق بیافتد روند تحولات بعه سرعت تغییر خواهد کرد و در کل هر کدام از این دو کشور به خاطر متغیرهای تاریخی و همچنین مسائل اقتصادی، دیدگاههای متفاوتی درباره ایران دارند و نهایتاً اینکه چین به ایران به عنوان یک شریک اقتصادی خیلی خوب نگاه میکند و تمایل ندارد که در اوضاع وانفسای رکود اقتصاد جهانی این برگ برنده را از دست بدهد، بخصوص که چینیها از ایران نفت خام و گاز طبیعی میخرند و سایر کالاها را به ایران میفروشند.
البته فاکتورهای اقتصادی زیادی هم وجود دارد که فقط به مسأله نفت محدود نمیشود و همه اینها باعث شده که روابط تهران- پکن بهتر از روابط آمریکا و چین باشد.
گفتوگو: محمد زمانی برگردان:سید حسن روتن