
حسن پارسایی - رویکرد متفاوت به موضوع، رویدادها و ساختار یک نمایش معمولاً نشانگر تشخص و تمایز ذهنی نویسنده یک متن نمایشی است که همواره در قالب یک طرح معین و بدیع اتفاق میافتد و از همان آغاز نسبت به سایر متون نمایشی جایگاهی فاصلهگذار پیدا میکند. چنین متونی الزاماً هنگام اجرا، ترفندها و تمهیدات تجربی خاصی میطلبد که تحقق و شکلگیری همه آنها حاصل داشتهها و تجارب قابل اعتنای کارگردان است. هنر و مخصوصاً تئاتر زیبایی نهایی و خلاقانهاش را علاوه بر متمایز بودن موضوع در شیوه پردازش و ارائه آن به مخاطب مینمایاند و این ویژگی را داراست که حتی مضامین تکراری را با نگاه و ساختار و ذهنیتهای نو به گونهای نامتعارف و شاخص و با دلالتگریها و مابهازاءهای غیرقابل انتظار به تماشاگر عرضه نماید تا حدی که او آن را به عنوان ایدهآلترین و کاملترین ترکیب اجرایی بصری بپذیرد. نمایش «شام آخر» به نویسندگی «محمدرضا کوهستانی» و کارگردانی «احمد سلیمانی» که هماکنون در کارگاه نمایش تئاتر شهر اجرا میشود، الگوی قابل تأکیدی برای تعمق و تأمل در این شاخصههاست.
نمایش «شام آخر» به نویسندگی «محمدرضا کوهستانی» اجرایی بدون کلام است، اما طراحی موقعیتها و ارائه دقیق مضامین و موقعیتهای عاطفی و شکلدهی رخدادها نشان میدهد که متن معینی نیز برای این اجرا نوشته شده است؛ «محمدرضا کوهستانی» با رویکردی کمیک به مقوله جنگ، بیآنکه آن را به صفوف معین یا مکانهای جغرافیایی خاص مرتبط سازد، میکوشد ضمن نفی اولیه جنگ تصویر کاملی از آن را در قالب یک نمایش کمدی که موقعیتهای تراژیک و حماسی هم در آن کم نیست، روی صحنه از طریق بازسازی دراماتیک و نمایشی آن ارائه دهد. از این رو، نمایش در ژانر «کمدی- تراژدی» قرار میگیرد که البته آمیزههای حماسی آن را هم نباید نادیده گرفت. وجه کمیک اجرا غالبتر و برجستهتر است، اما نویسنده متن به همه جزئیات رخدادها و موقعیتها نظر داشته و با رویکردی تحلیلی به مقوله جنگ نگریسته است.
در نمایش «شام آخر» با آنکه از هیچ دیالوگی استفاده نشده، اما یکی از گویاترین و دراماتیکترین اجراهای سالهای اخیر محسوب میشود. «احمد سلیمانی» در مقام کارگردانی نمایش با میزانسنهای فاصلهگذاری شده حتی ذهنیت، عواطف و علایق فردی و خانوادگی پرسوناژها را روی صحنه بروننمایی میکند. او در کل از شاخصههای دو هنر سینما و تئاتر به طور همزمان بهره گرفته است. برخی از صحنهها کاملاً سینمایی هستند، چون در آن تحرک، جابهجایی و تغییر موقعیتها زیاد و بسیار سریع و با حالات و شاخصههای هنر سینما یا به عبارتی با میزانسنهای جلو دوربین به اجرا درمیآیند. از حرکت «اسلوموشن» بازیگران نیز به زیبایی استفاده شده است. این ویژگیها سبب شده که نمایش «شام آخر» به صحنههای اجرای داخلی یکی از استودیوهای سینمایی شباهت پیدا کند و در نتیجه برای برداشتهای احتمالی پخش در تلویزیون هم از جذابیت فراوانی برخوردار باشد.
در این نمایش به دلیل استفاده از میزانسنهای زمینی و هوایی تمام فضای صحنه کاربری دراماتیک پیدا کرده است؛ کارگردان برای هر موقعیتی میزانسن و ابزار و حرکت معینی در نظر میگیرد و در نتیجه، تمام دکور و ابزار صحنه به شکل هنرمندانهای به کار گرفته میشوند و به جرأت میتوان گفت که همین اجرای واحد برای هوشمندی و نگرش خلاقانه «احمد سلیمانی» به تئاتر، بسنده میکند. نمایش «شام آخر» واقعاً تماشاگر را«بههنگام فکر کردن» میخنداند و یک اجرای کمدی- تراژیک تحلیلی و پرمحتواست که در آن حتی پندارههای کاریکاتوریک و ترکیبسازیهای کمیک بصری نیز وجود دارد.
ویژگی شاخص دیگر این اجرا آن است که گرچه همه بنمایههای موضوعی متن در اصل واقعگرایانه هستند، اما به زبان نمایش و در قالب بداههنمایی ارائه میشوند و ضمناً با آمیزههای کمیک و تراژیک درآمیختهاند، طوری که ترکیبی مفرح و خندهدار، دلالتگر و عمیق و انسانی شکل میگیرد که از آغاز تا پایان مخاطب را مفتون و شیفته اجرای جذاب خود میکند. محل اجرای رخدادهای مربوط به جنگ به اتاقک بسته تأسیسات آبرسانی پادگان شباهت دارد که گرچه هیچ راهی به فضای جنگ ندارد، اما واقعاً و به شکلی باورپذیر و نمایشی همه ضمائم و اثرات جنگ را نشان میدهد.
صحنه آغازین نمایش بدون کلام «شام آخر» به کارگردانی «احمد سلیمانی» با عبارت مکتوب «No War» یعنی «جنگ نمیخواهیم» شروع میشود و سپس به طور هنرمندانهای حتی رخدادهای هوایی و بمبارانها و پرواز هلیکوپترها به نمایش درمیآید. کارگردان به شکلی خلاقانه وکمیک از قوطی کمپوت به عنوان نارنجک و از قوطی واکس به جای مینهای ضدنفر و از تانکر آب به عنوان تانکهای جنگی استفاده و تمام صحنه را به میدان یک جنگ خندهدار تبدیل میکند. علت محوری و اولیه موفقیت و جذابیت ترکیبی همه حرکات، میزانسنها و وجاهت کلی صحنهها طراحیهای ذهنی کارگردان در رابطه با هر کدام از عناصر و اجزای صحنه است، او از هر دو نگرش قیاسی و استقرایی به متن و اجرا غافل نمانده و تناقضات و پارادوکسهای موضوعی نمایش را خیلی خوب بروننمایی و رونمایی کرده است. فراموش نکنیم که در هنرهای تجسمی و نمایشی کلاً با نمایه بصری ابژهای روبهرو هستیم که قرار است الزاماًَ از هستی دلالتگر و مابهازاءداری برخوردار باشد و در آن هیچ عنصری به حال خود رها نشده و برکنار از غایتمندیهای محوری مضمونی و ساختاری ارائه نشود و کارکرد هر عنصری به شکل دوسویهای علتی برای کاربری مضمونی و بصری عنصر دیگر باشد. به همین دلیل در هر هنری، از جمله هنر نمایش، طراحی و خلاقیتهای ذهنی هنرمند اولویت دارد.
«احمد سلیمانی» حتی برای حلقه ازدواجی که در انگشتان سربازان است مابهازای مضمونی و طراحی ذهنی در نظر گرفته است و آن را تا حد تمثیلی دراماتیک از خانواده و تعلقات اجتماعی ارتقا داده و ثابت کرده که در رابطه با همه ضمائم موضوعی متن و عناصر فرعی و جزئی صحنه نگرشی استقرایی هم داشته است. معمولاً در نمایشهایی که براساس «بداههنمایی» و حرکات و موقعیتهای پانتومیم و بدون دیالوگ شکل میگیرند، چون تنها راه ارتباط با تماشاگر فقط حرکات و دادههای بصری است، کوچکترین اشتباهی در بداههنمایی حرکات و رفتار و موقعیتها سبب تشتت ذهنی و فاصله گرفتن تماشاگر از اجرا میشود. در نمایش بدون کلام «شام آخر» به کارگردانی «احمد سلیمانی»، از طریق حرکات و حالات و شکلدهیها به خوبی با مخاطب رابطه برقرار میشود و حتی مابهازاءهای تلویحی و تمثیلی هم با مهارت و زیبایی به تماشاگر انتقال مییابد. طراحی هوشمندانه و هنرمندانه صحنه و لباس که توسط «مهدی نیکروش» انجام شده، کاملاً کاربری نمایشی پیدا کرده است.
نور که توسط «محمدرضا آزاد» طراحی و به کمک «علیرضا هدایتی» اجرا میشود، در هر دو شکل نور رها و نور موضعی به بازنمایی و واقعیتنمایی رخدادها یاری رسانده است. موسیقی تأثیرگذار نمایش که توسط «محمدرضا کوهستانی» انتخاب شده نیز سهم بسزایی در تعمیق تأثیرات عاطفی حوادث و نیز بروننمایی حالات درونی پرسوناژها دارد. صداهای مکمل که توسط «مریم پرهیزکار» در نظر گرفته شده مناسب و تأثیرگذارند. حتی بروشور نمایش که حاصل ابتکار «زینب عسگری» است یکی از بهترین بروشورها بهشمار میرود، چون در آن برخی ویژگیهای نمایش تلویحاً «نمایهنگاری» شده است. بازیگران نمایش «مجید امیری»، «سیدحمید لاجوردی»، «مهدی نیکروش»، «ماشاءالله کوهستانی» و «محمدجواد پیروزی» که بار اصلی اجرای نمایش بر دوش آنها است، بازیهای پرتحرک و جذابی ارائه میدهند که تا مدتها در ذهن تماشاگران خواهد ماند و باید یکی از ویژگیهای عمده نمایش را مدیون بازیهای زیبای آنها دانست. همگی از همه قابلیتهای بدن و چهره کمک میگیرند و خودشان و موقعیتشان را به مخاطب میشناسانند و به پرسوناژهای «تیپیک» ژانر خاص نمایش تبدیل میشوند. «احمد سلیمانی» با ارائه میزانسنهای متفاوت و حالتدهی و موقعیتنماییهای گوناگون و استفاده هنرمندانه از همه قابلیتهای بازیگران و نیز بهکارگیری همه ابزار و ادوات صحنه و حتی با «ترکیبسازی» از سازهها و وسایل صحنه و نیز با تأکیدمحوری بر «بداههنمایی» و اصرار بر تحرک و پویایی، مخصوصاً ارائه یک نگرش تجربی در تئاتر که عبارت است از «رویکرد سینمایی به تئاتر»، نمایشی کاملاً متفاوت و جذاب ارائه میدهد که حین دلالتگر و اندیشهورزانه بودنش، بسیار سرگرمکننده و لذتبخش است و تماشاگر را به دیدن مجدد ترغیب میکند.