
نفیسه ابراهیمزاده انتظام
حدود دو سال پیش، یعنی زمانی که گلوی تهران زیر پای مهاجرت بیرویه فشرده میشد، مسؤولان شهری به فکر مهیا کردن منفذی برای رساندن اکسیژن به ششهای این کلانشهر افتادند. منطقهای که برخلاف نامش قرار نیست شهر باشد بلکه از آن به عنوان مجموعهای فرهنگی- زیارتی- تفریحی در حاشیه تهران و به مرکزیت حرم مطهر امام خمینی(ره) یاد میشود. طولانی شدن پروسه تصویب طرح ها، برنامهریزیهای مختلف و وجه مشترک تمام پروژههای نیمهتمام یعنی بحث شیرین بودجه از جمله دلایل بروز وقفه در اجرای این طرح است.
مجموعه داستان ما همان «پروژه شهر آفتاب» است که دو سال پیش تیترنشین بسیاری از خبرها بود. محمود فرخی بخشدار بخش شهر آفتاب میگوید: «این بخش که از اتوبان آزادگان آغاز و تا فرودگاه امامخمینی ادامه دارد، قرار است علاوه بر اینکه مجرای تنفسی برای شهر تهران ایجاد میکند به عنوان یک نماد ملی و مذهبی در حاشیه پایتخت ایجاد شود.»
منطقه بهشت زهرا و مرقد امام خمینی(ره) در نقشه ایجاد فضای سبز تهران در موقعیتی استراتژیک قرار دارد. به طوری که بر اساس ساختار زیست محیطی شهر تهران 90 درصد این محدوده باید در قالب فضای سبز حریم تهران قرار بگیرد؛ همچنان که مجموعه جنگل کاری شده طرح طوبی قسمتی از آن محسوب میشود.
شهر آفتاب قرار است نمایشگاه بینالمللی تهران، شهر بازی تهران، موزه و نمایشگاه حج و زیارت، مجموعههای علمی و دانشگاهی و استادیوم ورزشی در قالب شهرک المپیک را در خود جای دهد که از این میان تاکنون تنها دانشگاههای یادگار امام(ره) و شاهد به بهرهبرداری رسیدهاند.
به گفته فرخی، شهر آفتاب یک مجموعه شهری نیست و قرار نیست ساختار سکونتی و اقامتی در آن ایجاد شود غافل از اینکه: وسوسه توسعه زمینهای اطراف به بهانه ایجاد شهر آفتاب خود باعث تشدید مهاجرت از سمت روستاها و شهرستانهای اطراف به روستاها و بخشهای اطراف آن شده است. به طوری که شدت ساخت و سازها به طرز سرسامآوری نظم منطقه را بر هم زده و امنیت، آرامش و آسایش ساکنان بومی آن را تحتالشعاع قرار داده است.
روستای مرتضیگرد حد فاصل تهران و شهر آفتاب قرار دارد و بیش از سایر مناطق از تبعات این مهاجرت و ساختو ساز غیر قانونی رنج میبرد. تراکم ساختمانهای نیمهتمام و حضور شهروندان در حال گذر که جلوهای از روند زندگی روزمره اهالی را در معرض دید قرار میدهند، تناقضی است که مرضیه سلامی خطیب مدیر دبستان دخترانه مفتح آن را اینگونه توضیح میدهد: «اینجا هر طبقه از ساختمان در حال ساخت که تکمیل میشود، بلافاصله سکنه وارد آن میشوند بدون اینکه در نظر بگیرند هنوز ساختمان خیس است و یا در طبقات دیگر آن همچنان ساختوساز ادامه دارد؛این امر سلامتی آنها را به خطر میاندازد اما آنها به آن توجهی ندارند.»
95 درصد زمینهای روستای مرتضیگرد به منظور کشاورزی وقف شدهاند و بر اساس وقفنامه از محل زراعت باید هزینههای شرعیه مثل ذکر امام حسین(ع) و امثال آن پرداخت شود. تا سال 1355 که آب رودخانه کرج به این منطقه منتقل میشد و سطح آبهای زیر زمینی بالا بوده کشاورزی در این منطقه از رونق بالایی برخوردار بود اما پس از گذشت سالها و ساخت سد کرج و خشک شدن سفرههای آب زیر زمینی کم کم کشاورزی از رونق افتاد و در پی آن اراضی کشاورزی به اراضی بایر و غیر مفید تبدیل شد. بعد از اینکه اداره اوقاف به دلیل تغییر کاربری اقدام به باز پسگیری این زمینها کرد، افرادی که روی این زمینها کار میکردند، آنها را قطعه قطعه و با قراردادهای صوری و به صورت قولنامهای به مردم واگذار کردند.
فرخی میافزاید: «زمینهایی که متری 50 هزار تومان هم نمیارزند تا متری 300 هزار تومان به مردم ضعیف فروخته شدند.»
وی ادامه میدهد: «خارج از بافت هادی روستایی که دولت برای تامین امکانات، بهداشت، مدرسه، آب آشامیدنی بودجهبندی و سرمایهگذاری کرده، عدهای به دنبال زمینهای مفت فریب خورده و از اسلامشهر، اکبر آباد و شهرستانهای مختلف آمدهاند و به اسم اینکه همشهریهایشان به آنها زمین و 2 میلیون تومان پول دادهاند به این سمت آمده و شروع به ساخت و ساز کردهاند، در حالی که در اصل طعمه افراد اهدا کننده قرار گرفتهاند.»
هاجر سلیمانی یکی از سکنه این منطقه است و در ساختمانی نیمهتمام که سر ستونهای آهنیاش از ترس آفتاب و باران کلاه حلبی بر سر سپر کردهاند زندگی میکند، با او کنار در منزلش همسخن شدم. از لهجهاش نمیتوان حدس زد اهل کجاست، از میان هجوم کلمات آنچه را متوجه شدم روایت میکنم: «یکی از همشهریان خیرم این قطعه زمین را به همراه 2 میلیون تومان پول برای ساخت آن در اختیارم گذاشت اما به محض شروع به ساخت شهرداری از ساخت و سازمان جلوگیری کرد. به همه جا نامه نوشتم و فریاد زدم تا بالاخره صدای من و سه فرزند یتیمم به جایی رسید.»
بخشدار شهر آفتاب اضافه میکند: «اداره اوقاف در حال حاضر در حال پیگیری پرونده این زمینها است. این افراد زمینهای محل را با 15 میلیون تومان به یک عده آدم ضعیف فروختهاند، طرف هم میبیند پولش رو هواست سر پناهی برای خود میسازد تا زمینش محفوظ باشد. در حال حاضر پروندههای مربوطه از سال 1368، 1369 در مجتمع قضایی ری، چهاردانگه، بعثت و دادگاه بخش آفتاب مفتوح است.»