کد خبر: 204037
تاریخ انتشار: ۱۰ بهمن ۱۳۸۸ - ۱۹:۱۵
12 ماه بعد از ورود اوباما به کاخ سفید، این روزها میز کار او در کاخ سفید شاهد پرونده جدیدی است که طرح‌های داخل این پرونده تقریباً با همه طرح‌های قبلی تفاوت دارد: تغییر حکومت در ایران.
تغییر حکومت یا به اصطلاح «رژیم چنج» برای دولت آمریکا پروژه ناآشنایی نیست و طی سال‌های بعد از انقلاب 1357 بارها مطرح شده ولی چیزی که این روزها آن را به کانون بحث‌های سیاست خارجی آمریکا آورده مقاله دو هفته قبل «ریچارد هاس» رئیس شورای روابط خارجی آمریکا در هفته‌نامه نیوزویک است.
او در مقاله خود با عنوان « دیگر نگویید کافی است» گفته است که یک سال مذاکره هسته‌ای با ایران به هیچ جایی نرسیده و تنها چاره باقی مانده برای دولت اوباما، متوقف کردن برنامه هسته‌ای «ایران» از طریق «تغییر حکومت» است. هاس در اول مقاله‌اش سعی کرده که توضیح دهد چرا با سیاست‌های بوش برای حمله نظامی به ایران مخالف بوده و شرح می‌دهد که چرا از سیاست‌ اوباما درباره به‌کارگیری دیپلماسی درباره ایران حمایت می‌کرده است و بعد از شرح همه اینها‌ می‌نویسد: من نظرم را تغییر داده‌ام. مذاکرات هسته‌ای راه به هیچ جایی نمی‌برد.
ظاهراً ایرانیان مایلند ابزارهای تولید سلاح هسته‌ای را توسعه دهند و کشف تأسیسات غنی‌سازی اورانیوم در نزدیکی شهر مقدس قم نیز به خاطر همین است. هاس با این مقدمه گزینه تغییر حکومت در ایران را تنها راه متوقف کردن برنامه هسته‌ای ایران دانسته و نوشته است: «ایران از زمان انقلاب خود در 30 سال قبل تا الان بیش از هر موقع دیگری به تغییرات سیاسی عمیق نزدیک است. جنبش سبز مخالف بزرگ‌تر و قوی‌تر از آن چیزی است که خیلی‌ها پیش‌بینی ‌می‌کردند و آمریکا، حکومت‌های اروپایی و دیگران باید سیاست خودشان در مقابل ایران را به سمت چشم‌اندازهای تغییرات سیاسی تغییر بدهند.»
هاس در مقاله خود بر چند نکته مهم پافشاری کرده است:
1)آمریکا باید بر اتحادیه اروپا و دیگر کشورها فشار بیاورد که با نهادهای مالی وابسته به سپاه تجارت نکنند.
2) مخالفان (دولت ایران) نیازمند حمایت مالی ایرانیان خارج‌نشین هستند و اگر مخالفان شغل‌های خود را از دست دادند، باید قادر باشند از لحاظ سیاسی همچنان فعال بمانند.
3) نمایندگان کنگره و مقام‌های بلندپایه آمریکایی از ملاقات با مقام‌های ایرانی اجتناب کنند.
4) حکومت‌های غربی باید مخالفان جمهوری اسلامی را حمایت کنند نه اینکه آنها را رهبری کنند.
5) جهان خارج باید برای تقویت مخالفان جمهوری اسلامی اقدام و شکاف‌های موجود بین حاکمان ایران را عمیق‌تر کند. البته این روند درحال انجام است.
هاس چهار روز بعد با سایت شورای روابط خارجی آمریکا مصاحبه کرد و یک‌بار دیگر دیدگاه‌هایش درباره لزوم تغییر حکومت در ایران را با صراحت بیشتری بیان کرد. پیش‌بینی صریح هاس این است که ایران در سال 2010 مهم‌ترین موضوع سیاست خارجی آمریکا خواهد بود.
از مشارکت تا تغییر حکومت!
منابع غربی می‌گویند و منابع آگاه در تهران نیز تأیید می‌کنند که باراک اوباما قبل از انتخابات ریاست جمهوری خردادماه، دست‌کم دو نامه به بلندپایه‌‌ترین مقام های سیاسی جمهوری اسلامی نوشته و در آن برای گفت‌وگو و تعامل با ایران بخصوص درباره برنامه هسته‌ای اعلام آمادگی کرده بود. یک مقام نزدیک به کاخ سفید از بیست و چهارم ژوئن در گفت‌وگو با سی‌ان‌ان ضمن اشاره به نامه اوباما گفت: ما تمایل خودمان را برای گفت‌وگوی بلند و ارتباط با ایرانیان از راه‌های گوناگون اعلام کرده‌ایم.
اوباما یک روز قبل از انتخابات ریاست‌جمهوری 22 خردادماه‌ نیز خوشحالی خود را از رقابت‌های انتخاباتی در ایران اعلام و ابراز امیدواری کرد بحث‌های جدی که در ایران جریان دارد منجر به تقویت تلاش‌های کاخ‌ سفید برای تعامل با ایران شود.
با این حال اعلام نتایج انتخابات ایران و حوادث بعد از آن، سیاست خارجی کاخ سفید را گام به گام تغییر داد. او دوشنبه بعد از انتخابات یعنی به فاصله سه روز بعد از وضعیت داخلی ایران ابراز نگرانی کرد ولی در عین حال تأکید کرد این به خود مردم ایران بستگی دارد که چگونه تصمیم‌گیری می‌کنند و چه کسی را به عنوان رئیس‌جمهورشان انتخاب می‌کنند. صحبت‌های اوباما همان وقت با واکنش‌های تند جمهوری‌خواهان از جمله جان مک‌کین رقیب سرسخت او مواجه شد، زیرا آنها معتقد بودند که رئیس‌جمهور آمریکا باید درباره حوادث داخلی ایران شفاف‌تر موضع‌گیری کند.
رویکرد اوباما تا چند ماه بعد از انتخابات ادامه داشت تا اینکه ایران و آمریکا در قالب نشست‌های 1+5 بر سر چارچوب‌های یک توافق هسته‌ای در مورد انتقال و غنی‌سازی سوخت برای ایران به توافق رسیدند. از این به بعد بود که دولت اوباما آرام آرام رویکرد خود را نسبت به ایران تغییر داد. در واقع کاخ سفید امیدوار بود که از طریق توافقنامه ژنو قسمت اعظم سوخت هسته‌ای تولید شده طی سال‌های اخیر به بیرون ایران انتقال پیدا کند ولی انتقادهایی که ایران به جزئیات پیش‌نویس وین وارد کرد، باعث شد که اوباما و تیم دموکرات‌های کاخ سفید آرام آرام گزینه‌های دیگری را مدنظر قرار دهند. چند موضوع در تغییر رویکرد کاخ سفید به ایران مؤثر بود.
اول اینکه کاخ سفید نتوانست سوخت هسته‌ای تولید شده را به خارج از ایران انتقال بدهد. مقام‌های جمهوری اسلامی اعلام کردند هیچ تضمینی وجود ندارد 1200 کیلوگرم سوخت کم‌تر غنی شده بعد از غنی‌سازی بیشتر دوباره به ایران بازگردانده شود و از آمریکایی‌ها و 1+5 تضمین‌های عینی ‌از جمله انتقال مرحله به مرحله و پایاپای سوخت از ایران را قبول کنند.
دوم اینکه ناتوانی کاخ سفید برای دستیابی به توافق هسته‌ای با دولت ایران، انتقادهای فزآینده جمهوری‌خواهان را به دنبال داشته است. جمهوری خواهان می‌گویند که یک سال دیپلماسی هسته‌ای با ایران ناکارآمد بوده است. چارلز کراوتهامر طی میزگردی در شبکه فاکس‌نیوز به واکنش اوباما به تحولات ایران اشاره کرد و با انتقاد شدید گفت: واکنش آقای رئیس‌جمهور به حوادث ایران خیلی عجیب و غریب است. این واکنش نه فقط دیرهنگام و بسیار ضعیف است بلکه از اقدام دولت ایران در بازشماری آرا استقبال کرده، به نظر می‌رسد که او (تازه) فهمیده که مردم ایران از نتیجه انتخابات نگرانی عمیق دارند. نگرانی عمیق دیگر معنایی ندارد ما در خیابان‌های تهران شاهد انقلاب هستیم.
مسأله سوم، لابی گسترده گروه‌های لابی یهودی داخل آمریکا بخصوص لابی‌هایی مثل آیپک است که طی ماه‌ها و هفته‌های اخیر کاخ سفید و اوباما را به شدت تحت فشار قرار داده است.
کسانی مانند مارک کیرک و رون کلین از نمایندگان نزدیک به لابی آیپک اوایل ماه اکتبر طی نامه‌ای از اوباما خواستند قانون تحریم‌های ایران در سال 1995 را اجرا کنند. نامه‌های مشابهی هم طی ماه‌ها و هفته‌های اخیر برای اوباما ارسال شده است.
اما مهم‌ترین تغییری که نگرش اوباما و تیم همراهان او را تحت‌تأثیر قرار داده، ارزیابی کارشناسان آمریکایی و برخی گروه‌های ایرانی نزدیک به جنبش سبز درباره سطح و عمق تحولات ایران است. اوباما و هیلاری کلینتون طی یکی دو ماه اخیر بارها درباره سطح و عمق تحولات ایران با کارشناسان آمریکایی جلسه برگزار کرده‌اند و سعی می‌کنند شناخت بهتری از وضعیت داخل ایران از جمله جایگاه اجتماعی مخالفان جمهوری اسلامی به دست بیاورند. هفته‌نامه آمریکایی تایم اوایل آذرماه فاش کرد که نمایندگان جنبش سبز در آمریکا طی هفته‌های اخیر از طریق کانال‌های ارتباطی خصوصی و رسمی به دولت اوباما نامه نوشته و خواستار تحریم اعمال تحریم علیه ایران شده‌اند.
پرونده‌ای روی پرونده‌های قبلی
اکنون اوباما و تیم سیاست خارجی او در کاخ سفید چند پرونده روی میز خود دارند که هر کدام حاوی طرح‌هایی برای برخورد با تحولات و پرونده هسته‌ای ایران است. یک دسته جمهوری خواهانی هستند که از تحریم‌های تشدید شونده علیه ایران حمایت می‌کنند و معتقدند که این تحریم‌ها به همراه فشارهای فزاینده نهایتاً منجر به این خواهد شد که ایران فعالیت‌‌های هسته‌ای خود را متوقف کند. دسته دوم، دیدگاه‌‌های پراگماتیستی‌تری دارند و معتقدند که دولت اوباما باید به تعامل با دولت ایران ادامه بدهد و سعی کند که بر سر مسأله هسته‌ای با دولت فعلی به یک توافق دست پیدا کند. جان‌کول کارشناس مسائل ایران می‌گوید: غرب می‌تواند با رهبری کنونی در ایران بدون اینکه زیرآب جنبش سبز را بزند،‌ وارد تعامل شود.
یک پرونده دیگر هم طی یکی دو هفته‌اخیر به این چند پرونده اضافه شده است؛ تغییر حکومت در ایران
این پرونده را ریچارد هاس رئیس شورای روابط خارجی آمریکا برای باراک اوباما گشوده و آهسته‌آهسته می‌رود در داخل دیدگاه‌های حاکم بر سیاست‌خارجی آمریکا جای خود را باز کند.
طرفداران تغییر حکومت در ایران چقدر توانسته‌ا‌ند اوباما و مشاورین او را درباره امکان‌پذیری تغییر حکومت در ایران متقاعد کنند ولی ناظران سیاسی معتقدند که نطق روز بیست و هفتم دسامبر او که بلافاصله بعد از حوادث روز عاشورا در تهران ابراز شد، بیان کننده عبور آرام و بی‌سر و صدای کاخ سفید از مرحله تعامل به دوره جدید حمایت از مخالفان جمهوری اسلامی و قرار گرفتن تغییر حکومت در ایران به عنوان یکی از سناریوهای در دستور کار کاخ سفید است. اوباما جملات دقیقی را درباره حوادث روز عاشورا به کار برد و مثل اینکه گویا تاکنون با روند تحولات ایران با جامعه بین‌المللی همراه نبوده گفت: ایالات متحده نیز در محکومیت شدید سرکوب خشونت‌بار و ناعادلانه شهروندان بی‌گناه ایرانی که موجب دستگیری، زخمی‌شدن و حتی کشته شدن آنان شد، به جامعه بین‌الملل می‌پیوندد.
اوباما برای اولین بار از انتخابات خردادماه حدود 20 سطر درباره مسائل ایران صحبت کرد و در توصیف دولت ایران از الفاظ تندی مانند «خودکامه» استفاده کرد و گفت که با کسانی که به دنبال حقوق جهانی خود هستند همراهی خواهد کرد. اوباما چهارشنبه شب گذشته پا را از این هم فراتر گذاشت و تهدید کرد که اگر به تعهدات خود عمل نکند، عواقب آن را خواهد دید.
طرح تغییر حکومت در ایران طی یک هفته گذشته و بعد از انتشار مقاله «دیگر نگویید کافی است» به طور گسترده‌ای در کاخ سیاسی آمریکا مورد بحث قرار گرفته است. روزنامه واشنگتن پست دیروز در یادداشتی با عنوان «مناسبات فشرده با مخالفان، کلید برخورد با ایران» آورده است که مشکل استراتژی کنونی اوباما این است که تمرکز خود را بر معامله با حکومت کنونی ایران قرار داده است، در حالی که احتمال پیروزی مخالفان بیشتر است. به عقیده نویسنده واشنگتن پست، اگر این روند ادامه پیدا کند و دولت اوباما به مذاکره با حکومت ایران ادامه دهد، ممکن است موقعیت جنبش سبز تضعیف شود.
رابرت کاگان از کارشناسان مؤسسه کارنگی نیز در مصاحبه‌ای که چهارشنبه هفته قبل منتشر شد گفته است که دولت اوباما باید از موقعیت کنونی برای تغییر حکومت در ایران استفاده کند. او معتقداست که تظاهرات‌هایی که در ایران انجام شد فرصتی برای باراک اوباما فراهم کرده تا از این لحظه استفاده کرده و از شانس تغییرات در ایران و سراسر خاورمیانه بهره‌ ببرد. او می‌گوید: من فکر می‌کنم اگر شما به گزینه‌های مختلف نگاه کنید،‌ بهترین گزینه برای شرایط حاضر استفاده از همه نفوذ و توان برای تغییر واقعی حکومت در ایران است.
شواهد و قرائن نشان می‌دهد که بحث تغییر حکومت درایران اولین بار توسط ریچارد هاس مطرح نشده بلکه ریچارد هاس آن را از عمق مباحث جاری سیاست خارجی آمریکا به سطح آورده است. اسفان هاس دو هفته قبل از چاپ مقاله هاس در نیوزبوک و طی مقاله‌ای در ویکلی استاندارد، خواستار این شد که دولت اوباما بعد از پایان ضرب‌الاجل به ایران در پایان ماه دسامبر، تغییر حکومت در ایران را در دستور کار خود قرار دهد. او در مقاله خود عنوان 2010 سال تغییر حکومت درایران می نویسد: اکنون وقت این است که اوباما در استراتژی خود یک تغییر اساسی به وجود آورد و بعد از سپری شدن روزهای نخست سال جدید قاطعانه و سریع چهار کار انجام دهد: اول ـ اعلام کند که حامی مخالفان دولت ایران است و برای تقویت آنها هر کاری انجام خواهد داد، دوم ـ سخت‌ترین تحریم‌های ممکن را علیه ایران به کار ببندد، سوم ـ برای دولت ایران روشن کند که هیچ مماشاتی در مقابل حمایت ایران از تروریسم نخواهد داشت. چهارم روشن کند که برای جلوگیری از دسترسی ایران به سلاح هسته‌ای، استفاده از زور منتفی نیست.
او می‌گوید: ما در سال 2009 سعی کردیم با حکومت ایران وارد معامله شویم و اکنون در 2010 بیایید این حکومت را تغییر دهیم.
با این حال عده زیادی از کارشناسان آمریکایی هنوز هم معتقدند که بر خلاف دیدگاه کسانی مانند ریچارد هاس، شرایط امروز ایران با تحولات منتهی به انقلاب سال 1357 قابل مقایسه نیست. فلاین و هیلاری اورت چند هفته قبل طی مقاله‌ای با عنوان «یک انقلاب دیگر در ایران، احتمالاً‌ نه» نوشتند: اصلاً» تصور اینکه جمهوری اسلامی در درون منفجر شود، تصوری اشتباه است. آنها می‌نویسند: کسانی که هرگز از تعامل دیپلماتیک با ایران حمایت نکرده بودند، هم‌اکنون در حال مطرح کردن ایده فروپاشی احتمالی دولت در تهران هستند تا از ادعاهای خود برای حمله نظامی علیه اهداف هسته‌ای ایران و روی آوردن به سیاست تغییر رژیم به عنوان هدف نهایی سیاست آمریکا علیه ایران حمایت کنند.


نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار