
آیین عزاداری سید و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) در کنار همه ابعاد دینی و مذهبیاش به یکی از سنتهای دیرین و همهگیر ما ایرانیان تبدیل شده است تا جایی که بسیاری از ایرانیان غیرمسلمان نیز عاشقانه و عارفانه به بزرگداشت یاد شهدای بزرگوار کربلا پرداختهاند. موضوعی که این سنت را از سایر میراث معنوی و فرهنگی ما متمایز میکند آن است که جنبههای مردمشناسانه و فرهنگی آن در کنار روزآمدسازی طبیعی همچنان باید در چارچوبهای شرعی قرار داشته باشد یعنی آیین عزاداری مانند سنت یلدا و نوروز و... نیست که بتوان هر روز آن را با روشهایی بدیع و تازه رنگ و لعاب داد زیرا این آیین میراثی نشأت گرفته از واجبی شرعی است.
عزاداری مستحب یا واجب؟
برخی خیال میکنند که عزاداری سیدالشهدا(ع) از امور استحبابی در سنت شیعه تلقی میشود. این در حالی است که سنت شیعه در فقه بر مبنای اصولی 10گانه نباشد که این اصول 10گانه ساختار رساله توضیحالمسائل را تشکیل میدهد؛ اصولی مانند: نماز و روزه، حج، جهاد، امیر به معروف، نهی از منکر و...
دو اصلی که از این اصول هیچگاه مورد تبیین و تشریح در این رسالهها نبوده است. دو اصل تولی و تبری است. واضح است که وجود تولی و تبری در فروع دین و سرفصلهای فقاهت ناگفته بیانگر آن است که این ضروریات دیندارای فلسفهها و احکامی است که در صورت عدم عمل به آن تدین و دینداری فرد ناقص میماند به همین دلیل اگر عزاداری سیدمظلومان به عنوان یکی از مشخصات فرهنگ شیعه از مصادیق بارز تولی و تبری به شمار رود میتوان آن را از واجبات دینی و فرهنگی این مذهب به شمار آورد و همانگونه که همه واجبات و برخی مستحبات در صورت عدم عمل به شرایط و لوازم و ارکان آن باطل و بلکه گناه محسوب میشود، عزاداری امام حسین(ع) نیز با این شرایط مورد بطلان و خدایی ناخواسته موجب وهن مذهب و نتیجتاً معصیت خواهد شد.
عزاداریهای نامشروع
از دیرباز همه سنتها ناگزیر از نوآوری در عرصه ساختار و تطابق وضعیت ظاهری با نوع معیشت مردم در روزگاران مختلف بودهاند اما زمانی این تغییر ساختارها به استحاله محتوایی آن سنت منجر شده و به همین دلیل آن سنت در معرض تغییر رویه و بالاخره نابودی رفته است. در بحث عزاداری سیدالشهدا (ع) نیز چنین مواردی که با روح عزاداری و اهداف حضرت سیدالشهدا(ع) در تناقض جدی عزاداریهای نامشروعی را رقم زده است که نهتنها مأجور نیست بلکه در صورت آگاهی فرد عملکننده جفایی واضح و نابخشودنی به مقام امامت است. از جمله این اشتباهات و انحرافات میتوان مواردی را برشمرد:
1) دروغخوانی
بسیار دیده شده که گویندگان مذهبی با عنوان (زبان حال) به ارائه روضههای بیسند که در تضاد کامل با روحیه، وقایع و بالاخره اهداف حضرت امام حسین(ع) است، میپردازند.
چنین رویهای نهتنها باید از سوی نخبگان محکوم شود بلکه اکثریت مستمعان باید نسبت به آن واکنش نشان داده و گویندگان بیاحتیاط در تنگنای افکار عمومی مستمعان خود قرار گیرند.
2) آزار رساندن به خود
برخی از نقلهای تاریخی نشان میدهد که منبع چنین رفتارهایی که در «قمهزنی»، «استفاده از زنجیرهای تیغدار» و... جلوه میکند. برخی مجازاتهای خدا برای گنهکاران امتهای گذشته (مانند برخی مجازاتهایی که برای قوم یهود در قرآن اشاره شده)، برخی رفتارهای مرتاضها در هند و چین و کارهایی است که برخی اقوام خطاکار که دستشان به خون امام حسین(ع) آلوده بود در سدههای اول و دوم هجری انجام میدادند، بوده است. به هر حال جماعت شیعه از روی هر چیزی این کارها را فراگرفته باشد فاقد ریشه و منبع دینی است، طرفداران چنین مناسکی میتوانند برای فهمیدن خوب یا بد بودن آن از خود بپرسند کدام یک از ائمه، امامزادگان یا فقها برای عزاداری دست به چنین کارهایی زده؟
و اگر این رفتار مطلوب بود چرا در میان هزاران حدیث که در مدح عزاداری امام حسین(ع) آمده است حتی یک حدیث به چنین رفتارهای من درآوردی و آسیبزایی تشویق نمیکند.
3) استفاده از محتوای نامناسب
محتوای نامناسب در قالب اشعار، آهنگها و حرکات نامناسب میتواند در بلندمدت چهرهای غیرعقلانی و دلزدگی فاقد احساسات عالی به اشخاص القا کند.
سخن استفاده از یک آهنگ غربی یا شرقی نیست سخن از این نیست که چرا ذوات پاک شهدای کربلا را به قد و چشم و ابرو میخوانند حتی سخن از این نیست که چرا با تصویرهای موهون صورتهای این اشخاص آرمانی به نازلترین نحو ممکن تصویرسازی میشود؟ سخن از این است که چنین رویهای مردم را از آنچه به عنوان ریشه برای عزا گرفتن وجود داشته غافل میکند، مردم را از فضلیتهایی که باید با اشک ریختن به آن نزدیک شوند بیخبر میگذارد و بالاخره راه عزاداری به بیراههای میرود که بهجای فضیلتها و ارزشها درست در آن چهرههایی نامشخص و ظاهری قرار دارند، مثل عکسی که حواس نمازگزار را پرت میکند، مثل غیبتی که فضیلت روزهدار را کم میکند، مثل ادویهای که مزه غذا را خراب میکند و مثل صدای هیاهویی که از میان حیاط مدرسه نمیگذارد صدای معلم به دانشآموز برسد. اینجاست که عزاداری در مقابل حقیقت خود یعنی آموختن قرار میگیرد. ظاهر در مقابل باطن صفآرایی میکند و متأسفانه باید گفت: هدف والای نهضت حسینی در مسلخ ظواهر بدعتآلود بار دیگر ذبح میشود آنگونه که علامه نوری در کتاب لؤلؤ و مرجان نوشتهاند و گفتهاند که امروز بر مصائب جدید اباعبدالله (ع) باید بیش از مصائب قدیم آن حضرت گریست زیرا اگر آن روز جسم ابا عبدالله(ع) در معرض شمشیرهای دشمنان قرار داشت، امروز اهداف مقدس آن حضرت با بیتوجهی دوستان به قربانگاه میرود.