
این روزها روز «حر» است؛ مردی که خطبهاش در روز عاشورا برابر لشکر یزید بسیار زیبا و البته بسیار هم مظلوم مانده است. اهل علم به دلیل بازگشت حر از راه خطا،در برابر عظمت این کار آن خطبه را مغفول گذاشته و مداحان و ذاکران هم بیشتر به مرثیهخوانی و پایین نیامدن این مرد بزرگ و آزاده از روی اسب تا لحظه شهادتش پرداختهاند.
دکتر شریعتی در بحث «حر» و بررسی رفتار این شهید کربلا و دلایل آن رشادت و آن همه جانبازی را یک تغییر میداند؛ تغییر رهبر و امام حر.
او میگوید «آیا در آن یکی دو ساعت، شناخت فلسفی حر تغییر کرد یا فرصت پژوهش و مطالعه تاریخ و جامعهشناسی داشت؟ چه عاملی باعث شد که «حر» سردار بزرگ لشکر شقاوت، مردی که برای اولینبار وحشت را به خیمههای حضرت سیدالشهدا آورد، ناگهان از جهنم و سقوط در لعنتگاه تاریخ، به اولین شهید کربلا تغییر مسیر دهد؟ کدام کیمیاست که اینچنین مسیر کدورت را به درخشندگی و جاودانگی بدل میکند؟»
به گفته وی، مهمترین اتفاق در زندگی «حر» درست در همان دقایق عاشورا افتاد که امام و رهبر حر تغییر کرد؛ یعنی حضرت اباعبداللـه به جای یزید نشست. یعنی حر که سالها در ذیل امامت و رهبری یزید، به راه دوزخ میرفت، با زعامت سیدالشهدا(ع) به افتخار شهادت رسید. یعنی حر که ساعتی قبل قرار بود لعن ابدی را به جان بخرد، با تغییر کردن امام و رهبرش رستگاری را نصیب خود کرد.
این تحلیل از رفتار حر و الگوی عاشورا به ما میگوید که حضور در اردوگاه امام و یا یزید، فینفسه تعیینکننده مسیر سعادت یا شقاوت است. او درست در آخرین لحظه،فقط اردوگاه خود را عوض کرد. به همین دلیل سرنوشت او عوض شد. او هم سرنوشت و هم عاقبت شد با اهل اردوگاه و امام اردوگاه تازهاش.
و حر، سرداری شد که پیش از شهادت رو به روی سپاه ابن سعد ایستاد و آن خطبه زیبا و حماسی را سرود: ... شما میدانید که من شهره به میهماننوازیام؛ و امروز مصمم شدهام از پاکترین و با فضیلتترین مردم روی زمین دفاع کنم. شمشیر من امروز در مقابل شماست که بر میهمانتان شمشیر کشیدهاید.