کد خبر: 198767
تاریخ انتشار: ۲۸ آذر ۱۳۸۸ - ۰۰:۰۱
بررسي تبعات لغو مجوز انتشار برخي كتاب‌ها در گفت‌وگو با کارشناسان نشر
آزاده موسوي - از چندي پيش، مؤسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران، نوعي از برنج‌هاي وارداتي را آلوده اعلام کرد، اگرچه وزارت بهداشت در اين زمينه با آن مؤسسه اختلاف نظر داشت اما هنوز اختلاف نظر دو مرکز حل نشده بود که ميزان خريد مردم از اين نوع برنج کاهش يافت. يعني مردم براي سلامت جسم‌شان اهميت قائل بودند و يک شايعه هم مي‌توانست رفتارشان را توام با احتياط کند. اما درباره غذاي روح چطور؟ اين مقدمه مي‌تواند پلي باشد براي ورود به بحث کتاب؛ که حکم غذاي روح را دارد و برخي معتقدند، نوع لغو مجوز شده‌اش مي‌تواند براي سلامت فکر و انديشه مخاطب خطرناک باشد! اما آيا رفتار مردم در مواجهه با خبر لغو مجوز يک کتاب و شايعه استاندارد نبودن يک محصول غذايي، يکي است؟ مخاطبان به «مجوز کتاب» اعتماد ندارندبه نظر مي‌رسد «مجوز کتاب» آنچنان که بايد، در نظر اهالي مطالعه محل اعتماد نيست، چرا که صرف لغو مجوز يک اثر، مانع خريد و خوانش آن اثر از سوي آن‌ها نمي‌شود. سؤالي که در اين‌جا مطرح است، اين است که چرا وزارت ارشاد و بخش مميزي آن، نتوانسته به معتمد مخاطبان مبدل شود؟جمشيد غلامي‌نهاد -کارشناس نشر- معتقد است استقبال مردم از خريد و خواندن کتاب‌هاي زير زميني به سليقه‌اي بودن مميزي ارشاد بازمي‌گردد. مطمئناً اگر ارشاد طبق آيين‌نامه و قوانيني ثابت براي صدور مجوز کتاب‌ها اقدام مي‌کرد اعتماد لازم بين مردم و اداره ارشاد ايجاد مي‌شد. شايد بتوان بخشي از کنجکاوي مخاطبان کتاب را براي دانستن محتواي کتب لغو مجوز شده، ناشي از بي‌اطلاعي دانست که البته، اين نکته نيز، تا حدودي ناشي از شفاف‌ نبودن دلايل لغو مجوز کتاب و اساساً، قواعد مميزي است. برخي از صاحب‌نظران نشر معتقدند که سلامت جسم به دليل ملموس بودنش، بيش‌تر به چشم مي‌آيد. اما، چرا «سلامت روح» ملموس نيست؟اعطاي مجوز به آثاري که بلافاصله پس از انتشار، لغو مجوز شده‌اند، اتفاقي‌ است که در چهار سال اخير، بارها تکرار شد. از جمله تبعات اين اتفاق، بي‌اعتمادي ناشر به بخش مميزي ارشاد و نيز بي‌اعتمادي مخاطب کتاب به اعطاي مجوز و لغو مجوزهاست. فقدان جايگزين براي آثار نامطلوبمهدي فقيهي‌نژاد مدير سايت پاتوق کتاب، علاوه بر لزوم استفاده از اصول ثابت براي صدور مجوز، بر فرهنگ‌سازي و آگاه‌سازي مخاطب در استفاده از محصولات فرهنگي تأكيد مي‌کند و مي‌گويد: ماهواره و فيلم‌هاي سينمايي که به راحتي در اختيار مخاطب امروز قرار دارد، رقيب اصلي آثار داخلي ماست و اگر ما نتوانيم با توليدات داخلي ذائقه مخاطب را اغنا کنيم مسلماً او به استفاده از نمونه‌هاي خارجي روي خواهد آورد؛ اگر چه در طي فرايند فرهنگ‌سازي استفاده از محصولات، مخاطب بايد به آن حد از درک رسيده باشد که بداند استفاده از اثر فرهنگي ناسالم بارها مخرب‌تر است از آثار زيانبار برنج آلوده!اما سؤال اينجاست که وظيفه فرهنگ‌سازي برعهده کجاست و شيوه آن چيست؟ معرفي آثار ارزشمند، توزيع مناسب آثار مطلوب و تجهيز مخازن کتابخانه‌هاي عمومي، تا حدود زيادي به عنوان «راهکار» قابل پيگيري‌اند، اما ضعف دستگاه‌هاي متعدد دولتي در پيگيري اين راهکارها و فقدان حمايت از نهادهاي غيردولتي فعال در حوزه کتاب، ذائقه کتابخواني مردم را به سمت کتاب‌هاي لغو مجوز شده مي‌کشاند. ليلا فروغي يکي ديگر از خبرنگاران حوزه کتاب مي‌گويد اگرچه به نظارت ارشاد براساس نظرات شخصي معتقد است، اما پيشنهاد مي‌دهد که ناشران با دقت بيش‌تري به ضوابط مد نظر، در تدوين آثار خود توجه داشته باشند!اين گفته فروغي، يادآور فقدان جلسات همفکري و تعاملي ا‌ست که بجاست ميان ناشران و مسؤولان وزارت ارشاد برگزار شود. در حال حاضر، ناشران و ارشاد به جاي تعامل و همفکري و شنيدن نظرات يکديگر، وقت خود را صرف بحث بر سر يک کتاب و چاپ نقد و جوابيه در نشريات و روزنامه‌ها عليه هم مي‌کنند. از طرف ديگر، فقدان يک شيوه ثابت فرهنگي در دوره‌هاي مديريتي مختلف، شناخت «قاعده»‌ها را براي مردم ناممکن کرده است. مديريت بي‌ثبات و سليقه‌ايمائده ايماني يک کتابخوان حرفه‌اي است و مرتباً تازه‌هاي نشر را پي مي‌گيرد. او در اين زمينه اين‌گونه اظهار نظر مي‌کند: اگر محصولي از طريق وزارت بهداشت رد شود در دولت بعد امکان تأييد صلاحيت آن وجود ندارد اما ما در مورد محصولات فرهنگي شاهد اين ماجرا هستيم. با تغيير مديريت و امضاي يک نامه سفارشي، اثري از فيلتر خارج مي‌شود و مجوز صدور پيدا مي‌کند. همين بي‌ثباتي است که منجر به بي‌اعتمادي مخاطب به اين نهاد مي‌شود!رضا حاجي‌آبادي - مدير نشر هزاره ققنوس- از منتقداني است که قياس برنج هندي و کتاب‌هاي لغو مجوز شده را زير سؤال مي‌برد و مي‌گويد: جسم و روح، هرکدام اقتضائات و ماهيت خاص خود را دارند و به تبع آن خوراک آن‌ها نيز ماهيت متفاوتي خواهد داشت و اين گونه مقايسه، از اساس باطل است!آيا مي‌توان ناشراني که آثار لغو مجوز شده‌شان با اقبال مواجه مي‌شود، در اين مسأله دخيل دانست؟ يا باتوجه به اينكه کتاب لغو مجوز شده عموماً به صورت افست چاپ و توزيع مي‌شود، ناشران بي‌تقصيرند؟ديدگاه درست، شيوه نادرستحاجي‌آبادي مي‌گويد: برخلاف خيلي از کشورها در جمهوري اسلامي، ديدگاه‌ها درست است، فقط گاهي نحوه عمل اشتباه است. من اين چندگانگي را از آن‌جا مي‌دانم که ناشران، پاسخگوي توليدات خود نيستند و آن را با کيفيتي که لازم است ارائه نمي‌دهند. حاجي‌آبادي ريشه اين مشکل را گوناگوني ارزش‌هايي که هر گروه در صدر اهداف خود قرار مي‌دهد، مي‌بيند. از نظر او اداره ارشاد صرفاً نگاه فرهنگي به مسائل دارد و ناشران تنها جنبه اقتصادي کار را مي‌بينند. او مي‌گويد: ارشاد بدون در نظر گرفتن مسائل اقتصادي، دو سال کتابي را در تعليق مي‌گذارد، آن هم به خاطر مسائلي نامعلوم! حداقل در مورد افراد شناخته شده و با سابقه‌اي درخشان، نبايد اين اتفاق بيفتد. مدير نشرققنوس براي اثبات صحبت‌هايش مصداقي از کارهاي نشر خود مي‌آورد: دو سال پيش در نمايشگاه مطبوعات کتاب «جامعه‌شناسي تحريفات عاشورا» را عرضه کرديم. وقتي رهبري براي بازديد آمدند، همان‌جا دو صفحه از کتاب را خواندند و از آن تعريف کردند. من همانجا به جناب صفارهرندي گفتم: خوب است بدانيد که اين کتاب براي چاپ سوم هشت ماه معطل بوده است!ادعاي شما اثبات نشده است!وقتي از محمد حمزه‌زاده -مدير نشر سوره مهر- در اين‌باره سؤال مي‌کنيم مي‌گويد: ادعاي شما مبني بر پرفروش‌تر بودن کتاب‌هاي افست اثبات نشده است، بنابراين نمي‌شود در اين زمينه صحبتي کرد!اين درحالي‌ است که پس از لغو مجوز، به کتاب‌هاي پرفروش مبدل شدند. دسترس بودن اين آثار در اينترنت و به صورت كتاب ديجيتالي هم، راه ساده‌تري‌ است که قطعاً آقاي حمزه‌زاده به آن توجه نکرده‌اند. «مجوز» بدون ضمانت اجراييتجربه چند کتاب لغو مجوز شده اخير و پرفروش‌شدن يک‌باره آنها، البته فقط به پيگيري‌هاي مخاطب برنمي‌گردد. جو رسانه‌اي که برخي روزنامه‌ها و سايت‌هاي اينترنتي پس از لغو مجوز يک کتاب ايجاد مي‌کنند، موجب نورافشاني بيش از اندازه روي اين قبيل کتاب‌ها مي‌شود و توجه مخاطبان را برمي‌انگيزد. به نظر مي‌رسد، نبود ضمانت اجرايي لازم، باعث شده تا جرايد بتوانند به راحتي درباره يک کتاب لغو مجوز شده بنويسند و عجيب‌تر اينكه، صاحب‌نام‌ترين کتاب‌فروشي‌ها به فروش نسخه‌هاي اصلي و افست اين قبيل کتب ادامه مي‌دهند.اين اتفاق نشان مي‌دهد که نه تنها مخاطبان و ناشران به نظرات مميزان بي‌اعتماد و بي‌اعتنايند، بلکه الزامات قانوني نيز براي منع خريد و فروش اين‌ آثار، يا اساساً وجود ندارد، يا اينكه پيگيري و اعمال نمي‌شود. به آنچه برحذر داري، ميل دارندنکته‌اي که بايد به آن توجه کرد، بحث رواني لغو مجوزهاي ناگهاني ا‌ست. انسان، از هرچه بازداشته شود، به سمتش طمع خواهد داشت. بايد پرسيد که اين نکته، چقدر در تصميمات ناگهاني مسؤولان کتاب کشور تأثير دارد؟آخرين کارشناسي که با او به گفت‌وگو نشستيم ربابه کشاورز، روان‌شناس است. او هم مثل بعضي ديگر معتقد بود مقايسه غذاي جسم و روح از پايه مشکل دارد و پيامدهايي که در پي استفاده از اين محصولات دامن‌گير مصرف کننده مي‌شود متفاوت است. پيشنهاد او براي ايمن‌سازي مخاطب در برابر کتاب‌هاي مسموم، آگاه‌سازي او از طريق رسانه‌ها و مراکز آموزشي بود. حاجي‌آبادي آخر حرف‌هايش مي‌گفت: در مشکلات حوزه فرهنگ، هر کدام به نوعي تقصيرکاريم، ولي عادت کرده‌ايم دنبال مقصر بگرديم!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار