آیا روزی همه آثار از كتاب گرفته تا نقاشی دیجیتال خواهند شد؟ و دیجیتال شدن آثار، سرانجام مرگ كتابهای كاغذی را رقم خواهد زد؟ دو كارشناس كتاب اعتقاد دارند كه برای آثار چاپی روزهای خوشی در راه است این دو یكی اومبرتواكو (متولد 1932) نویسنده سرشناس ایتالیایی است كه در ایران نیز با رمان «نام گل سرخ» شهرت فراوانی دارد دیگری برونو راسین (متولد 1951) نویسنده و رئیس كتابخانه ملی فرانسه است كه از سال 2007 به این سمت منصوب شده است.آقای اومبرتواكو عنوان نخستین فصل اثر شما چنین است: «كتاب نخواهد مرد»، میتوان گفت كه شما فرد خوشبینی هستید؟بله و جالبتر آنكه شركت سونی كتاب ما را در صدر فهرست كتابهای دیجیتال قرار داده است كه به زودی وارد بازار خواهد كرد! تقارن جالبی است!برای اثبات نامیرایی كتاب از استدلال سادهای استفاده كردهاید، كتاب هم مثل چرخ، چاقو و ابزارهای مشابه به تكامل رسیده است.ابزاری كه میتوان به راحتی تورق كرد و روی قایق، در وان حمام، روی شاخه درخت و خلاصه هر جا میتوان خواند. بدون آنكه نیازی به برق باشد، چیزی بهتر از این سراغ دارید؟ همچنان كه روزی از پاپیروس به كاغذهای امروزی رسیدیم شاید در آینده هم از ماده دیگری استفاده كردیم، مثلاً پلاستیك.برونوراسین: كتاب در واقع به نقطه كمال خود رسیده است و... در طول تاریخ هرگز تولید آن اینقدر ارزان نبوده است،همه جا میتوان آن را یافت، میتوان از كتابخانه به امانت گرفت.نوشتهاید كه باید ابزارها مدت طولانیتری از نرمافزارها پشتیبانی كنند...اكو: فكر میكنم من یكی از نخستین كسانی بودم كه درسال 1983 با استفاده از رایانه شروع به نوشتن كردم. طی این مدت از سیدیهای تاشو، دیسك سخت و امثال آن استفاده كردم. امروز به بیشترین متنهایی كه در گذشته نوشتم دسترسی ندارم چون رایانههای جدید نمیتوانند این سیدیها را بخوانند، البته من دیوانه نیستم كه چندین نسل رایانه را در خانهام نگهداری كنم! در حالی كه من نسخههای خطی متعلق به صدها سال قبل تا ابد را میتوانم بخوانم و استفاده كنم.راسین: در این مورد باید به مشكل دیگری اشاره كنم كه نهادهایی مثل كتابخانهها با آن روبهرو میشوند. چگونه دستنوشتههای نویسندگانی را كه فقط با رایانه كار میكنند، جمعآوری كنیم؟ البته انگلیسیزبانان نرمافزارهایی طراحی كردهاند كه تمام مراحل كار نویسنده را حفظ میكنند و با استفاده از آن به راحتی میتوان اندیشه مؤلف را تحلیل كرد.اكو: درست است، این مشكل مربوط به عصر رایانه است، اما قبلاً هم با آن مواجه بودیم. مدتها روایت میكردند كه لامارتین (شاعر فرانسوی) یكی از شعرهایش را وقتی سروده است كه در جنگل و زیر بارش شدید باران گرفتار شده بود. وقتی از دنیا رفت نسخههای دستنویس اثر در گنجهاش پیدا شد كه از فرط دستمالی شدن، كاغذ تكه پاره شده بود، مشخص شد كه وی مدت ده سال روی آن شعر كار میكرده است! درمورد یك رماننویس ایتالیایی هم روایت میكنند كه در دهه 60 میلادی یكی از دوستانش به یك دانشگاه آمریكایی رفته بود و آنها را متقاعد كرده بود كه دستنوشته كار وی را پنج هزار دلار بخرند كه در آن زمان مبلغ هنگفتی محسوب میشود. حال آنكه هیچ دستنوشتهای در كار نبود! او خودش هم كتاب را از نو نوشته بود، جاهایی را خط زده بود و... خلاصه نسخه دستنویس را خلق كرده بود!راسین: كلودلانزمن(فیلمساز فرانسوی) در خاطرات خود نوشته است كه نسخههای دستنویس شاعرانی نظیر پل الوآر را با مهارت كپی میكرده و با قیمت بالایی به خریداران ساده دل میفروخته است. به همین دلیل است كه شعر «ای آزادی» 10 نسخه اولیه دارد كه همه نیز به خط الوآر است.آقای برونو راسین شما هم فكر میكنید كه دادههای الكترونیك از بین رفتنی هستند؟بله البته، حفظ و نگهداری دائمی این منابع الكترونیك كار پرمشقتی است. تا همین امروز هم هزینههای سرسامآوری صرف آن كردهایم. كاملاً محتمل است كه در 20 سال آینده كتابها ابتدا به صورت الكترونیك وارد بازار شوند و تنها به درخواست فرد چاپ كاغذی شوند. هماكنون دانشنامهها و مجلات علمی تنها به صورت الكترونیك ارائه میشوند.اكو: مشكل دیگر در حقیقت پالایش و قابل اطمینان بودن (منابع) است. چطور میتوان به جوانان آموخت كه میان اطلاعات خوب و بد تمایز قائل شوند؟راسین: این مشكل فقط در عرصه اینترنت رخ مینماید. ما هر ساله 60 هزار كتاب را برای ذخیره در انبار قانونی (كتابخانه ملی فرانسوی) دریافت میكنیم و لزوماً همه آنها خوب یا قابل اعتماد نیستند. كاری كه كتابخانهها میتوانند بكنند آن است كه ابزار جستوجو را در اختیار كاربران قرار دهند و تفكیك خوب از بد بر عهده خود افراد است.اكو: اگر من وارد سایتی شوم كه به دكارت اختصاص یافته، قادر هستم درست را از غلط تشخیص دهم اما اگر به سراغ سایتی بروم كه درباره اسید سولفوریك باشد از تفكیك مطالب عاجزم. در واقع هیچ قاعده و قانون مشخصی وجود ندارد، همه چیز به شامه و استعداد فرد بستگی دارد.درست مثل نقاشان جوانی كه میخواهند یك انگشت شست بكشند: باید به كارگاه بروند در درس استاد شركت كنند و از او یاد بگیرند.راسین: من كمتر نگرانم. همچنان كه اومبرتو اكو میداند نخستین نسخ خطی رونوشت از دستنوشتهها بودند. رسانه جدید هرگز از همان ابتدا سازماندهی و ساختار منظمی ندارد اما رفته رفته و در مسیر استفاده از آن، مسأله تفكیك به طور طبیعی حل میشود.اكو: قبول، 10 یا 20 سال دیگر نسلهای آینده چنین مشكلاتی نخواهند داشت، اما به چه درد من میخورد؟ آن موقع من مردهام؟! جدیتر بگویم. امروزه چرا مردم هنوز كتاب میخرند؟ چون ارتباط زیست شناختی متفاوتی با آن برقرار میكنند.راسین: درست است، برنامهریزی ذهنی ما براساس كتاب بنا شده است. اما جوانان ارتباطات نوع دیگری دارند. در عمل تا به امروز حتی یك نامه كاغذی نیز از طرف فرزندانم به دست من نرسیده است.در این مورد هم اومبرتو اكو نوشتهاید كه تنها نامههایی كه با دست نوشته شده از فرانسویها به دست شما رسیده است...راسین: چون پست فرانسه بهتر كار میكند!اكو: در حقیقت دیگر زمانی چنین نامههایی به دست من میرسد كه قادر به خواندن آنها نیستم!(میخندد) فكر میكنم كه این موضوع به آموزش اشخاص ارتباط دارد و نوعی ویژگی ملی است.برای حفظ كتاب هم جایی بهتر از كتابخانه نیست.اكو: فرهنگ تنها حفظ نمیكند بلكه گاه دست به حذف نیز میزند. به عنوان مثال فرهنگ نام تمامی سربازان جنگ واترلو را پاك كرده است اما همزمان گنجخانههایی پیشبینی كرده است كه اگر روزی مورخی خواست بتواند نام همه آن رزمندگان را به دست آورد.گوگل به سرعت مشغول دیجیتالی كردن كتابهاست، بحث داغی نیز در این باب در گرفته است، شما چه نظری دارید؟اكو: اگر گوگل آثار مرا پخش كند چه عیبی دارد؟ من هم مثل فیدلكاسترو طرفدار نشر آزاد هستم این كار ضرری به كسی نمیرساند. 15 سال پس از انتشار رمان «نام گل سرخ» روزنامه لارپو بلیكا با یكی از شمارههای خود این كتاب را به روی دكه فرستاد، دو میلیون نسخه از آن به فروش رفت!چرا گوگل صد برابر سریعتر از كتابخانه ملی فرانسه كتابها را دیجیتالی میكند؟راسین: بودجه آنها به صدها میلیون دلار بالغ میشود، حال آنكه بیشتر هزینههای كتابخانه ملی فرانسه برای دیجیتالی كردن آثار را مردم میپردازند.فكر میكنید بتوانید با گوگل توافقنامهای امضا كنید؟راسین: ما با گوگل تبادلاتی داریم. اینكه توافقی امضا كنیم یا نه موضوعی است كه سرشتی سیاسی دارد. در هر صورت ما به كار خود ادامه میدهیم و سالانه هشت میلیون صفحه را دیجیتالی میكنیم، به عبارتی در سه سال آینده بین 200 تا 300 هزار كتاب را به قالب دیجیتال درخواهیم آورد. ما با همكاری ناشران و مساعدت مركز ملی كتاب توانستهایم فرصتی برای مردم فراهم كنیم تا هم به آثار فاقد حقوق مؤلف دسترسی داشته باشند و هم به آثار تحت لوای قانون حقوق مؤلف، البته برای دریافت آثار اخیر باید پول بپردازند.كاربران بیشتر به سراغ كدام دسته آثار میروند؟راسین: آثار نایاب یا آنها كه تنها یك نوبت چاپ شدهاند.منبع:هفته نامه اكسپرس