شهرام کرمی نویسنده، کارگردان و طراح تئاتر، تازهترین نمایشنامهاش «شمردن ستارههای شب» که سال گذشته نوشته شد را در تالار مولوی اجرا کرد. او با نگاه ویژه به مضامین انسانی، نمایشنامههای متعددی را در حوزه دفاع مقدس، کودک و نوجوان، اجتماعی و دینی به رشته تحریر در آورده که نامش را به عنوان یک درامنویس مطرح کرده است. گرچه به بهانه اجرای این نمایش با او گفتوگو کردهایم، اما بخشی از آن را که رویکرد کرمی به حوزه درام و تئاتر را بیان میکند انتخاب کرده و درج کردهایم.در نمایش «شمردن ستارههای شب» با سه داستان متفاوت روبهرو میشویم که در کنار هم اجرایی اپیزودیک را شکل دادهاند. دلیل قرار گرفتن این نمایشنامههای کوتاه در کنار هم چه بود؟به عنوان یک درامنویس نگاهم به کارهای اپیزودیک، مجموعههای سهتایی است. به این معنی که دوست دارم یک اثر اپیزودیک در سه تابلو، سه اپیزود به پایان برسد. این نکته اولین چیزی بود که در نگارش متن در نظر داشتم. از سوی دیگر هر اپیزود داستان مستقلی است. گرچه با هم اتباط دارند اما این ارتباط بسیار دورتر از خط داستانی آن است. اساساً کارهای اپیزودیک دو نوع تقسیم میشوند. نوع اول آنهایی هستند که برشهایی از یک زندگی را نشان میدهند و معمولاً در آثار محمد یعقوبی میبینید. نوع دوم هم داستانهای مستقل کوتاه را شامل میشود که نمونه آن را در کارهای اپیزودیک خلج میبینید. دوست داشتم شمردن ستارههای شب در این گروه قرار بگیرد. البته پیش از آن در اتوبان سکوت نوع اول را تجربه کرده بودم.نگارش این نمایشنامههای کوتاه چقدر به موضوع جشنواره امید و عدالت مربوط بوده است؟ایده اولیه این نمایشنامهها از مدتها قبل در ذهن داشتم اما زمانی که برای نگارش نمایشنامهای برای جشنواره امید و عدالت دعوت شدم سعی کردم آن طرحها را با مضامین جشنواره پرداخت مناسبی بدهم. پیش از آنکه تصمیم داشته باشم آن را تولید کنم، متن با استقبال جشنواره روبهرو و چاپ شد. هیچ کدام از این نمایشنامهها صرفاً برای حضور در یک جشنواره نوشته نشدهاند. برای من جشنوارهها یک فرصت برای روی صحنه بردن نمایش هستند. همانطور که هیچ یک از نمایشنامههای من در حوزه دفاع مقدس به سفارش جشنوارهای نوشته نشدهاند. کارهای من در این حوزه همواره آثاری مستقل بودهاند.چقدر موضوعات جشنوارهها را برای شکلگیری مضمونی انسانی در حوزه درام مؤثر میدانید؟هر نویسندهای، صاحب ویژگیهای خاصی در آثار خود است. من در کارهایم بیشتر به مضامین انسانی میپردازم و فکر میکنم نگرش ما به جهان هستی، مضمون تمام آثار نمایشی دنیاست و هیچ جشنوارهای نیز از این دایره بیرون نیست. به شخصه هرگاه که میخواهم در جشنوارهای شرکت کنم دنبال اثری متناسب آن میگردم و اگر نتوانم کاری متناسب پیدا کنم بهترین سفارش هارا هم رد میکنم. این اتفاق بارها افتاده است. احساس میکنم که مضمون آثار من اصلیترین نگرش در تمام آثار دنیاست.در اجرای شمردن ستارههای شب، به عنوان یک کارگردان ازحاصل کار رضایت داشتید؟واقعیت این است که همواره مرا به عنوان یک درامنویس میشناسند تا یک کارگردان. با این که 10 نمایش را کارگردانی کردهام. اعتقاد دارم که وقتی یک اثر مستقل خلق میشد، یک مؤلف دوم میتواند آن اثر را به شکوفایی برساند. تعداد زیادی از متنهای من توسط کارگردانان دیگر کار میشوند و من وقتی آن را میبینم احساس میکنم که چیز جدیدی در نمایشنامه کشف شده است که به عنوان مؤلف اول به آن توجه نداشتهام. در زمان اجرای نمایش شمردن ستارههای شب نیز وقتی کار خودم را تماشا میکردم میدیدم که من تنها متن را روی صحنه بردهام و به عنوان کارگردان آنچه نویسنده مدنظر داشته است را کاملاً اجرا کردهام اما اینکه دومین مؤلف کارخودم باشم، هنوز اتفاق نیفتاده است. خیلی سخت است که یک نفر بتواند بین خود درامنویسش و خود کارگردانش تفاوت قائل شود. نبوغ میخواهد. صادقانه بگویم در زمان اجرا احساس میکردم که متن آنقدر قوی و غنی هست که چیزهای جدیدی در آن کشف شود. اعتقاد دارم مؤلف دوم یک مفسر جدید برای متن است. در نمایشنامهنویسی علاوه بر تجربه ژانرهای متفاوت، برای مخاطبان متفاوت نیز نوشتهاید. کارهای کودک و نوجوان در کنار کارهای بزرگسال پیش رفتهاند. خودتان را بیشتر به کدام گروه متعلق میدانید؟با این دیدگاه موجه بودهام که مرا بیشتر به عنوان نمایشنامه نویس و کارگردان کارهای کودک و نوجوان بشناسند. شاید دلیل آن این باشد که کارهای کودک من در زمان خود بسیار موفق بودهاند. در حالی که کارهای بزرگسال من تعدادی به مراتب بیشتر دارند. از نظر من کار کودک بسیار سخت است به همین دلیل هر چهار سال یکبار دست به سوی تئاتر کودک میبرم. این واقعیت دارد که در نمایشنامهنویسی تنوع زیادی در کارهایم دیده میشود. از کارهای دفاع مقدس تا رئالیسم اجتماعی، از تئاتر خیابانی تا کودک و نوجوان و حتی در سالهای دورتر کارهای تجربی. خودم را هیچ وقت محدود نکردهام. تئاتر کودک همواره برایم یک کار جدی بوده اما آنچه اصلیترین موضوع برای من باشد و احساس کنم که مسؤولیت پرداختن به آن برایم ایجاد شده، این که در چه شکل و شیوهای کار کنم برایم مطرح نیست. حتماً آن را خواهم نوشت.ممکن است از شمردن ستارههای شب و فراز و نشیبهای کار با گروه بازیگرانتان برایمان بگویید؟خوشبختانه سالهاست که تحت عنوان گروه تئاتر شایا کار میکنم و اکیپ ثابتی نیز دارم. همه بچهها را میشناسم و آنها نیز در کنارم بودهاند. ما با روحیه گروهی توانستیم این نمایش را به اجرا برسانیم. فکر میکنم تجربه خوبی برای همه ما بود.در اجرای این نمایش به هدف، خواست و میل قبلیتان رسیدهاید؟ببینید، سعی کردهام این نمایش در نهایت سادگی شکل و شیوه اجرا شود چون میخواستم به تاثیر در تئاتر برسم و نه هیجان. امروزه هیجان و ایجاد صحنههای خندهدار با هدف خنداندن تماشاگرخیلی باب شده و باعث شده است آثار نمایشی از اندیشیدن فاصله بگیرد. به یاد داشته باشید که بحث اصلی تئاتر اندیشیدن است. یک نمایش باید آنقدر غنی و عمیق باشد که اندیشه تولید کند. ما سعی کردیم روی مخاطب تأثیر بگذاریم. فکر میکنم موفق بودهایم. مخاطب ما دچار هیجان نشد اما به سلیقه خود تحت تأثیر یکی از این داستانها قرار میگرفت و با آن اپیزود درگیر میشد؛ این یعنی رسیدن به هدف.