کد خبر: 195043
تاریخ انتشار: ۲۲ آبان ۱۳۸۸ - ۱۷:۰۳
تیموتی ویلیامز ـ نیویورک تایمز- مانند تمامی مشکلات عراق، به نظر نمی‌رسد که پاسخ روشنی برای اردوگاه اشرف وجود داشته باشد که به خصوص پس از نزدیک شدن به زمان عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی، وضعیتی بحرانی دارد. مشخص نیست که با هزاران مخالف ایرانی که برای استفاده از مواد منفجره و سلاح آموزش دیده‌ و قصد تغییر نظام ایران را دارند، چه باید کرد؟.
سازمان مجاهدین خلق که در عراق مستقر است، تاریخی طولانی دارد. این سازمان با آمریکایی‌ها مبارزه کرده و از حمله به سفارت آمریکا در تهران در دهه هفتاد حمایت کرد. صدام حسین نیز به آنها در عراق پناه داد. با این حال پس از حمله آمریکا به عراق در سال 2003، آنها اطلاعاتی در مورد برنامه هسته‌ای ایران به آمریکا داده و از حمایت واشنگتن برخوردار شدند؛ هر چند آمریکا هنوز به عنوان یک سازمان تروریستی به آنها نگاه می‌کند.
دولت عراق که شروع به نزدیک شدن به ایران به عنوان دشمن مجاهدین خلق کرد، دیگر صبرش تمام شده و در ششم ماه ژوئن به بهانه اینکه در اردوگاه اشرف می‌خواهد مرکزی برای آموزش پلیس تاسیس کند، به آنها حمله‌ور شد. سربازان عراقی بر روی آنها آتش گشوده و یازده نفر کشته و پانصد نفر مجروح شدند. دولت عراق می‌خواهد آنها را از خاک خود بیرون کند. علی العلاق مشاور نخست‌وزیر عراق به صراحت می‌گوید که هدف ما اخراج آنها از کشورمان است و هر چه ما از آنها کشیده‌ایم دیگر بس است.
از زمان حمله به اردوگاه اشرف، نبردهای مختلفی رخ داده است، هر چند هر دو طرف عراقی و سازمان مجاهدین از شروع جدی نبرد و خشونت در هراس هستند.
اهالی این اردوگاه شکایت دارند که ارتش عراق در بسیاری از اوقات مانع رسیدن غذا و سوخت به اردوگاه شده و جلوی عبور و مرور را می‌گیرند. دولت عراق همچنین از ورود موسسات خبری و بیشتر سازمان‌های حقوق بشر به اردوگاه اشرف جلوگیری می‌کند.
مسئولان عراقی که کنترل اردوگاه اشرف با 14 مایل مربع مساحت را بر عهده دارند می‌گویند که اعضای مجاهدین خلق، برده رهبرانشان هستند و از اینکه از اردوگاه خارج شده یا با سربازان عراقی صحبت کنند، می‌ترسند.
ژنرال سعدی حبیب الدیلمی ناظر اردوگاه اشرف می‌گوید: «این اردوگاه یک گروه مدنی نیست، بلکه سیستم نظامی ـ سیاسی پیچیده‌ای بر آن حاکم است. نظر شخصی در اشرف اهمیتی ندارد و افراد قادر به تصمیم‌گیری نیستند. اگر یک فرمانده مجاهدین خلق دستور بدهد بمیر، فرد باید بلافاصله بمیرد».
این اردوگاه شبیه به یک اردوگاه نظامی کوچک ولی پیشرفته است، بطوریکه دریاچه مصنوعی و زمین بازی و ورزشگاه، بازار تجاری، بیمارستان و جنگل مصنوعی دارد و بیشتر ساختمان‌های آن به سبک ایرانی ساخته شده است.
در یکی از پارک‌های اردوگاه اشرف، مجموعه‌ای از الاکلنگ‌ها وجود دارد، در حالی که هیچ کودکی برای بازی وجود ندارد. کودکان با توجه به طبیعت نظامی اردوگاه، مدت‌ها پیش از آن منتقل شده‌اند.
این در حالی است که سازمان ملل و دولت عراق به دنبال کشوری هستند که مسئولیت پذیرش ساکنان اردوگاه اشرف را بر عهده بگیرد ولی قانع کردن دولت‌ها به این امر بسیار دشوار است. از سوی دیگر بیشتر ساکنان اردوگاه با بازگشت به ایران مخالفند، هر چند بیشتر آنها می‌گویند که زندگی در اشرف پس از حمله نظامیان عراقی غیر قابل تحمل شده است.
حسین مرادی 46 ساله و مهندس برق که از 22 سال قبل ساکن اشرف است می‌گوید: «وضعیت خیلی بد است. مردم همیشه در نگرانی هستند و ما نیاز به کسی داریم که به ما تضمین دهد که اردوگاه بار دیگر مورد حمله قرار نخواهد گرفت».
سازمان ملل در اظهارنظری عنوان کرده که نیاز به تلاش‌های همه‌جانبه برای کاستن از تنش و ایجاد راه‌حل وجود دارد و از جامعه جهانی خواسته که کمک کرده و ساکنان اردوگاه را پناه دهند.
در جریان بازدید از اردوگاه اشرف، با مجموعه‌ای از خانواده‌ها مواجه شدیم که روزها بود بیرون درب اردوگاه در انتظار دیدن خانواده‌هایشان بودند، ولی ارتش عراق به آنها اجازه ورود را نمی‌دهد و در عین حال ساکنان اردوگاه نیز با رفتن به سمت دروازه مخالفت می‌کنند.
روایت ساکنان اردوگاه تناقض زیادی با روایت خانواده‌های آنها دارد. خانواده آنها می‌گویند که عزیزانشان ربوده شده و با فریب به مجاهدین خلق پیوسته‌اند، در حالی که ساکنان اردوگاه می‌گویند به میل و اراده خویش این کار را کرده‌اند.
نسرین لطفی‌زاده 60 ساله می‌گوید که از نه روز پیش بیرون درب اردوگاه در انتظار دیدن دختر 45 ساله‌اش سوسن بنی‌هاشمی است. وی می‌گوید دخترش هیچ ارتباطی به مسائل سیاسی یا فعالیت‌های ضد دولت ایران ندارد و نمی‌داند که اصلا اینجا چه کار می‌کند. این مادر می‌گوید پنج سال قبل که دخترش را ملاقات کرده متوجه شده که او از همه چیز حتی از دیوارها می‌ترسد.
با این حال سوسن می‌گوید که ایران را با میل و اراده خود ترک کرد چرا که به خاطر فعالیت‌هایش در خطر اعدام قرار داشت. وی در پاسخ به این سوال که چرا از دیدار با خانواده‌اش خودداری می‌کند، گفت: «سازمان اطلاعات ایران مادرم را مجبور کرده تا به دیدار من بیاید تا بدین ترتیب نشان دهد که من مانند گروگان‌ها هستم. علیرغم اینکه دوست دارم مادرم را ببینم، ولی بهتر است که این اتفاق نیافتد زیرا در این صورت نظام ایران فشار بیشتری بر او می‌آورد».
مادر سوسن می‌گوید که دخترش هدف تجاوز جنسی گروهی توسط فرماندهان اشرف قرار گرفته است و دختران دیگری نیز در اردوگاه هدف آزار و اذیت جنسی قرار می‌گیرند؛ ولی خود سوسن این امر را تکذیب می‌کند و می‌گوید که چنین اخباری جدید نیست و یکی از نیرنگ‌ها و تلاش‌های فریبکارانه حکومت ایران است تا اراده زنان را بشکند.
دو روز بعد مادر و دختر با یکدیگر دیدار می‌کنند. سوسن می‌گوید: «دیدار ما بسیار عصبی بود. هنگامی که مادرم فهمید من خیال ترک اردوگاه را نداشته و قصد ندارم به ایران بازگردم به من سیلی زد. نمی‌دانم یکدیگر را بار دیگر خواهیم دید یا نه».
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار