جوان آنلاین: فرهنگ عمومی را میتوان در رفتارهای ساده و روزمرهای دید که شاید چندان جدی گرفته نشوند، اما تصویر روشنی از وضعیت اخلاق اجتماعی و میزان احترام ما به حقوق دیگران ارائه میکنند. گاهی برای شناخت فرهنگ یک جامعه نیازی به خواندن کتابها و پژوهش و... نیست؛ کافی است چند دقیقه در یک خیابان، صف نانوایی، بانک یا ایستگاه اتوبوس بایستیم و رفتار آدمها را تماشا کنیم.
چرا وقتی دیگران قانون را زیر پا میگذارند اعتراض میکنیم، اما وقتی نوبت به رفتار خودمان میرسد برای تخلفمان دلیل و توجیه پیدا میکنیم؟ شاید یکی از این موارد را بتوان در رانندگی مشاهده کرد. رانندهای که از توقف در پشت چراغ قرمز گلایه میکند، ممکن است چند دقیقه بعد با عجله از چراغ زرد عبور کند. این نشان میدهد که قانون برای برخی از ما محدودیتی است که تا زمانی به آن پایبندیم که با خواستهها و منافع شخصیمان تعارض پیدا نکند. رانندگی از این جهت جلوه تمامنمای فرهنگ رفتاری جامعه است، زیرا فرد در آن همزمان با حقوق دیگران، با خواستهها، عجلهها و منافع شخصی خود مواجه میشود. رعایت قانون در چنین شرایطی به معنای پذیرفتن این واقعیت است که خیابان فقط متعلق به من نیست و حق استفاده از آن با مسئولیت احترام به دیگران همراه است.
فرهنگ عمومی دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا میکند؛ جایی که انسان میپذیرد زندگی اجتماعی بدون رعایت حقوق متقابل به رقابت دائمی برای پیشی گرفتن از دیگران تبدیل میشود. خانواده نقش مهمی در شکلگیری فرهنگ عمومی دارد. کودک پیش از آنکه با مفهوم قانون در مدرسه آشنا شود در خانه شاهد رفتار بزرگترهاست. وقتی والدین در رانندگی قانون را رعایت میکنند، در صف به حق دیگران احترام میگذارند و از رفتارهای نادرست خود عذرخواهی میکنند در واقع درس مسئولیتپذیری اجتماعی را به فرزندشان میآموزند.
یکی از مهمترین موانع قانونمداری فردگرایی افراطی و ناتوانی در درک منافع جمعی است. گاهی آنقدر درگیر خواستههای خود هستیم که فراموش میکنیم رفتارمان چه تأثیری بر زندگی دیگران دارد. برای مثال رانندهای که با سرعت غیرمجاز حرکت میکند ممکن است تصور کند تنها جان خود را به خطر میاندازد، در حالی که رفتار او میتواند جان دهها نفر را تهدید کند. کسی که در صف نوبت دیگران را نادیده میگیرد شاید فقط چند دقیقه در وقت خود صرفهجویی کند، اما در مقابل وقت و حق چندین نفر را تضییع کرده است.
تقویت دیگردوستی، وجدان اخلاقی و توجه به منافع جمعی میتواند این نگاه را تغییر دهد. جامعهای که اعضای آن به جای پرسیدن «چطور زودتر به خواسته خودم برسم؟» از خود میپرسند «رفتار من چه اثری بر دیگران دارد؟» به سوی فرهنگ عمومی سالمتری حرکت خواهد کرد. در این مسیر اجرای عادلانه و مستمر قانون نیز ضروری است. فرهنگسازی و نظارت قانونی دو نکته پر اهمیت هستند. نمیتوان انتظار داشت تنها با توصیههای اخلاقی تخلفات گسترده کاهش یابد؛ همانطور که نمیتوان با جریمه و برخورد قانونی بدون اصلاح نگرشها فرهنگ قانونمداری را در جامعه نهادینه کرد. فرهنگ عمومی مجموعهای از رفتارهای روزمره است که در طول زمان به عادتهای اجتماعی تبدیل میشوند. رعایت چراغ قرمز، احترام به صف، حفظ نظافت محیط عمومی و توجه به حق تقدم دیگران شاید رفتارهایی ساده باشند، اما در کنار هم نشان میدهند تا چه اندازه به حقوق یکدیگر احترام میگذاریم. روز فرهنگ عمومی میتواند فرصتی برای بازنگری در همین عادتها باشد؛ برای اینکه از خود بپرسیم آیا قانون را فقط زمانی میپذیریم که دیگران ملزم به رعایت آن باشند یا خودمان نیز حاضر هستیم برای حفظ نظم و آرامش اجتماعی از خواستههای شخصیمان صرفنظر کنیم؟