تدابیر ابلاغی رهبر معظم انقلاب به دبیر شعام در دیدار هفته گذشته را باید در چارچوب وظایف این شورا، نقشه راهی برای پایان عزتمندانه جنگ به نفع ملت ایران دانست؛ نقشه راهی که با تأکید بر خاتمه بخشیدن به «شرایط نه جنگ و نه صلح» با اتکا به دستاوردهای دفاع مقدس مردم ایران در دو جنگ تحمیلی اخیر، باید نقطه پایانی برای طمعورزی دشمنان علیه ایران عزیز و مردم سرافراز آن باشد. تدابیر ابلاغی رهبر معظم انقلاب به دبیر شعام در دیدار هفته گذشته را باید در چارچوب وظایف این شورا، نقشه راهی برای پایان عزتمندانه جنگ به نفع ملت ایران دانست؛ نقشه راهی که با تأکید بر خاتمه بخشیدن به «شرایط نه جنگ و نه صلح» با اتکا به دستاوردهای دفاع مقدس مردم ایران در دو جنگ تحمیلی اخیر، باید نقطه پایانی برای طمعورزی دشمنان علیه ایران عزیز و مردم سرافراز آن باشد. رهبر عزیز انقلاب اسلامی در این دیدار، مستأصلشدن دشمن را از ثمرات مقاومت ملی دانستند و بر اطلاعرسانی فعالانه و بهموقع برای استمرار حضور مردم در دفاع از کشور و نظام و نیز پیگیری تأمین حقوق و منافع ملت ایران و جبهه مقاومت از طریق تحقق شروط مطرحشده از سوی مسئولان کشور با هدف پایان جنگ و شرایط «نه جنگ، نه صلح» تأکید کردند. تحقق این راهبرد، از یک سو به شرایط و دستاوردها و پیامدهای دفاع مقدس ۱۲ روزه و ۰۴ روزه و از سوی دیگر به گزینههای پیش روی دشمن و راهکارهای ایران برای مقابله با آن بازمیگردد.
دشمن متجاوز پس از ناکامی در دستیابی به اهداف طراحیشده برای جنگی که قرار بود کمتر از دو هفته نظام اسلامی را سرنگون کرده و متجاوزان را بر سرزمین ایران مسلط کند تا بتوانند سرمایههای ملی ما را همچون دوران رژیم پهلوی غارت کنند، در حالی وارد نهمین ماه از جنگ میشود که ذخایر بمبها، موشکها و دیگر تجهیزات راهبردیاش ته کشیده و در اوج استیصال نقشه راهی برای شکست مردم ایران از طریق جنگ نظامی نمیبیند و به همین دلیل بر تشدید محاصره اقتصادی ایران با هدف بحرانسازی داخلی متمرکز شده است. اگر چه در چارچوب یک عملیات روانی و جنگ شناختی دائماً بر آمادگی برای انجام یک عملیات نظامی پرشدت؛ چه قبل و چه بعد از انتخابات میاندورهای امریکا تأکید میکند.
پیامدهای اقتصادی ناشی از دو جنگ گذشته، به دلیل استمرار شرایط جنگی و بسته ماندن تنگه هرمز، هزینه و افزایش قیمت انرژی و سوخت و دیگر کالاها روندهای منطقهای و جهانی را تحتالشعاع قرار داده و نارضایتی مردم در اغلب نقاط جهان را در پی داشته است که گسترش اعتراضات و اغتشاشات در اغلب کشورهای اروپایی، گوشهای از آن است. هفته گذشته اوباما، رئیسجمهور اسبق امریکا، با اذعان به شکست امریکا در این دو جنگ تصویر دقیقی از نتیجه آن ارائه داده و میگوید: «حالا بعد از هفت ماه، آن جنگ چطور پیش میرود؟ متحدان و پایگاههای ما هدف حمله قرار گرفتهاند. امریکاییها کشته شدهاند. صدها امریکایی زخمی شدهاند. ذخایر موشکیمان را تحلیل بردهایم و حالا ایران بر تنگه هرمز، که نفت از آن به بازار جهانی میرسد، حق وتو پیدا کرده است. پس موقعیت استراتژیک آنها نسبت به پیش از جنگ قویتر است.»
در داخل امریکا نیز شکست امریکا در جنگ و پیامدهای آن به دلیل افزایش هزینه زندگی امریکاییها و افول قدرت امریکا در جنگ سبب کاهش محبوبیت حزب جمهوریخواه در انتخابات پیش رو (۱۲ آبان) شده و به همین دلیل نظرسنجیها بیانگر این است که جمهوریخواهان با از دست دادن اکثریت مجلس نمایندگان و مجلس سنا شکست سختی را متحمل خواهند شد و حتی وعده هدیه ۵هزاردلاری ترامپ نیز هنوز نتوانسته آرای مردم امریکا را به سمت این حزب جهت دهد؛ و به همین دلیل است که این روزها ترامپ با انجام سفرهای تبلیغاتی در ایالتهای مختلف امریکا و ادعای پیروزی بر ایران در این جنگ، تلاش دارد ایران را مقصر و آغازگر جنگ قلمداد کند تا بتواند آرا را به نفع نامزدهای حزب خود جلب کند.
در نحوه تداوم مقابله با ایران که به دلیل شکست در دو جنگ اخیر به مهمترین چالش پیش روی امریکا تبدیل شده، ترامپ اکنون سه گزینه در پیش رو دارد:
۱- حمله مجدد نظامی به ایران همراه با ترور برخی مسئولان و دامن زدن به تحرکات گروهکهای تروریستی و... برای تحمیل شرایط خود به ایران و اعلام پایان جنگ
۲- عمل به شروط هفتگانه مبتنی بر توافق اسلامآباد و اعلام پایان جنگ
۳- تداوم شرایط کنونی یعنی «نه جنگ و نه صلح» در عین حفظ محاصره ایران و بسته ماندن تنگه هرمز
حمله مجدد نظامی که ترامپ بعد از جنگ چهلروزه بارها بر آن تأکید و برای ایران ضربالاجل تعیین کرده است، به اذعان کارشناسان و حتی نظامیان باسابقه امریکایی، در صورت تحقق نه تنها ترامپ را به اهدافش نمیرساند، بلکه به دلیل آمادگی و تجدید قوای ایران برای پاسخ متقابل (که در گزارش اخیر سازمان سیا نیز بر آن تأکید شده) و هدف قرار دادن منافع امریکا و متحدانش در منطقه به کابوسی برای نظامیان امریکایی و سران کشورهای منطقه تبدیل و به دلیل پیامدهای سهمگین آن برای اقتصاد جهانی، حتی سران کشورهای اروپایی را که این روزها درگیر آشوبهای داخلی ناشی از افزایش قیمتها ناشی از مراحل قبلی جنگ هستند، به تکاپو واداشته است تا مانع از آن شوند.
تحقق گزینه دوم و پذیرش و عمل به شرایط هفتگانه نیز اگر چه سرنوشت محتوم ترامپ در این جنگ است، اما در شرایط کنونی پذیرش آن برای ترامپ سختتر از پذیرش شکست در جنگ نظامی است و به همین دلیل است که امریکاییها تمرکز خود را بر گزینه سوم و تشدید فشارهای اقتصادی گذاشتهاند و در پروسه یک جنگ ترکیبی همهجانبه تلاش دارند تا با تکرار تهدیدهای نظامی و معتبر نشان دادن آن، نظام محاسباتی مسئولان و مردم ایران را برهم زده و با سختتر کردن محاصره اقتصادی به اعتراضات و آشوبهای داخلی دامن زده و با ایجاد بحران در کشور زمینه را برای تسلیم ایران به شرایط امریکا فراهم کنند.
تدابیر رهبر معظم انقلاب در دیدار با دبیر شورای عالی امنیت ملی نقشه راه عبور کشور از این شرایط است؛ اگرچه نیروهای مسلح نظام جمهوری اسلامی ایران با هوشیاری و حفظ آمادگی نظامی آمادگی دارند تا در صورت حماقت دشمن در حمله مجدد نظامی درس سختی را به متجاوزان و حامیانشان بدهند.
اما خروج عزتمندانه از وضعیت «نه جنگ، نه صلح»، نیازمند ترکیبی از بازدارندگی نظامی پایدار، دیپلماسی فعال و تقویت تابآوری داخلی است. الزامات اصلی ایران در این عرصه عبارتند از:
- حفظ وحدت و انسجام ملی، استمرار و تقویت حضور میدانی و خیابانی مردم به عنوان مؤثرترین راهبرد برای مقابله با دشمن
- مدیریت راهبردی تنگه هرمز بهعنوان اهرم قدرت و بازدارندگی در برابر فشارهای خارجی
- حفظ و تقویت بازدارندگی و ارتقای توان نظامی برای مواجهه با تهدیدات دشمن
- تقویت دیپلماسی هوشمندانه به عنوان مکمل قدرت نظامی برای پای کار آوردن ظرفیتهای منطقهای و بینالمللی و پرهیز از مذاکره صرفاً تاکتیکی که تنها تنش را موقتاً مهار کند، اما ماهیت تهدید را حفظ نماید.
- تقویت تابآوری در برابر فشارهای اقتصادی از طریق: ۱- حضور جهادی و میدانی دولتمردان برای حل مشکلات کشور و تأمین نیازهای مردم ۲- مدیریت هزینهها و اصلاح ساختارهای موازی در دستگاههای اجرایی برای افزایش بهرهوری و کاهش بار مالی ۳- مدیریت مصرف و پرهیز از اسراف با مشارکت عمومی
عبور عزتمندانه از این وضعیت، نه صرفاً با «صبر راهبردی» ممکن است و نه با تنشزدایی بدون تضمین که برخی از مرعوبین داخلی توصیه میکنند. بلکه مسیر واقعی، تثبیت قدرت میدانی بهعنوان پشتوانه دیپلماسی، تحمیل هزینه به طرف مقابل برای هرگونه نقض توافق و حفظ انسجام داخلی در برابر فشارهای فرسایشی است.