کد خبر: 1388554
تاریخ انتشار: ۱۳ آبان ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۱
 *مرضیه بامیری 

جوان آنلاین: پیامبر اکرم (ص) به کسانی که سر راه می‌نشستند و گفت‌و‌گو می‌کردند، فرمودند: از این کار بپرهیزید. آنان گفتند آنجا محل نشستن و گفت‌وگویشان است. پیامبر فرمودند اگر بر نشستن اصرار دارند پس باید حق راه را ادا کنند. با کنجکاوی پرسیدند حق راه چیست. پاسخ چند وظیفه روشن بود: فروگرفتن نگاه، پاسخ‌دادن به سلام، آزارنرساندن و امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر. 
امروز شکل راه‌ها تغییر کرده و شکل‌وشمایل دیگری دارد. دیگر محل نشستن یا فقط یک دالان یا گذر کوتاه و باریک نیست. راه‌ها بسیار گسترده و در ابعاد مختلفند. مانند کوچه، خیابان، بلوار، آزادراه و... است. حالا دوباره می‌شود، پرسید که آیا حق راه ادا می‌شود؟ در این دنیای شلوغ و پرهیاهو که نیمی از عمرمان در راه یا صف و مکان عمومی سپری می‌شود دانستن و آموزش فرهنگ عمومی یک امر واجب است. رعایت قانون نه فقط برای فرار از مجازات، بلکه برای رعایت حقوق دیگران است. نمی‌توان پیامد بی‌فرهنگی را شخصی دانست. تصور کنید برای رسیدن به یک قرار کاری مهم یا همکاری که عجله دارید پشت خودروی یک راننده بی‌احتیاط می‌مانید. او هرجایی دلش بخواهد توقف می‌کند، با هر آشنایی که بخواهد پشت رل و خودروی متوقف شده گفت‌و‌گو می‌کند. چرا ما همیشه خودمان را صاحب حق می‌دانیم، اما دیگران را نه. چرا وقتی خودمان دنبال جای پارک هستیم از دست کسی که در رفتن تعلل می‌کند یا در انتخاب راه مردد است عصبانی می‌شویم، اما خودمان خودرو را متوقف کرده و از همان جا با فروشنده مغازه گفت‌و‌گو می‌کنیم؟. چرا کسی پشت سرمان بوق بزند عصبانی می‌شویم و زمزمه می‌کنیم که خب کجا برم راه بسته است، اما وقتی نوبت خودمان می‌شود دست را از روی بوق برنمی‌داریم و صدای اعتراض‌مان را همه شهر می‌شنوند؟ چرا از عبور خودرو‌ها در خیابان یک‌طرفه شاکی هستیم و آن را مخل آسایش محله می‌دانیم، اما خودمان با توجیه اینکه فقط یک بار است، خلوت است یا ماشین از روبه‌رو نمی‌آید تن به این بی‌قانونی می‌دهیم؟
همین چند مثال کافی است تا درک کنیم ریشه مشکل در چیست. مثال‌هایی که فرد می‌داند قانون را زیر پا گذاشته، اما هر بار برای خودش یک استثنا می‌سازد. پس اگر می‌خواهیم یک‌بار برای همیشه فرهنگ عمومی ترافیک در جامعه اعمال شود باید بی‌معطلی از خودمان شروع کنیم. باید جمله معروف من عجله دارم را از قاموس فرهنگ رانندگی خود حذف کنیم. اگر همه در ترافیک بوق می‌زنند تو نزن. همه خیابان را یک‌طرفه می‌روند تو نرو. همه در بزرگراه سرعت غیرمجاز دارند تو نداشته باش. همه هر اشتباهی می‌کنند تو نکن. اگر همین یک عادت رایج غلط اصلاح شود بسیاری از معضلات ما نیز حل می‌شود. تخلف دیگران باعث ازبین‌رفتن مسئولیت ما نمی‌شود. اگر شما جایی دچار مشکل شدید و پای پلیس وسط آمد نمی‌توانید بگویید همه همین کار را کردند من هم کردم. آن‌وقت است که چوب این تقلید پرخطر را خواهید خورد. پس وقتی خواستید ایمن برانید و قانون را رعایت کنید به حقوق دیگران فکر کنید. به اینکه نسبت به شهروندان دیگر مسئول هستید. حتی وقتی قرار بود مانند دیگران رفتار کنید، حواستان باشد که شما به شخصه مسئول رفتار و اعمال‌تان هستید و تقلید دیگران رفتار شما را توجیه نمی‌کند؛ و نکته مهم آخر، نگو اگر قانون را رعایت کنم عقب می‌مانم. این چه باور اشتباهی ا‌ست که در جامعه رایج شده و افراد برای اینکه از دیگری جا نمانند دست به اشتباه می‌زنند. تصور کنید فردی می‌خواهد وارد یک ورودممنوع شود. همه ماشین‌ها در یک روز تعطیل در حال ورود هستند و شما می‌مانید سر دوراهی که همه رفتند. اگر من دنبال راه درست باشم عقب می‌مانم. 
حق راه فقط این نیست که خیابان برای عبور خودروی ما باز باشد. دیگران هم حق عبور دارند. بدون اینکه به‌خاطر عجله یا بی‌حوصلگی ما به‌زحمت بیفتند. راه سهم مشترک ما از شهر است نه ملک شخصی. پس اگر ماشین ما بزرگ‌تر است حق بلند بوق زدیم نداریم. یا اگر خودروی ما لوکس‌تر است حقی برای جلو افتادن از دیگران نداریم. حق راه وقتی مهم است که مقصد دیگری هم به‌اندازه مقصد تو مهم باشد. حق راه، یعنی آنها که پیاده هستند نیز دارای این حقند. یک سالمند حق دارد در خیابان ایمن تردد کند. یک کودک حق دارد با خیال راحت از خط عابر مقابل مدرسه عبور کند یا یک بیمار طبق قانون حق دارد در بیمارستان آرامش داشته باشد و صدای بوق و ترمز‌های ناگهانی او را نیازارد. اگر ما به نسل جدید مهرورزی و رعایت قانون را یاد می‌دهیم باید اول خودمان به آن عمل کنیم.

برچسب ها: فرهنگ ، خیابان ، آموزش
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار