سپیدهدم که بوی نان تازه در کوچههای شهرهای ایران میپیچد، زندگی با همان آهنگ دیرین خود آغاز میشود. با این حال، در سالهای اخیر در میانه کشاکشهای بیپایان اقتصادی و تهدیدهای مداوم، همواره سایهای سنگین کوشیده است این آرامش صبحگاهی را هدف بگیرد جوان آنلاین: سپیدهدم که بوی نان تازه در کوچههای شهرهای ایران میپیچد، زندگی با همان آهنگ دیرین خود آغاز میشود. با این حال، در سالهای اخیر در میانه کشاکشهای بیپایان اقتصادی و تهدیدهای مداوم، همواره سایهای سنگین کوشیده است این آرامش صبحگاهی را هدف بگیرد. در هیاهوی فشارهای بینالمللی، خطرناکترین شلیکها گاه نه از لوله توپ، بلکه از دهانه برخی رسانهها بیرون میآید. اخباری که با کلماتی هراسانگیز از قحطی قریبالوقوع، خالی شدن سیلوها و ته کشیدن روغن و برنج سخن میگویند. چنین زمزمههایی، خواه ناخواه، روان جامعه را هدف میگیرند تا اضطراب جمعی بسازند. ترسی که میتواند پای مردم را پیش از هر رخدادی به فروشگاهها بکشاند و قفسهها را با خریدهای هیجانی خالی کند.
برای درک حقیقت سفره ایران، باید گرد و غبار شایعهها را پس زد و با نگاهی موشکافانه به زبان آمار و واقعیتهای روی زمین نگریست. آیا جغرافیایی با این پهنه گسترده و تاریخ چند هزار ساله کشاورزی، با بسته شدن فلان آبراهه یا تأخیر چند کشتی غله از پا درمیآید؟ ارزیابی دقیق توان داخلی، حجم واردات و موجودی انبارها پاسخی متفاوت به تصویر تاریکی میدهد که برخی ترسیم میکنند.
انبارداری خردمندانه در روزگار حادثه
ایرانیان از روزگار باستان آموختهاند که انبار آذوقه، قلب تپنده خانه در روزهای سرما و خشکسالی است. این خرد کهن امروز در قالب سیاست ذخیرهسازی راهبردی در سطح حکمرانی بازآفرینی شده است. دولتها ذخایر گندم، روغن، شکر و دانههای روغنی را برای مصرف روزمره به کار نمیگیرند. این داراییها حکم سپر دفاعی را دارند که در تندباد حوادث، ضربه اولیه را مهار میکنند. بر پایه دادههای رسمی، اکبر فتحی، معاون برنامهریزی و اقتصادی وزارت جهاد کشاورزی تأیید کرده است که ذخایر کالاهای اساسی کشور برای دستکم شش ماه مصرف تأمین شده است. در امتداد همین تدبیر، علی خضریان، نماینده مجلس نیز به این نکته اشاره کرده که تدابیر پیشگیرانه موجب شده موجودی انبارهای راهبردی نزدیک به ۲۰ درصد بالاتر از سطح کفایت پیشبینیشده برای شرایط بحرانی قرار گیرد. این انباشت هدفمند به زبان ساده، یعنی اقتصاد ملی در برابر نوسانات جهانی دستبسته نیست. فایده بنیادین این انبارها خریدن زمان است. وقتی تندباد تنشهای بینالمللی حرکت کشتیها را کند میکند یا راهکارهای معمول پرداخت با مانع روبهرو میشوند، این ذخایر اجازه نمیدهند موج اضطراب به صفهای نانوایی سرایت کند. مدیران اقتصادی فرصت مییابند تا بیآنکه مردم دچار کمبود فیزیکی شوند، راههای تازهای برای واردات باز کنند، منابع مالی را جابهجا سازند و چرخه توزیع را در پهنه کشور مدیریت کنند.
ریشههای عمیق در خاک هزارساله
نقطه اتکای بنیادین ایران بر خلاف برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس، وابسته به بارگیری روزانه بنادر نیست. ایران کشوری بندری و متکی به یک واردات صرف نیست. ایران سرزمینی است با اقلیمهای گوناگون و شبکه عظیم کشاورزی. به گواه آمارهای وزارت جهاد کشاورزصی، سالانه حدود ۱۳۷ میلیون تن محصول کشاورزی در ایران تولید میشود و حدود ۸۵ درصد از انرژی و کالری مورد نیاز جمعیت از دل همین خاک حاصلخیز به دست میآید. این تابآوری شگفتانگیز در دل مزرعههای گندم خوزستان و فارس، دشتهای خراسان، شالیزارهای سبز گیلان و مازندران و باغها و مرغداریهای پراکنده در سراسر ایران ریشه دارد. چنین پراکندگی جغرافیایی، امنیت کمنظیری ایجاد میکند. یک کارخانه یا تاسیسات متمرکز ممکن است با حادثهای از کار بیفتد، اما تولید غذا در ایران در هزاران روستا و کشتزار جریان دارد و دشمن نمیتواند چرخه تولید آن را به آسانی متوقف سازد. بدیهی است که کشاورزی ما با چالشهای جدی مانند فرسایش خاک و کمبود آب دستبهگریبان است و برای تأمین نهادههای دامی نیاز به مراقبت دارد. گزارشهای بینالمللی نشان میدهند که برای پایدار ماندن زنجیره گوشت، مرغ و لبنیات، واردات موادی، چون ذرت همچنان ضروری است. چنانکه سازمان فائو نیاز وارداتی ذرت ایران را برای سال تجاری ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۷ حدود ۱۱ میلیون تن برآورد کرده است. با این حال، ستون فقرات نان و غذای پایه کشور، به خاک خود متکی است و واردات تنها نقشی تکمیلکننده در این معادله دارد.
راهبرد انباشت پیش از طوفان
پرسش اینجاست که در گیرودار محدودیتهای خارجی، آیا ایران موفق شده کالا به اندازه کافی به بنادر خود برساند؟ گزارشهای سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد پاسخی قاطع به این پرسش میدهند. براساس گزارش منتشرشده از سوی این نهاد بینالمللی، میزان واردات غلات ایران در سال تجاری ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۶ به نزدیک ۲۲ میلیون تن رسیده است. عددی که تقریباً ۳۰ درصد بالاتر از میانگین پنجساله گذشته به شمار میرود. این تصمیم راهبردی، سیلوهای کشور را در برابر شوکهای احتمالی آببندی کرده است. این سازمان بر پایه همین موجودی چشمگیر پیشبینی کرده که نیاز وارداتی گندم ایران در سال تجاری ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۷ به حدود ۳ میلیون تن کاهش یابد. یعنی کاهشی نزدیک به ۲۵ درصد نسبت به میانگین پنج سال اخیر. این افت نیاز، ریشه در دو عامل دارد. نخست ذخایر انباشتهشده از خریدهای سنگین پیشین و دوم امیدواری به پایداری تولید داخلی. وقتی کشتیهای حامل ذرت و سویا و گندم پیش از بحران به ساحل رسیدهاند، یعنی زنجیره تولید مرغ و تخممرغ و شیر کشور از طوفانهای کوتاهمدت عبور داده شده است. کشوری که خریدهای سالانه خود را از قبل در مخازن امن جا داده، در میز مذاکرات و در میانه جنگ اقتصادی با دست پر حاضر میشود و نیازی به رفتارهای شتابزده ندارد.
تمایز آشکار تنگدستی با نبود کالا
در این میان، تورم کالاهای اساسی و خوراکی را نیز باید در جای خود مورد بررسی و تحلیل قرار داد. واقعیت آن است که گرانی مواد غذایی استخوانسوز است و کمر اقشار کمدرآمد را زیر بار تورم خم کرده است. گزارشهای میدانی و آمارهای منتشر شده نیز تأکید میکنند که قیمت آرد گندم و برنج در بازارهای داخلی در بهار افزایشی چشمگیر داشته است. به طوری که بهای آزاد این اقلام به سبب نوسانات ارزی به ترتیب حدود ۱۷۰ و ۲۲۰ درصد بالا رفته است.
اما از منظر دانش اقتصاد، تفاوت بسیار بزرگی میان گرانی و قحطی وجود دارد. قحطی زمانی رخ میدهد که شما کیسه پول را در دست دارید، اما در هیچ بقالی و فروشگاهی دانهای گندم یا بطری روغنی پیدا نمیشود. وضعیتی که شبیه به روزگار تلخ اشغال ایران در جنگ جهانی اول بود. آن رویداد تراژیک ناشی از نبود مطلق کالا بود. وضعیت کنونی ایران، اما بحران دسترسی اقتصادی و ضعف قدرت خرید است، نه نبود کالا در انبارها. فروشگاهها از کالا پر هستند ولی ارزش پول ملی در اثر جنگ موجودیتی تا حدی تضعیف شده است. خلط این دو مفهوم، بازی در زمین هراسافکنان است. مشکل امروز ما قحطی نیست. درد امروز، تورم و ناکارآمدی در شبکه توزیع عادلانه است. راه درمان این بیماری، تقویت چترهای حمایتی نظیر کالابرگهای الکترونیک، رساندن مستقیم یارانهها به سفره فرودستان و جلوگیری از رانتخواری در زنجیره پخش کالاهاست تا موجودی فراوان انبارها، عادلانه به دست همگان برسد.
بطلان سناریوی قحطی و فریب تسلیم
مرور این شواهد و آمارهای عینی نشان میدهد که موجودی و دسترسی کشور به کالاهای اساسی و اقلام غذایی در نقطهای کاملاً مطلوب ایستاده و حجم انبارش غلات و کالاهای راهبردی، حتی رقمی بالاتر از نیازهای معمول کشور را ثبت کرده است. ترکیب تولید نیرومند کشاورزان داخلی، واردات پیشدستانه و انبارهای انباشته، بنیه پشتیبانی کشور را به بالاترین سطح رسانده است. از این منظر، توان لجستیکی و پایداری ایران برای مواجهه با یک نبرد طولانیمدت در ایدهآلترین حالت ممکن قرار دارد و در تأمین زنجیره غذایی مردم در جریان هرگونه درگیری ادامهدار، هیچ بنبست و خللی پدید نخواهد آمد. بر همین اساس، هرگونه دامنزدن به شایعه قحطی، اتمام ذخایر یا ناتوانی ایران در ایستادگی غذایی در نبرد کنونی، هیچ پایهای در واقعیت روی زمین و آمارها ندارد. پمپاژ این خط خبری با هدف تضعیف روحیه عمومی و ایجاد هراس ساختگی در دل تصمیمگیران صورت میگیرد تا کشور را زیر بار فشار روانی، به عقبنشینی، تسلیم و تحمیل مذاکرات نامتوازن سوق دهند. با در نظر گرفتن انبارهای پر و آمادگی کامل کشور برای نبردی طولانی، زمزمهکردن فرضیه قحطی و ناتوانی در پایداری، ریشه در دو خاستگاه بیشتر ندارد. یا محصول ناآگاهی عمیق از زیرساختها و توان تابآوری کشور است، یا بخشی از یک خط خیانتآمیز برای شکستن اراده ملی از درون.
نان ایران به پشتوانه خاک گسترده، همت تولیدکننده داخلی و عقلانیت حاکم بر مدیریت ذخایر، پابرجا و پایدار است. ظرفیت انباشته امروز کشور ثابت میکند که سلاح گرسنگی و محاصره، پیش از رسیدن به هدف خنثی شده است. از این رو جامعه با اتکا به این پشتوانههای اطمینانبخش، توان مقاومت و ادامه مسیر عزتمندانه خود را تا هر زمان که اقتضا کند حفظ خواهد کرد.