تکمیل تعمیرات اساسی پالایشگاههای پارس جنوبی، پیام امیدبخشی برای تأمین گاز است، اما عبور پایدار از روزهای سرد، به بازگشت ظرفیت آسیبدیده و مدیریت هوشمند مصرف در کنار هم نیاز دارد. جوان آنلاین: تکمیل تعمیرات اساسی پالایشگاههای پارس جنوبی، پیام امیدبخشی برای تأمین گاز است، اما عبور پایدار از روزهای سرد، به بازگشت ظرفیت آسیبدیده و مدیریت هوشمند مصرف در کنار هم نیاز دارد.
خبر خوب از قلب انرژی ایران
چند ماه مانده به اوج مصرف گاز در زمستان، خبر تازهای از عسلویه منتشر شده است؛ بخش اصلی تعمیرات اساسی پالایشگاههای پارس جنوبی به پایان رسیده و مجموعههای پالایشی برای ورود به فصل سرما آماده شدهاند. حمید بُورد، سرپرست وزارت نفت روز ۲۱ مهر ۱۴۰۵ در جریان بررسی وضعیت تأسیسات پارس جنوبی اعلام کرد که برنامه تعمیرات اساسی در شهریور و مهر پیگیری شده و بخش عمده عملیات مطابق برنامه پیش رفته است. این خبر، در روزگاری که موضوع تأمین پایدار گاز به یکی از اصلیترین دغدغهها تبدیل شده، نشانهای از تلاش برای حفظ پایداری یکی از حیاتیترین زنجیرههای اقتصادی کشور است. تکمیل تعمیرات به معنای بازگشت تمام ظرفیت از دسترفته نیست و نباید آن را پایان تمامی مشکلات تأمین گاز دانست. در عین حال، انجام بهموقع تعمیرات، خطر توقف واحدهای عملیاتی در روزهای حساس را کاهش میدهد و به شبکه فرصت میدهد با اطمینان بیشتری برای زمستان برنامهریزی کند.
قهرمانان کمتر دیدهشده صنعت گاز
در پس هر واحد پالایشگاهی که دوباره آماده کار میشود، مجموعهای از تصمیمها و تلاشهای تخصصی متخصصان قرار دارد که در شرایط سخت جنوب کشور فعالیت میکنند.
در نتیجه امنیت انرژی فقط با توسعه میدانهای جدید به دست نمیآید. نظام تعمیر و نگهداری، برنامهریزی قطعات، آمادهباش تیمهای تخصصی و ظرفیت پاسخگویی سریع به حادثه نیز بخشی از این مؤلفه مهم هستند.
زمستان آزمون همزمان تولید و مصرف
با آغاز سرما، مصرف گاز در بخش خانگی و تجاری افزایش مییابد و شبکه باید همزمان نیاز نیروگاهها و صنایع را نیز پاسخ دهد. در چنین وضعی، حتی آمادگی کامل تأسیسات سالم نمیتواند بهتنهایی تضمین کند که در تمامی روزهای اوج مصرف، هیچ محدودیتی رخ نخواهد داد. پایداری شبکه به شدت و طول دوره سرما، شرایط بهرهبرداری، میزان تقاضا، ظرفیت خطوط انتقال و سرعت بازسازی واحدهای آسیبدیده نیز بستگی دارد. خبر امیدوارکننده این است که بخش مهمی از وظایف پیشگیرانه صنعت گاز اعم از ذخیره سوخت یا بازسازی واحدهای آسیبدیده انجام شده است. مورد ضروری دیگر نیز آن است که مصرف غیرضروری، بهویژه در ساختمانهای پراتلاف کاهش یابد. هر مترمکعب گازی که صرفهجویی شود، ظرفیت بیشتری برای شبکه در روزهای سخت فراهم میکند.
صنعت؛ ذینفع مستقیم پایداری شبکه
برای بسیاری از واحدهای تولیدی، محدودیت گاز میتواند توقف کورهها، کاهش ظرفیت تولید، اختلال در تحویل سفارشها و دشواری حفظ نیروی کار را در پی داشته باشد. از این منظر، بازگشت ظرفیت پالایش گاز و کاهش احتمال توقفهای پیشبینینشده، یک خبر اقتصادی نیز محسوب میشود. کارخانهای که چشمانداز مطمئنتری از تأمین سوخت دارد، بهتر میتواند برنامه تولید و نگهداری خود را تنظیم کند. با این حال، حمایت پایدار از صنعت تنها از مسیر عرضه بیشتر حاصل نمیشود. بهینهسازی فرایندها، بازیابی حرارت، جمعآوری مشعلها و نوسازی تجهیزات نیز به کارخانه کمک میکند محصول یکسانی را با گاز کمتر تولید کند. در چنین الگویی، بنگاه اقتصادی فقط انتظار دریافت سهم بیشتری از شبکه ندارد، بلکه با بهبود بهرهوری، فشار وارد بر کل شبکه را نیز کاهش میدهد. این رویکرد میتواند به سود تولیدکننده، دولت و مصرفکننده خانگی منجر شود.
کارورهای نوع دو؛ مکمل عملیاتی تعمیرات پارس جنوبی
در کنار تلاش برای بازگرداندن ظرفیت عرضه، طرح شرکتهای کارور گاز طبیعی میتواند بخشی از مسئولیت کاهش اتلاف در سمت مصرف را برعهده بگیرد. کارور نوع دو در چارچوب قراردادهای مربوط، ظرفیت بهینهسازی را در ساختمانها، واحدهای صنعتی، نانواییها، گلخانهها و سایر بخشها شناسایی میکند و با آموزش، تشویق، اصلاح یا جایگزینی تجهیزات، برای کاهش مصرف اقدام میکند. صرفهجویی حاصل نیز باید اندازهگیری و صحهگذاری شود تا بتوان آن را نتیجه واقعی پروژه دانست. به نقل از شرکت ملی گاز ایران، ۱۰۹ قرارداد کارور نوع دو در بخشهای گوناگون منعقد شده و رقم ۹۷۹ میلیون مترمکعب بهعنوان صرفهجویی پیشبینیشده تا پایان سال اعلام شده است. شکلگیری این قراردادها نشان میدهد که مدیریت تقاضا میتواند از توصیه عمومی به پروژهای با مجری، قرارداد و شاخص قابل سنجش تبدیل شود؛ مسیری که در کنار بازسازی پارس جنوبی، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
کارور نوع یک و افق تازه مدیریت بازار گاز
کارور نوع یک در الگوی مورد پیگیری شرکت ملی گاز، بیشتر با نقش خردهفروشی و سازوکارهای بازارمحور تأمین و عرضه گاز شناخته میشود. در صورت فراهم بودن مجوزها، زیرساختها و قراردادهای لازم، این مدل میتواند به متنوعتر شدن روشهای تأمین و بهبود مدیریت اقتصادی گاز کمک کند. تفاوت این دو نوع کارور مهم است؛ نوع دو بیش از همه بر خلق صرفهجویی نزد مشترکان تمرکز دارد، در حالی که نوع یک میتواند در تنظیم رابطه میان تأمینکننده و مصرفکننده در بازار گاز نقشآفرین باشد. هیچیک از این ابزارها بهتنهایی جانشین پالایشگاه، خط لوله یا بازسازی تأسیسات آسیبدیده نمیشوند. مزیت آنها دقیقاً در مکمل بودن است. وقتی عرضه با تعمیرات و بازسازی قابل اتکاتر میشود و تقاضا با فناوری، قرارداد و مشوق هوشمندتر مدیریت میشود، شبکه انعطاف بیشتری برای پاسخگویی به شرایط دشوار پیدا میکند. طراحی درست بازار و نظارت مؤثر شرط آن است که این ظرفیت اقتصادی به منفعت عمومی تبدیل شود.
صرفهجویی بدون کاستن از آسایش مردم
در روایت رسانهای مدیریت مصرف باید از یک سوءتفاهم رایج فاصله گرفت؛ بهینهسازی به معنای تحمل سرما یا محروم کردن خانوادهها از گرمایش مناسب نیست. بخشی از مصرف اضافی به پنجرههای غیرعایق، موتورخانههای تنظیمنشده، وسایل گرمایشی فرسوده و نبود تجهیزات کنترلی مربوط میشود. اصلاح این عوامل میتواند با حفظ دمای مناسب خانه، مصرف گاز را کاهش دهد. این تمایز بهویژه برای خانوادههایی اهمیت دارد که توان مالی نوسازی تجهیزات خود را ندارند. در همین نقطه است که ابزارهای تأمین مالی، مشوقها و حمایت هدفمند میتوانند نقش مؤثری داشته باشند. اگر از مشترک انتظار اصلاح الگوی مصرف داریم، لازم است راه و امکان آن را نیز فراهم کنیم. رسانهها نیز میتوانند بهجای مقصر دانستن گروهی از مردم، تجربه پروژههای موفق، روشهای کمهزینه اصلاح مصرف و منافع اقتصادی آن را به زبان ساده توضیح دهند. مشارکت پایدار زمانی شکل میگیرد که مردم اثر اقدامها را لمس کنند.
از عسلویه تا خانهها؛ یک زنجیره مشترک برای عبور از سرما
پارس جنوبی برای زمستان آمادهتر شده است، اما بازسازی همچنان ادامه دارد و مدیریت تقاضا یک ضرورت اجتنابناپذیر است. امیدبخشترین بخش این ماجرا شاید همین تغییر نگاه باشد؛ عبور از فصل سرما قرار نیست صرفاً با انتظار از یک پالایشگاه یا درخواست از یک خانوار ممکن شود. وقتی بازسازی، تعمیرات، فناوری و مشارکت عمومی در یک مسیر قرار بگیرند، میتوان از دل محدودیتها فرصتی برای افزایش تابآوری و بهرهوری انرژی ایران ساخت.
*کارشناس حوزه انرژی