دو مرد جوان که با معرفی خود به عنوان مأمور اداره آب و به دستور یکی از دوستانشان وارد خانه باجناق او در مرکز تهران شدهبودند، پس از ضربوجرح و بستن دستوپای دو نوجوان، طلاهای مادر خانواده را سرقت کردند، اما بازگشت ناگهانی زن جوان، نقشه آنها را به هم زد و تعقیبوگریز نفسگیر روی پشتبامها به دستگیری یکی از متهمان انجامید. تحقیقات برای دستگیری دو همدست فراری این پرونده به دستور بازپرس ادامه دارد. جوان آنلاین: دو مرد جوان که با معرفی خود به عنوان مأمور اداره آب و به دستور یکی از دوستانشان وارد خانه باجناق او در مرکز تهران شدهبودند، پس از ضربوجرح و بستن دستوپای دو نوجوان، طلاهای مادر خانواده را سرقت کردند، اما بازگشت ناگهانی زن جوان، نقشه آنها را به هم زد و تعقیبوگریز نفسگیر روی پشتبامها به دستگیری یکی از متهمان انجامید. تحقیقات برای دستگیری دو همدست فراری این پرونده به دستور بازپرس ادامه دارد.
چند روز قبل، فریادهای کمکخواهی زنی جوان در یکی از محلههای مرکزی تهران، ساکنان یک ساختمان مسکونی را سراسیمه به راهروها و پشتبام کشاند. زن جوان که با صحنهای هولناک در خانهاش روبهرو شده بود، فریاد میزد «آی دزد»؛ همزمان، تعدادی از همسایهها دو مرد غریبه را دیدند که با عجله روی پشتبام در حال فرار بودند. در حالی که گروهی از اهالی برای کمک به زن جوان وارد خانه او شدند، تعدادی دیگر تعقیب دو مرد فراری را آغاز کردند. متهمان برای گریختن از دست همسایهها از پشتبامی به پشتبام دیگر میپریدند و عدهای نیز از داخل کوچه مسیر فرار آنها را زیر نظر داشتند. سرانجام یکی از مردان با پریدن از ارتفاع زیاد به کوچه مجاور گریخت، اما همدستش که برای فرار به داخل حیاط ساختمانی پریده بود، در محاصره اهالی گرفتار شد. لحظاتی بعد، مأموران پلیس در محل حاضر شدند و متهم دستگیرشده را برای تحقیقات به اداره پلیس انتقال دادند.
نجات ۲ نوجوان از چنگ سارقان
بررسیهای اولیه نشان داد دو مرد در غیاب زن جوان و همسرش، با ترفندی وارد خانه آنها شده و پس از ضربوجرح و بستن دستوپای فرزندان ۱۱ و ۱۳ ساله خانواده، طلاهای خانه را سرقت کردهاند. سارقان زمانی که زن جوان به خانه برگشته و متوجه ماجرا شدهبود، برای فرار ناچار به پشتبام پناه بردهبودند.
شاکی پس از حضور در اداره پلیس، درباره حادثه گفت: «مدتی است بیمارم و هر از گاهی برای معاینه به بیمارستان میروم. آن روز نوبت معاینه داشتم و صبح از خانه بیرون رفتم. همسرم هم مثل همیشه سر کار رفت و دختر و پسرم در خانه تنها ماندند. چند ساعت بعد از بیمارستان برگشتم، اما هرچه زنگ خانه را زدم، کسی جواب نداد. چون فرزندانم قرار نبود از خانه بیرون بروند، نگران شدم و با کلید یدک در را باز کردم. وقتی وارد خانه شدم، با وسایل بههمریخته روبهرو شدم. دختر و پسرم را صدا زدم، اما جوابی نشنیدم. نگران شدم و با همسرم تماس گرفتم و از او خواستم به خانه برگردد. بعد وارد اتاق خواب شدم و پسرم را دیدم که دستوپا و دهانش با چسب پهن بسته شده و گوشه اتاق افتادهبود. او تلاش میکرد خودش را نجات دهد. همان لحظه فهمیدم سارقانی به خانه دستبرد زدهاند و فرزندانم را گرفتار کردهاند.» زن جوان ادامه داد: «با فریاد از همسایهها کمک خواستم و بلافاصله چسبهای دستوپا و دهان پسرم را باز کردم. او آنقدر ترسیده بود که نمیتوانست حرف بزند. وقتی دیدم خبری از دخترم نیست، وحشتم بیشتر شد. با کمک همسایهها او را هم داخل حمام، در حالی که دستوپا و دهانش بستهبود، پیدا کردیم و نجات دادیم. در همان زمان، همسایهها دو مرد غریبه را روی پشتبام دیده بودند و آنها را تعقیب کردند که یکی از آنها دستگیر شد.»
ترفند مأموران قلابی اداره آب
پسر نوجوان خانواده نیز در شرح ماجرا به مأموران گفت: «مادرم خانه نبود که زنگ در به صدا درآمد. دو مرد پشت در بودند و خودشان را مأمور اداره آب معرفی کردند. گفتند مدتی است مصرف آب خانه ما بالا رفته و احتمال دارد کنتور دستکاری شدهباشد یا لولههای داخل خانه نشتی داشته باشند. آنها به بهانه بررسی نشتی آب خواستند وارد خانه شوند. من و خواهرم هم حرفشان را باور و در را باز کردیم. به محض ورود، در را بستند و به سمت ما حمله کردند. ما را به شدت کتک زدند و بعد با چسب پهن دستوپا و دهانمان را بستند. ابتدا گوشواره و النگوهای خواهرم را به زور از او گرفتند و بعد مرا کتک زدند تا محل نگهداری طلاهای مادرم را نشان بدهم.» این نوجوان افزود: «بعد خواهرم را از من جدا کردند و با چاقو تهدیدمان کردند که اگر طلاها را تحویل ندهیم، ما را میکشند. از ترس، محل نگهداری طلاهای مادرم را که حدود ۱۲۰ گرم بود، نشانشان دادم. آنها مشغول جستوجو برای پیدا کردن اموال باارزش بودند که زنگ خانه به صدا درآمد. وقتی فهمیدند مادرم پشت در است، با عجله فرار کردند.»
ادعای متهم درباره رفاقت با طراح سرقت
متهم دستگیرشده در بازجوییها مدعی شد سابقه کیفری ندارد و برای نخستینبار به پیشنهاد یکی از دوستانش در سرقت شرکت کردهاست. او گفت: «مدتی قبل دوستم شهرام به من گفت با همسرش اختلاف پیدا کرده و همسرش مهریهاش را به اجرا گذاشتهاست. میگفت پولی برای پرداخت مهریه ندارد و ممکن است به زندان بیفتد. بعد مدعی شد باجناقش وضع مالی خوبی دارد و اگر طلاهای او را سرقت کنیم، مشکل مهریهاش حل میشود و به ما هم دستمزد خوبی میدهد. من و دوست دیگرش وسوسه شدیم و قبول کردیم.»
متهم ادامه داد: «چند روز خانه باجناق شهرام و رفتوآمدهای آنها را زیر نظر گرفتیم تا اینکه روز حادثه، ابتدا باجناقش و بعد هم همسر او از خانه بیرون رفتند. ما هم با معرفی خودمان به عنوان مأمور اداره آب وارد خانه شدیم. برای ترساندن دو نوجوان، آنها را کتک زدیم و دستوپایشان را بستیم. طلاها را برداشته بودیم که متوجه شدیم مادرشان پشت در است. به همین دلیل به پشتبام فرار کردیم و از این بام به آن بام پریدیم، اما همسایهها ما را تعقیب کردند و من دستگیر شدم. همدستم هم با طلاها فرار کرد.»
نامه عجیب متهم فراری برای باجناقش
در ادامه تحقیقات، یک روز بعد مأموران متوجه شدند شهرام بخشی از طلاهای سرقتی را داخل کیسهای کوچک گذاشته و به حیاط خانه باجناقش انداختهاست. او همچنین دستنوشتهای داخل کیسه قرار دادهبود که در آن مدعی شدهبود برای حل مشکل مهریه همسرش به این مقدار از طلاها نیاز داشته و بقیه طلاها را برگرداندهاست. او در پایان نوشته بود که خانواده دنبالش نگردند، چون پیدایش نخواهند کرد. با افشای این جزئیات، تحقیقات برای شناسایی و دستگیری متهمان فراری و روشنشدن تمام ابعاد پرونده ادامه یافت. به دستور قاضی شریفی، بازپرس شعبه سوم دادسرای ویژه سرقت، مأموران تلاش میکنند دو متهم فراری را دستگیر کنند و زوایای پنهان این سرقت خشن را مورد بررسی قرار دهند.