مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی با آسیبشناسی ارزشیابی توصیفی دوره ابتدایی پس از نزدیک به دو دهه اجرا، هشدار داد که این سیاست تحولی بهرغم برخورداری از پشتوانه نظری قوی، در عمل از تحقق اهداف خود بازمانده و به افت پنهان تحصیلی و تشدید نابرابری آموزشی دامن زده است. جوان آنلاین: گزارشی که از سوی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی منتشر شده، نشان میدهد ارزشیابی توصیفی در دوره ابتدایی پس از نزدیک به دو دهه از اجرا، با چالشهای متعدد سیاستی، ساختاری، فنی و فرهنگی مواجه بوده و نتوانسته اهداف تعیینشده خود را محقق کند.
بر اساس این گزارش، ارزشیابی توصیفی با هدف گذار از نظام کمّینگر و توجه به رشد همهجانبه شایستگیهای دانشآموزان طراحی شده بود، اما اکنون شکاف عمیقی میان اهداف سیاستی و عرصه عمل پدید آمده است.
مهمترین آسیبها و چالشها
گزارش مذکور که حاصل فراترکیب دهها پژوهش علمی منتشر شده است، مهمترین چالشهای این شیوه ارزشیابی را در چند محور دستهبندی کرده است:
۱. چالشهای مربوط به آییننامه: عدم بهروزرسانی آییننامه ارزشیابی پیشرفت تحصیلی و تربیتی دوره ابتدایی (مصوب ۱۳۸۸) بر اساس سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و سند برنامه درسی ملی، عدم تمایز میان ماهیت ارزشیابی در پایههای مختلف تحصیلی، ابهام در مقیاس چهارسطحی سنجش عملکرد، و عدم پیشبینی سازوکارهای صدور گواهینامه پایان دوره ابتدایی از جمله این چالشهاست.
۲. چالشهای سیاستی و اجرایی کلان: عدم هماهنگی سیاست ارزشیابی توصیفی با سایر عناصر نظام آموزشی از جمله نظام پذیرش مدارس خاص و شیوه ارزشیابی دوره متوسطه، غفلت مرکز ارزشیابی و تضمین کیفیت وزارت آموزش و پرورش از دوره ابتدایی، و محدودیتهای زیرساختی و منابع آموزشی از مهمترین موانع اجرای این طرح عنوان شده است.
۳. چالشهای فنی و تخصصی: ضعف در اعتبار، دقت و عینیت ارزیابی، پیچیدگی و وقتگیری فرایندها و ابزارها، و صوری شدن ارزشیابی از جمله آسیبهای فنی این طرح است.
۴. چالشهای فرهنگی-اجتماعی: مقاومت و توقعات سنتی خانوادهها، کمبود آگاهی و درک نادرست ذینفعان از ماهیت ارزشیابی توصیفی، و بازتولید گفتمان نمرهمحور در جامعه از موانع فرهنگی تحقق این سیاست بوده است.
۵. چالشهای مربوط به توانمندسازی معلمان: ضعف در دانش و مهارت حرفهای معلمان برای اجرای کیفی طرح و نارساییهای نظام آموزش و توجیه معلمان از عوامل اصلی ناکامی این طرح است.
پیامدهای نامطلوب
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس هشدار میدهد که تداوم این وضعیت به پدیدههایی، چون افت پنهان تحصیلی، ارتقای صوری دانشآموزان، تضعیف انگیزش یادگیری، و کاهش مسئولیتپذیری دانشآموزان دامن زده است. همچنین کاهش سطح سواد علمی و افزایش بیسوادی پنهان از دیگر پیامدهای نامطلوب این شیوه ارزشیابی عنوان شده است.
راهکارهای سیاستی پیشنهادی
گزارش حاضر برای برونرفت از این وضعیت، راهکارهای سیاستی متعددی ارائه کرده است:
بازنگری اساسی در آییننامه ارزشیابی توصیفی بر اساس سند تحول بنیادین و رویکرد شایستگیمحور
تعیین استانداردهای ملی یادگیری و شایستگیهای پایه برای هر یک از پایههای تحصیلی
اصلاح ماده ۴ آییننامه و توسعه مقیاس چهارسطحی سنجش عملکرد به حداقل پنج سطح
اصلاح ماده ۱۳ و تدوین دستورالعمل ملی ارزشیابی دانشآموزان با نیازهای ویژه
اصلاح ماده ۱۷ و جایگزینی طرح «آموزش جبرانی و ارزشیابی ترمیمی» به جای محرومیت از ارائه گزارش ارزشیابی برای دانشآموزان دارای غیبتهای مکرر
الحاق مادهای برای صدور «گواهینامه پایان دوره ابتدایی» بر اساس استانداردهای شایستگی
ایجاد واحد تخصصی ارزشیابی دوره ابتدایی: در مرکز ارزشیابی و تضمین کیفیت آموزش و پرورش
طراحی و استقرار داشبورد مدیریتی پایش الکترونیک: ارزشیابی توصیفی
کاهش حجم محتوای کتب درسی: متناسب با الزامات ارزشیابی توصیفی
طراحی و اجرای برنامه توانمندسازی معلمان: برای اجرای بهینه ارزشیابی توصیفی
استقرار نظام تشخیص و مداخله بههنگام: برای جلوگیری از افت تحصیلی پنهان
جمعبندی
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس با تأکید بر اینکه ارزشیابی توصیفی بهعنوان یک سیاست تحولی، گامی ارزشمند در جهت توجه به پرورش همهجانبه شایستگیهای دانشآموزان محسوب میشود، تصریح میکند که این شیوه ارزشیابی در عمل از تحقق اهداف خود بازمانده و به علت چالشهای فنی و اجرایی به افت پنهان تحصیلی و تشدید نابرابری آموزشی دامن زده است. بر این اساس، بازنگری اساسی در این سیاست و ایجاد هماهنگی میان آن با سایر ارکان نظام آموزشی، ضرورتی اجتنابناپذیر برای اصلاح و بهبود کیفیت آموزش در دوره ابتدایی است.
متن کامل گزارش را اینجا بخوانید.