با وجود اعلام آمادگی کامل برای بازگشایی مدارس از سوی آموزش و پرورش بسیاری از دانشآموزان هنوز کتاب درسی ندارند و عملاً آموزش در مدارس آغاز نشدهاست جوان آنلاین: قرار بود همهچیز مهیا شود، دستکم این چیزی بود که پیش از آغاز سال تحصیلی از سوی وزیر آموزش و پرورش اعلام میشد. قرار بود مدارس آماده بازگشایی باشند و سال تحصیلی جدید بدون هیچ خلل و کاستی شروع شود. اما حالا با وجود آنکه چند روزی از باز شدن درهای مدارس گذشته است، هنوز در برخی کلاسهای درس، دانشآموزان چشمانتظار کتابهای درسیشان هستند، کتابهایی که اگر نباشد رسماً آموزش آنها با چالش مواجه میشود.
در برخی از مقاطع ابتدایی و حتی برخی هنرستانها، گزارشهایی از نرسیدن یا تأخیر در توزیع کتب درسی به گوش میرسد. البته پیگیریهایی هم انجام شده و مسئولان نیز توضیحاتی درباره دلایل این تأخیر ارائه کردند، اما سؤال اینجاست که اگر قرار بود برای رسیدن کتابها به مدرسه، رسانهها پیگیری کنند و صدای والدین و دانشآموزان بلند شود، پس آمادگی کامل در بازگشایی مدارس، دقیقاً در کدام مرحله قرار داشت که اعلام میشد؟!
یک روز یا یک هفته تأخیر برای رساندن کتب درسی به دست بچهها شاید در ظاهر عدد بزرگی نباشد، شاید حتی دو هفته هم در مقیاس یک عملیات سراسری، صرفاً یک وقفه کوچک به نظر بیاید. اما برای دانشآموزی که روز اول مدرسه پشت نیمکت نشسته و کتابی برای خواندن ندارد، ماجرا بسیار متفاوت است. بهخصوص وقتی برخی از آنها میبینند که همکلاسی یا هممدرسهایشان کتاب به دستش رسیده، اما او و تعداد دیگری از دانشآموزان کتابی ندارند.
اگر ۹۸ یا ۹۹ درصد کار برای توزیع کتب درسی هم انجام شده باشد، برای بخش باقیمانده هنوز مسئله پابرجاست. دانشآموزی که کتابش را دریافت نکرده، چندان اهمیتی نمیدهد که طبق آمار و ارقام مسئولان چند میلیون جلد کتاب به موقع چاپ شده و به دست محصلان رسیده است، برای او، مهم سهم باقیمانده از ۱۰۰ درصد است که باعث شده کتب درسی نداشته باشد!
وقتی کتاب به کلاس درس نمیرسد
در یکی از هنرستانهای جنوب شرق تهران، هنوز کتابهای درسی به دست تعدادی از دانشآموزان نرسیده است. یکی از دانشآموزان این هنرستان میگوید که مدیر مدرسه به آنها گفته ممکن است کتابها تا دو هفته آینده هم نرسد! این ماجرا گویا در سایر هنرستانهای تهران هم تکرار شده است. یکی دیگر از هنرجویان این مدارس به «جوان» میگوید به ما گفتهاند ممکن است تا یک ماه آینده هم کتابی در کار نباشد. بیتردید یک ماه و حتی دو هفته برای دانشآموز، زمان کمی نیست. بهخصوص وقتی مدرسه شروع شده و قرار است کلاسها یکی پس از دیگری تشکیل شوند. این دانشآموز درباره وضعیت آموزش در هنرستان خود بدون کتب درسی اینگونه توضیح میدهد: «رسماً داریم تو مدرسه بازی میکنیم، چون نه کتاب داریم و نه آموزش.» جمله این دانشآموز کوتاه است، اما تصویر روشنی از وضعیتی میدهد که شاید در بخشنامهها و برنامههای توزیع دیده نشدهاست. اما در مدرسهای دیگر در پایتخت، دانشآموزان پایه پنجم هنوز چشمانتظار کتابهای درسشان هستند. به آنها گفته شده که همین امروز و فردا کتابها را تحویل میگیرند. اما معلوم نیست دقیقاً چه روزی کتاب درسی به دست پنجمیها میرسد و روزهای ابتدایی مهر که فرصت آموزش را از دست دادهاند هم چگونه جبران میشود.
در گوشه دیگری از این ماجرا، توزیع نصفه و نیمه کتب درسی نیز چالشبرانگیز شده است. مادر یکی از دانشآموزان پایه اول میگوید تعدادی از بچههای کلاس، از جمله پسر او، هنوز کتاب درسی را دریافت نکردهاند. در حالی که تعدادی دیگر کتابهایشان را گرفتهاند!
این مادر میگوید: «دلیل این تفاوت را توضیح ندادهاند، اما وقتی پسرم هر روز به مدرسه میرود و میبیند که بغلدستی و تعدادی از همکلاسیهایش کتاب دارند و او کتابی ندارد، احساس بدی دارد.»
برای کودکی که تازه مدرسه رفتن را شروع کرده، همین تفاوت ساده میتواند دیدگاه او را نسبت به کلاس درس تغییر دهد.
با این اوصاف، اگر حتی آخر مهر هم کتاب درسی به دست همه دانشآموزان برسد، با تعطیلیهای قابل پیشبینی از قبیل آلودگی هوا در پاییز و زمستان، این ادعا پربیراه نیست که بگوییم، علاوه بر تعطیلی مدارس بهدلیل جنگ در سال گذشته، امسال با بیبرنامگی آموزشوپرورش باید عملاً سال تحصیلی را ماستمالیشده قلمداد کرد.
محدودیت و چالش داشتیم!
سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش در پاسخ به پیگیریهای خبرنگار «جوان» اعلام کرده است که: «امسال حدود ۱۶۳ میلیون جلد کتاب درسی چاپ و توزیع شده و ارسال و توزیع بیش از ۹۸ درصد این حجم انجام گرفته است.» این سازمان، محدودیت ظرفیت شبکه توزیع کشوری را یکی از دلایل ادامهدار بودن فرآیند توزیع بخشی از کتابها عنوان کرده است.
در توضیحات این سازمان همچنین آمده: «در برخی عناوین خاص، از جمله تعدادی از کتابهای پایه پنجم ابتدایی، تغییرات گرافیکی و محتوایی و اصلاحات مرتبط با موضوع جنگ رمضان، موجب کندی مقطعی در روند تولید و توزیع شده است. درباره کتابهای پایه یازدهم شاخه فنیوحرفهای نیز به تغییرات گسترده در رشتهها و کتابهای درسی اشاره شده است.»
همچنین به گفته این سازمان، برخی محدودیتها و چالشهای ناشی از شرایط ویژه کشور و «جنگ تحمیلی سوم» نیز بر روند تولید و توزیع تعدادی از عناوین اثر گذاشته است.
این توضیحات قابل توجه است، همانطور که نمیتوان شرایط ویژه کشور و تبعات جنگ را نادیده گرفت. عملیات چاپ و توزیع ۱۶۳ میلیون جلد کتاب در یک شبکه گسترده، بیتردید پروژهای ساده و کمحجم نیست و اختلال در زنجیره تولید، حملونقل و توزیع میتواند آثار خود را در آخرین حلقه این زنجیره، یعنی مدرسه و دانشآموز، نشان دهد. اما شرایط ویژه، مسئولیت برنامهریزی را حذف نمیکند، اتفاقاً اهمیت آن را بیش از پیش خواهد کرد. وقتی احتمال اختلال در یک زنجیره حیاتی وجود دارد، انتظار از دستگاه اجرایی این نیست که پس از بروز مشکل، صرفاً توضیح دهد چرا بخشی از فرآیند با تأخیر مواجه شده. بلکه انتظار این است که پیش از آغاز سال تحصیلی، سناریوهای اختلال شناسایی شده باشند، برای نقاط آسیبپذیر راهحل جایگزین تعریف شده باشد و اگر قرار است بخشی از کتابها دیرتر برسند، این مسئله پیش از نشستن دانشآموز پشت نیمکت مدیریت شده باشد.
به بیان دیگر، آمادگی فقط به معنای باز شدن در مدرسه در اول مهر نیست، بلکه آمادگی یعنی دانشآموز، معلم، کلاس، برنامه درسی و ابزار آموزش تا حد امکان مهیا شده باشند؛ و بدون شک کتاب درسی هم یکی از همین ابزارهای بدیهی است، نه چیزی که بتوان نبودنش را تا اطلاع ثانوی به «در حال پیگیری بودن» حواله داد!
آمادگی کامل زیر سؤال رفت!
از سوی دیگر، در تقویم توزیع کتابهای درسی سال تحصیلی ۱۴۰۵- ۱۴۰۶، مرحله نهایی توزیع کتاب از مدرسه به دانشآموز تا اول مهر ۱۴۰۵ تعیین شده بود و در اطلاعرسانیهای مربوط به اجرای این برنامه نیز آغاز تحویل کتاب به دانشآموزان در روزهای پایانی شهریور اعلام شده بود.
بنابراین پرسش رسانهای و افکار عمومی صرفاً این نیست که چرا امروز فلان مدرسه یا فلان مقطع تحصیلی کتاب ندارد؟ بلکه پرسش مهمتر این است که چرا با وجود برنامه زمانی مشخص و اعلام قبلی آمادگی برای آغاز سال تحصیلی، هنوز بخشی از زنجیره توزیع در روزهای آغازین سال تحصیلی در حال تکمیل است؟
البته وزارت آموزش و پرورش میتواند و باید درباره موانع ایجادشده توضیح دهد، اما توضیح دادن درباره یک اختلال، با مدیریت کردن آن یکی نیست. اگر قرار باشد هر بار بخشی از یک فرآیند ملی با مشکل مواجه شد، پس از آغاز کار، علت را به محدودیت ظرفیت، شرایط ویژه، تغییرات محتوایی یا سایر موانع نسبت دهیم، سؤال بعدی ناگزیر درباره پیشبینیپذیری و مدیریت ریسک است. اینکه تغییرات محتوایی و گرافیکی، تغییرات کتابهای درسی یا حتی شرایط جنگی، اگر پیش از آغاز سال تحصیلی قابل شناسایی بودند، پس میبایست در طراحی زمانبندی و شبکه توزیع نیز به حساب آمده باشند؛ و اگر برخی از این موانع واقعاً خارج از کنترل بودهاند، برای مدرسه و دانشآموزی که کتابش به موقع نرسیده، راهحل عملی چه بوده است؟ و این همان نقطهای است که آمار ۹۸ درصد دیگر کافی نیست و رسانهها و افکار عمومی را قانع نمیکند. ۹۸ درصد، در گزارش عملکرد یک پروژه عددی قابل توجه است، اما در کلاس درس، آن دو درصد باقیمانده میتواند به ایجاد چالش برای هزاران دانشآموز تبدیل شود که روزهای اول سال تحصیلی را بدون کتاب آغاز میکنند.
سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی همچنین گفته که تمامی ظرفیتها و امکانات موجود برای تسریع در ارسال و توزیع عناوین باقیمانده به کار گرفته شده و پیگیریها تا رسیدن کتابها به مدارس و دانشآموزان ادامه خواهد داشت. حالا باید منتظر ماند و دید این پیگیریها چه زمانی به نتیجه میرسد.