خروج امریکا از منطقه پدیدهای دفعی و شتابزده نخواهد بود، اما تحقق تدریجی آن با توجه به رفتارهای بیثباتکننده امریکا و هراس کشورهای منطقه از تشدید ناآرامیها، میتواند زمینهساز نوعی خروج نرم و آرام از منطقه شود خروج امریکا از منطقه پدیدهای دفعی و شتابزده نخواهد بود، اما تحقق تدریجی آن با توجه به رفتارهای بیثباتکننده امریکا و هراس کشورهای منطقه از تشدید ناآرامیها، میتواند زمینهساز نوعی خروج نرم و آرام از منطقه شود. جنگ با ایران برای امریکا مستلزم صرف هزینههای سنگین و گسیل نیروهای بیشتر به منطقه است، اما در بلندمدت، افزایش هزینهها و تشدید نارضایتیها در داخل امریکا، در صورت تداوم جنگی بدون دستاورد ملموس و متقن میتواند جبراً به تغییر رویکرد و رفتار این کشور در منطقه منجر شود.
خروج آمریکا از منطقه میتواند از مسیر کاهش تدریجی نیرو و امکانات و همچنین توجیهتراشیهایی مانند چابک سازی و کاهش ماموریت در منطقه دنبال شود. دادههای منتشرشده در جریان جنگ ایران و امریکا نشان میدهد که بخشی از زیرساخت و نیروی انسانی امریکا در منطقه شدیداً مورد آسیب و تحت فشار قرار گرفته و خود پنتاگون نیز پس از جنگ، موضوع کاهش حضور در خلیج فارس را بررسی کرده است. به این ترتیب، کاهش یا بازآرایی حضور امریکا به گزینهای تبدیل شده که در محاسبات دفاعی این کشور مورد بررسی قرار گرفته است. در واقع، جنگ امریکا با ایران اشتباهی بود که منجر به عیان شدن ضعفهای سیستماتیک دفاعی امریکا در منطقه شد و عملاً کارکرد حضور پایگاههای امریکا را در غرب آسیا زیر سؤال برد. با شروع حملات ایران در قالب راهبرد جنگ منطقهای، سنتکام بخشی از نیروها را از پایگاههای اصلی پراکنده کرد و شماری از آنها حتی به اروپا منتقل شدند. نیویورکتایمز در ماه نخست جنگ گزارش داد که هزاران نیروی امریکایی از مواضع اصلی خارج و به محلهای جایگزین منتقل شدهاند. پیت هگست، وزیر جنگ امریکا در ماه اول جنگ اعلام کرد که بیش از ۹۰ درصد از نیروهای امریکایی مستقر در پایگاههای منطقه، از تیررس آتش ایران خارج شدهاند. این نشاندهنده یک تخلیه گسترده و سریع از پایگاهها و گریز از موقعیتهای در معرض حمله بود، که از نگرانی جدی واشینگتن از آسیبپذیری نیروهایش در برابر حملات ایران خبر میداد. در بحرین نیز پس از حملات ایران به تأسیسات دریایی امریکا، حدود ۱۵۰۰ نیروی امریکایی به همراه خانوادههای بخشی از نظامیان از این کشور خارج و به امریکا منتقل شدند و بخش لجستیک نیز به دیگو گارسیا در اقیانوس هند منتقل شد.
این موارد نشان میدهد که حتی در زمان تداوم عملیات نظامی، بخشی از حضور ثابت امریکا در منطقه به حضور پراکندهتر و کمتمرکزتر تبدیل شده است. اهمیت این روند زمانی بیشتر میشود که خسارت واردشده به زیرساختهای نظامی امریکا در نظر گرفته شود. واشینگتنپست طی ماه گذشته گزارش داد که پنتاگون در حال بررسی کاهش حضور نظامی در خلیج فارس است و حتی درباره این موضوع بحث میکند که آیا همه پایگاههای آسیبدیده را به ظرفیت پیش از جنگ بازسازی کند یا خیر. بر اساس همین گزارش، بسیاری از پایگاههای اصلی امریکا پیش از آغاز جنگ نیز به دلیل آسیبپذیری در برابر موشکها و پهپادهای ایران تخلیه یا با سطح نیروی انسانی پایینتر اداره شده بودند. همچنین بیش از ۲۰۰ تأسیسات امریکایی در جریان جنگ آسیب دیده یا تخریب شده بودند.
گزارش بازرس کل وزارت دفاع امریکا که در ماه جاری منتشر شد نیز دامنه خسارت را گسترده توصیف میکند و از آسیب یا تخریب صدها ساختمان و سازه در پایگاههای امریکا در کویت، بحرین، قطر، امارات، عربستان سعودی، عراق، عمان و اردن خبر میدهد. واشینگتنپست نیز بر اساس بررسی تصاویر ماهوارهای، دستکم ۲۲۸ ساختمان، سازه و قطعه تجهیزات امریکایی را در ۱۵ سایت نظامی آسیبدیده یا منهدمشده شناسایی کرده است. این خسارتها شامل آشپزخانهها، ساختمانهای محل استقرار نیروها، تأسیسات سوخت، تجهیزات راداری، ارتباطی و سامانههای پدافندی بوده است. در نتیجه، تنها میزان خسارت مالی به ساختمانها مطرح نیست بلکه آسیبپذیری زیرساختها است که بخش مهمی از حضور نظامی امریکا در منطقه بر آنها متکی است.
موضوع تلفات نیز با اختلاف میان آمارهای رسمی و گزارشهای رسانهای همراه شده و تردیدهای بسیاری را در مورد آمار واقعی هزینهها و حتی موقعیت کنونی امریکا در جنگ ایجاد کرده است. واشینگتنپست با استناد به اظهارات چند مقام امریکایی مطلع از دادههای داخلی وزارت دفاع گزارش داده است که شمار نظامیان امریکایی کشتهشده در جنگ ممکن است بیشتر از آمار عمومی اعلامشده توسط پنتاگون باشد. پنتاگون درباره اختلاف میان آمار داخلی و عمومی توضیحی ارائه نکرده است. واکنش تند پیت هگست، وزیر جنگ امریکا، به این گزارش نیز نشان داد که موضوع تلفات به یکی از مسائل مورد مناقشه در فضای سیاسی و رسانهای امریکا تبدیل شده و آمارها ارائهشده واقعی نیست.
با وجود این، به نظر میرسد آمار تلفات و خسارات واردشده به تأسیسات نظامی و پایگاههای امریکایی باید بیش از این مقدار باشد. فرمانده سپاه در اسفندماه اعلام کرد که ۷۰ درصد از پایگاهها و مقرهای نیروهای امریکایی در منطقه منهدم شدهاند. تصاویر ماهوارهای منتشرشده در رسانهها نیز از تخریب گسترده پایگاههای امریکایی در کشورهای منطقه همچون بحرین، عربستان، امارات، قطر، اردن و کویت حکایت دارد و شاهدی بر این اظهارات است.
به دلایل فوق و اطلاعات ارائهشده، ایده اخراج امریکاییها از منطقه نهتنها دور از ذهن نیست، بلکه با تداوم آسیبپذیری آنها در برابر حملات، فرسایش روانی نیروهای امریکایی در گذر زمان مانند ناو لینکلن، ادامه اعتراضات مردمی ضد جنگ در امریکا و کاهش اعتبار سیاستهای کاخ سفید نزد حکام عرب خلیج فارس و افزایش هزینههای جنگ و انرژی در امریکا میتواند امکانپذیر باشد. طبق گزارشها هزینه جنگ تا ماه جاری حدود ۶/۴۳ میلیارد دلار برآورد شده است. به همین جهت، آشکار شدن آسیبپذیری پایگاههای امریکایی و ناتوانی در حفاظت از متحدان منطقهای یا به تعبیری، فروپاشی چتر امنیتی امریکا که پیشتر توجیهکننده حضور امریکا در منطقه بود ضرورت این حضور را به چالش کشیده است. از این رو، آنچه ایران درباره هدف خروج امریکا از منطقه میگوید، شدنی است.