کد خبر: 1380558
تاریخ انتشار: ۲۹ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۳
حنیف غفاری
1 استیو ویتکاف و جرد کوشنر کماکان به نماد‌های دیپلماسی و سیاست خارجی دولت ترامپ تبدیل شده‌اند. شاید تنها وجه مشترک این دو با ترامپ، لمپن بودن آنهاست. گزارش اخیر فایننشال‌تایمز با واژگانی تند و صریح، پرده از یک واقعیت ملموس در ساختار تصمیم‌گیری واشینگتن برداشته است: ظهور «آماتوریسم-لمپنیسم» در عالی‌ترین سطوح سیاست خارجی. 

استیو ویتکاف و جرد کوشنر کماکان به نماد‌های دیپلماسی و سیاست خارجی دولت ترامپ تبدیل شده‌اند. شاید تنها وجه مشترک این دو با ترامپ، لمپن بودن آنهاست. گزارش اخیر فایننشال‌تایمز با واژگانی تند و صریح، پرده از یک واقعیت ملموس در ساختار تصمیم‌گیری واشینگتن برداشته است: ظهور «آماتوریسم-لمپنیسم» در عالی‌ترین سطوح سیاست خارجی. 
سپردن سکان پیچیده‌ترین بحران‌های قرن بیست‌ویکم، از جنگ اوکراین گرفته تا تنش‌های خاورمیانه و پرونده ایران، به دست افرادی نظیر کوشنر و ویتکاف پرده از یک بحران عمیق در حوزه تصمیم‌سازی سیاست خارجی ایالات متحده برمی‌دارد. 
هسته اصلی شکست این رویکرد، در خطای شناختی ناشی از پیشینه حرفه‌ای این افراد نهفته است. کوشنر و ویتکاف، در مقام تاجران برجسته املاک و مستغلات، عادت دارند که هر پرونده پیچیده‌ای را در قالب یک معامله تجاری-ملکی تصور کنند، اما دنیای ژئوپلیتیک با بازار املاک نیویورک تفاوت ماهوی دارد. در اینجا، طرف‌های درگیر نه بر سر «قیمت» یا «سود پروژه»، بلکه بر سر «بقای ملی»، «امنیت سرزمینی» و «هویت ایدئولوژیک» می‌جنگند. نگاه کوشنر و ویتکاف ترجمانی از همان نگاه ترامپ است: سطحی‌نگری خطرناکی که پیچیدگی‌های تاریخی، ایدئولوژیک، تمدنی و نظامی این جنگ‌ها را نادیده می‌گیرد. 
مذاکرات اخیر ویتکاف و کوشنر با مقامات روسی و اوکراینی (بر سر جنگ) در همین راستا قابل تفسیر است. سفر اخیر این دو چهره به مسکو و بلافاصله به کی‌یف، نمادی تمام‌عیار از این «آماتوریسم» است. دیپلماسی کلاسیک نیازمند زیرساختی از اعتماد، کانال‌های پشتیبانی و «نقشه راه» است، اما به نظر می‌رسد این دیدار‌ها بیش از آنکه حاصل یک استراتژی کلان طراحی‌شده در نهاد‌های امنیتی امریکا باشد، شبیه به «بازاریابی برای یک توافق نارس» بوده است. این نوع رفتار این پیام را به متحدان امریکا در ناتو مخابره می‌کند که واشینگتن ممکن است هر لحظه آنها را در پای میز «معامله‌های شخصی» قربانی سازد. 
این سبک از دیپلماسی شخصی و معامله‌گرانه، هزینه‌ای فراتر از شکست دارد. وقتی دیپلماسی از یک فرآیند مبتنی بر خرد جمعی و کارشناسی به یک فعالیت «شخصی‌سازی‌شده» توسط چند تاجر تبدیل می‌شود، پیش‌بینی‌ناپذیری امریکا به اوج می‌رسد. در پرونده ایران، این «ساده‌انگاری» به معنای نادیده گرفتن قدرت ذاتی و اکتسابی ایران و دکترین‌های امنیتی منطقه‌ای است. واشینگتن در حال حاضر در حال تجربه یک بحران «تخصص» است. استفاده از تاجران املاک برای حل گره‌های ژئوپلیتیک، مضحک است. زمانی که لمپنیسم و آماتوریسم در بطن سیاست خارجی مداخله‌گرایانه و توحش‌آمیز همیشگی واشینگتن نمود پیدا می‌کند، محصولی جز «اضمحلال دستگاه دیپلماسی امریکا» در انتظار آن نیست.

برچسب ها: ویتکاف ، امریکا ، دیپلماسی
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار